پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آقای سید علی حسینی سیستانی

کتب فتوایی » توضیح المسائل جامع

قرآن و اسماء متبرّکه ← → احكام ظرف‌‌‌ها

وضو


مسأله ۲۵۷. در وضو واجب است انسان صورت و دست‌‌ها را بشوید و جلوی سر و روی پاها را مسح کند.

احكام شستن صورت و دست‌ها


مسأله ۲۵۸. صورت را از جهت طول باید از بالای پیشانی، جایی که موی سر می‌‌روید، تا آخرِ چانه شُست و از جهت عرض، به مقداری که بین انگشت وسط و شست قرار می‌گیرد، باید شسته شود و اگر فرد مختصری از این مقدار را نشوید، وضویش باطل است و در صورتی که انسان یقین یا اطمینان نکند این مقدار کاملاً شسته شده، باید برای اینکه یقین یا اطمینان به شستن مقدار لازم پیدا كند، کمی از اطراف آن را هم بشوید. همچنین شستن صورت، بنابر احتیاط واجب، باید با رعایت ترتیب از طرف بالا به پایین باشد و همین که در عرف گفته شود از بالا به پایین شسته شده، کافی است بنابراین اگر آب را بر ابتدای پیشانی - محلّ روییدن مو - بریزد سپس آن را بر هر دو طرف صورت به طور معمول به صورت خط منحنی جاری نماید، شستن از بالا به پایین صورت گرفته است و اگر فرد آب وضو را بر ابتدای پیشانی نریزد بلکه بر قسمتی پایین‌تر از آن مثل پایین پیشانی و محلّ ابروها بریزد سپس بلافاصله قسمت بالای پیشانی را که خشک مانده دست بکشد تا تر شود و بعد بر محلّ ریختن آب و پایین‌تر از آن دست بکشد و به این شستن هم اکتفاء نماید، بنابر احتیاط واجب چنین وضویی صحیح نیست.[۱]

مسأله ۲۵۹. اگر صورت کسی در ناحیه چانه، بلندتر از مردم معمولی باشد، لازم است تمام صورت خود را بشوید و چنانچه در پیشانی او مو روییده یا جلوی سرش مو ندارد باید در نظر بگیرد مردم معمولی از هر جا صورت خود را می‌شویند، او هم از همان جا به اندازه معمول، پیشانی را بشوید. امّا شخصی كه به دلیل بزرگی صورت یا كوچكی آن در جهت عرض یا به سبب بلندی انگشتان یا كوتاهی آنها، خلقت متناسب و معمولی ندارد باید انگشتانی را که متناسب با چهره او است در نظر گرفته و مقدار بین انگشت وسط و شَستِ چنین دستی را بشوید.

مسأله ۲۶۰. صورت و دست‌‌ها را باید طوری شُست که آب به پوست بدن برسد و اگر مانعی وجود دارد باید آن را برطرف کند، حتّی اگر احتمال دهد چرک یا چیز دیگری در ابروها و گوشه‌‌های چشم و لب او هست که مانع از رسیدن آب به پوست می‌شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا (احتمال معقول) باشد، باید پیش از وضو بررسی کند که اگر هست آن را برطرف نماید.

مسأله ۲۶۱. اگر پوست صورت از بین مو پیدا باشد، باید آب را به پوست برساند و اگر پیدا نباشد، شستن ظاهر مو کافی است و رساندن آب به زیر آن لازم نیست؛ مگر آنكه رساندن آب به زیر آنها آسان باشد و نیاز به دقّت و بررسی نداشته باشد كه در این صورت باید زیر آن شسته شود مثل سبیل بلندی كه از دو طرف روی محاسن یا پوست صورت را پوشانده و به راحتی می‌توان آن را كنار زد.

مسأله ۲۶۲. اگر شک كند پوست صورت از بین مو پیدا است یا نه، باید مو را بشوید و آب را به پوست هم برساند.

مسأله ۲۶۳. شستن داخل بینی و مقداری از لب و چشم كه در وقت بستن دیده نمی‌‌شود واجب نیست ولی اگر انسان شک كند از جاهایی كه باید شسته شود چیزی باقی مانده یا نه، واجب است برای آنكه یقین به شستن مقدار لازم پیدا كند، مقداری از آنها را هم بشوید و كسی كه این امر را نمی‌دانسته اگر احتمال معقول دهد در وضویی كه گرفته مقدار لازم را شسته است، نمازهایی را كه با آن وضو خوانده صحیح است و لازم نیست برای نماز بعدی دوباره وضو بگیرد.

مسأله ۲۶۴. بعد از شستن صورت ابتدا باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتان بشوید و اگر انسان شک كند كه آرنج را كاملاً شسته یا نه، باید برای آنكه یقین كند مقدار لازم را شسته، مقدار کمی بالاتر از آرنج را هم بشوید.

مسأله ۲۶۵. كسی كه پیش از شستن صورت دست‌‌های خود را تا مچ شسته، در موقع وضو باید تا سر انگشتان بشوید و اگر فقط دست‌ها را تا مچ بشوید وضوی او باطل است.

مسأله ۲۶۶. باید دست‌‌ها را با رعایت ترتیب از بالا به پایین شست و همین که عرفاً بگویند از بالا به پایین شسته کافی است؛ بنابر این اگر فرد مثلاً ابتدا قسمت بیرونی دست را از آرنج تا پایین دست بشوید وبعد قسمت داخلی آرنج و پایین تر از آن را دست بکشد و بشوید، شستن از بالا به پایین صورت گرفته و لازم نیست قسمت بیرونی و داخلی هم‌زمان شسته شود امّا اگر از پایین به بالا بشوید وضو باطل است. همچنین اگر مثلاً از نصف ساعد تا سر انگشتان را به نیّت وضو بشوید سپس قسمت آرنج تا نصف ساعد را که خشک مانده بشوید وضو صحیح نیست و نیز اگر آب را بر پایین‌تر از آرنج بریزد، سپس بلافاصله قسمت بالای آرنج را که خشک مانده دست بکشد تا تر شود و بعد بر محلّ ریختن آب و پایین‌تر از آن دست بکشد، بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند به این وضو اکتفا نماید.[۲]

مسأله ۲۶۷. اگر دست را تر كند و به صورت و دست‌‌ها بكشد، چنانچه تری دست به قدری باشد كه با كشیدن دست، آب آنها را فرا گیرد و شستن (غَسْل) صدق كند، كافی است و در این صورت لازم نیست كه آب بر آنها جاری شود.

مسأله ۲۶۸. در وضو، شستن صورت و دست‌‌ها مرتبه اوّل، واجب و مرتبه دوم، مستحب و مرتبه سوم، حرام است و منظور از شستنِ مرتبه اوّل، آن است كه به قصد وضو، صورت یا دست را كاملاً بشوید، بنابراین اگر با یک مرتبه یا چند مرتبه آب ریختن - به كمک دست كشیدن یا بدون آن - عضو كاملاً شسته شود، مرتبه اوّل محقّق شده و شستن بعد از آن هرچند به نیّت شستن اوّل هم باشد، جزء شستن اوّل محسوب نمی‌‌شود. بنابراین در تحقّق شستن اوّل، دو مطلب شرط است: اوّل: آنكه شستن به قصد وضو باشد. دوم: آنكه آب تمام عضو را كاملاً فرا بگیرد كه جایی برای احتیاط نباشد و در شستن بعدی اگر این دو شرط موجود باشد مرتبه دوم محقّق می‌شود ولی اگر در مرتبه دوم، شرط اوّل موجود نباشد یعنی بعد از شستن اوّل، بدون قصدِ وضو عضو را بشوید، لازم است مراعات مقتضای احتیاط ترک نشود و برای مرتبه سوم، احتیاطاً عضو را نشوید.[۳]

احكام مسح سر و پاها


مسأله ۲۶۹. بعد از شستن هر دو دست، باید جلوی سر را با تری آب وضو كه در دست مانده (نه با آب دیگر) مسح كند و مسح سر با كلّیه قسمت‌‌های هر یک از دو دست كه در وضو شسته می‌‌شود از آرنج تا سر انگشتان جایز است. هرچند احتیاط مستحب آن است كه با كف دست راست مسح نماید و همچنین، احتیاط مستحب است كه مسح را از بالا به پایین انجام دهد.

مسأله ۲۷۰. یک قسمت از چهار قسمت سر كه مقابل پیشانی است جای مسح می‌باشد و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح كند كافی است، هرچند احتیاط مستحب آن است كه از نظر طول به اندازه طول یک انگشت و از نظر عرض به اندازه عرض سه انگشت بسته مسح نماید.

مسأله ۲۷۱. لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد بلكه بر موی جلوی سر هم صحیح است ولی كسی كه موی جلوی سر او به اندازه‌‌ای بلند است كه اگر مثلاً شانه كند به صورتش می‌‌ریزد یا به جاهای دیگر سر می‌‌رسد، باید قسمتی از موها را كه پس از شانه كردن از محدوده جلوی سر خارج نمی‌‌شود مسح كند. همچنین می‌‌تواند فرق سر را باز كرده و بُنِ موها یا پوست سر را مسح كند و اگر موهایی را كه به صورت می‌‌ریزد یا به جای دیگر سر می‌رسد، جلوی سر جمع كند و بر آنها مسح نماید، یا بر موی جاهای دیگر سر كه جلوی آن آمده مسح كند، چنین مسحی باطل است.

مسأله ۲۷۲. بعد از مسح سر واجب است با تری آب وضو كه در دست مانده (با توضیحی كه در مسح سرمسأله ۲۶۹ گفته شد) روی پاها را از سر یكی از انگشتان پا تا برآمدگی روی پا مسح کند بلکه احتیاط واجب این است که تا مفصل را هم مسح نماید. بنابراین فردی كه می‌داند مسح پای خویش را در وضو تا برآمدگی روی پا كشیده نه تا مفصل، احتیاط واجب آن است که نمازهای واجبی را كه یقین یا اطمینان دارد با چنین وضویی به جا آورده، دوباره خوانده و اگر وقت گذشته، قضاء نماید[۴]، امّا اگر احتمال معقول می‌‌دهد در وضویی كه برای نمازهایش گرفته مسح پا را - هرچند بطور اتّفاقی - بقصد وضو تا مفصل كشیده است آن نماز‌ها صحیح می‌باشد و لازم نیست آنها را دوباره خوانده یا قضاء نماید.

شایان ذكر است مسح مقداری از نوک انگشت پا كه نزدیک ناخن است و عرفاً جزء روی پا محسوب می‌شود واجب است ومسح مقداری از آن كه عرفاً جزء كف (باطن) پا شمرده می‌شود لازم نیست و در صورت شک بنابر احتیاط لازم مقدار مشكوک را مسح نماید.

مسأله ۲۷۳. احتیاط مستحب آن است كه فرد پای راست را با دست راست و پای چپ را با دست چپ مسح نماید و نیز احتیاط مستحب آن است كه شروع مسح پا از سرِ انگشتان پا باشد و به مفصل ختم گردد هرچند جایز است بر عكس مسح نماید.

مسأله ۲۷۴. عرض مسح پا به هر اندازه باشد كافی است ولی بهتر آن است كه به اندازه عرض سه انگشت بسته باشد بلكه بهتر است تمام روی پا را با تمام كف دست[۵] مسح نماید.

مسأله ۲۷۵. در مسح پا لازم نیست فرد كف دست را بر سرِ انگشت‌‌ها بگذارد و بعد به پشت پا بكشد، بلكه می‌تواند تمام كف دست را روی پا بگذارد و كمی بكشد.

مسأله ۲۷۶. در مسح سر و روی پاها باید دست روی آنها كشیده شود و اگر انسان دست را نگه‌دارد و سر یا پا را به آن بكشد، مسح باطل است ولی اگر موقعی كه دست را می‌‌كشد سر یا پا مختصری حركت كند، اشكال ندارد.

مسأله ۲۷۷. جای مسح باید خشک باشد و اگر به قدری تر باشد كه تری دست به آن اثر نكند، مسح باطل است ولی اگر مختصری رطوبت داشته باشد به طوری كه آب دست هنگام مسح بر آن غلبه كند و آن رطوبت در آب مسح از بین رفته به حساب آید، اشكال ندارد.

مسأله ۲۷۸. اگر برای مسح، رطوبت و تری در دست‌‌های وضو گیرنده نمانده باشد به گونه‌‌ای كه از آرنج تا سر انگشتانِ هر دو دست خشک شده باشد، نمی‌‌تواند دست را با آب خارج از اعضاء وضو تر كند، بلكه باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از سایر نقاط صورت (غیر از ریش) مثل ابرو یا گونه‌ها چه برای کسانی که ریش دارند و چه افرادی که ریش ندارند بنابر احتیاط واجب کافی نیست.

مسأله ۲۷۹. اگر تری دست فقط به اندازه مسح سر باشد احتیاط واجب آن است كه سر را با همان تری مسح كرده و سپس برای مسح پاها از ریش خود رطوبت بگیرد.

مسأله ۲۸۰. مسح كردن از روی جوراب و كفش باطل است ولی اگر انسان به علّت سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند این‌‌ها نتواند كفش یا جوراب را بیرون آورد، احتیاط واجب آن است كه مسح بر جوراب و كفش نموده و تیمّم نیز بنماید و اگر تقیه خوفیّه در بین باشد مسح بر جوراب و كفش كافی است.

مسأله ۲۸۱. اگر روی پا نجس باشد و نتواند برای مسح، آن را آب بكشد، باید تیمّم نماید.

وضوی ارتماسی


مسأله ۲۸۲. وضوی ارتماسی آن است كه انسان صورت و دست‌‌ها را به قصد وضو در آب فرو برد و اگر صورت و دست‌‌ها داخل آب باشند و انسان بخواهد به قصد وضوی ارتماسی آنها را از آب خارج كند، وضوی او بنابر احتیاط واجب صحیح نیست.

مسأله ۲۸۳. در وضوی ارتماسی هم باید صورت و دست‌‌ها از بالا به پایین شسته شود. بنابراین باید صورت را از طرف پیشانی و دست‌‌ها را از طرف آرنج در آب فرو برد.[۶]

مسأله ۲۸۴. اگر وضوی بعضی از اعضاء را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی انجام دهد، اشكال ندارد.

شرایط صحّت وضو


مسأله ۲۸۵. صحیح بودن وضو چند شرط دارد که در مسائل بعد به ذکر و توضیح آن‌ها پرداخته می‌شود:

شرط اوّل و دوّم: آب وضو پاک و مطلق باشد


مسأله ۲۸۶. آبی كه با آن وضو گرفته می‌شود باید پاک باشد و نیز بنابر احتیاط واجب آلوده به چیزی كه انسان از آن متنفر است - مثل ادرار حیوانات حلال گوشت و مردار پاک و چرک زخم - نباشد، هرچند آن چیز شرعاً پاک باشد.

مسأله ۲۸۷. وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است. هرچند انسان نجس بودن یا مضاف بودن آن را نداند یا فراموش كرده باشد و اگر با آن وضو، نمازی هم خوانده باشد، باید آن نماز را دوباره با وضوی صحیح بخواند.

مسأله ۲۸۸. اگر غیر از آبِ گِل آلود مضاف، آب دیگری برای وضو ندارد، چنانچه وقت نماز کم باشد طوری كه برای وضو و خواندن واجبات نماز وقت نداشته باشد، باید تیمّم كند و اگر وقت دارد باید صبر كند تا آب صاف شود، یا به وسیله‌‌ای آن را صاف نماید و وضو بگیرد و آب گل آلود در صورتی مضاف می‌‌شود كه دیگر به آن، آب گفته نشود.

شرط سوم: آب وضو غصبی نباشد


مسأله ۲۸۹. وضو با آب غصبی و با آبی كه معلوم نیست صاحب آن راضی است یا نه، حرام و باطل است ولی اگر قبلاً صاحبش راضی بوده و انسان نمی‌‌داند كه از رضایتش برگشته یا نه، وضو با آن صحیح می‌باشد.

امّا در صورتی كه مكان یا فضا یا ظرف یا محلّ ریزش آب وضو، مباح نباشد، وضو صحیح است؛ هرچند فرد به علّت تصرّف غصبی معصیت كرده است. بنابر این اگر مكان یا فضا یا محلّ ریزش آب وضو، غصبی باشد و انسان بتواند در مكان دیگر که غصبی نیست وضو بگیرد باید به آن جا برود و اگر نتواند، وظیفه او تیمّم است ولی در هر صورت، اگر در آنجا وضو گرفت، هرچند معصیت كرده امّا وضوی او صحیح می‌باشد؛ مگر آنكه قصد قربت برای او حاصل نشود.

مسأله ۲۹۰. وضو گرفتن از وضوخانه یا حوض آب مساجد و مدارس علوم دینی كه موقوفه ‌هستند و انسان نمی‌‌داند آن مكان را برای استفاده همه مردم قرار داده‌‌اند یا اختصاص به نمازگزاران آن مسجد یا طلّاب آن مدرسه دارد، جایز نیست مگر در صورتی كه معمولاً مردم متدین از آب آنجا وضو می‌‌گیرند و كسی هم آنان را منع نمی‌‌كند.

مسأله ۲۹۱. كسی كه نمی‌‌خواهد در مسجدی نماز بخواند، اگر نداند وضوخانه آن را برای همه مردم وقف كرده‌‌اند یا برای كسانی كه در آنجا نماز می‌‌خوانند، نمی‌‌تواند در آنجا وضو بگیرد ولی اگر معمولاً كسانی هم كه نمی‌‌خواهند در آنجا نماز بخوانند از آن وضوخانه وضو می‌‌گیرند و كسی آنان را منع نمی‌‌كند، می‌‌تواند در آنجا وضو بگیرد.

مسأله ۲۹۲. وضو گرفتن از آب مسافرخانه‌‌ها و هتل‌‌ها و پاساژها و مکان‌های تجاری دیگر و رستوران‌‌های بین راهی و مانند اینها برای كسانی كه ساكن آن جاها نیستند، در صورتی صحیح است كه معمولاً كسانی هم كه ساكن آنجا نیستند در این مکان‌ها وضو می‌‌گیرند و كسی منع نمی‌‌كند.

مسأله ۲۹۳. هرگاه كسی از طلاب مدرسه‌‌ای نباشد ولی مهمان طلّاب آن مدرسه شود، وضو گرفتن او در آن مدرسه اشكال ندارد به شرط اینكه پذیرفتن چنان مهمانانی بر خلاف شرایط وقف نباشد. همچنین است حكم در مورد كسی كه مهمان مسافران مسافرخانه یا هتل و مانند آن است.

مسأله ۲۹۴. آبی را كه برای جهت خاصّی اجازه داده اند، استفاده از آن در غیر آن جهت جایز نیست مثلاً وضو گرفتن از آبِ آب سردكن كه فقط برای آشامیدن قرار داده شده، جایز نیست.

مسأله ۲۹۵. وضو گرفتن از نهرهای كوچک یا بزرگ كه بنای عقلاء بر جواز تصرّف و استفاده از آنهاست، بدون اجازه مالک، هرچند انسان نداند كه صاحب آنها راضی است، اشكال ندارد بلكه اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهی كند یا اینكه انسان بداند كه مالک راضی نیست یا اینكه مالک، صغیر یا دیوانه باشد، باز هم تصرّف جایز است.

مسأله ۲۹۶. اگر انسان فراموش كند آب غصبی است و با آن وضو بگیرد، وضویش صحیح است ولی كسی كه خودش آب را غصب كرده چنانچه غصبی بودن آن را فراموش كند و وضو بگیرد، وضوی او بنابر احتیاط واجب، اشكال دارد. همچنین اگر با اعتقاد به اینكه آب از خود اوست وضو بگیرد و بعد از وضو معلوم شود مال دیگری می‌باشد وضوی او صحیح است و در هر دو صورت ضامن آب مصرفی برای مالک آن می‌باشد.

مسأله ۲۹۷.  اگر آب مباح (غیر غصبی) در ظرف غصبی باشد و فرد غیر از آن آب دیگری نداشته باشد، در صورتی كه بتواند به صورتی شرعی (مثل اجازه گرفتن از مالک برای خالی نمودن آب ظرف) آن آب را در ظرف دیگر خالی نماید، لازم است آن را خالی كرده و بعداً وضو بگیرد و چنانچه ممكن نباشد باید تیمّم كند و امّا اگر آب دیگری دارد لازم است با آن وضو بگیرد و در هر دو صورت، اگر مخالفت كرده و با آبِ ظرف غصبی وضو بگیرد، هرچند معصیت كرده امّا وضویش صحیح می‌باشد.

مسأله ۲۹۸. وضو گرفتن از حوضی كه مثلاً یک آجر یا یک سنگ آن غصبی است، چنانچه برداشتن آب عرفاً، تصرّف در آن آجر یا سنگ حساب نشود، اشكالی ندارد و در صورتی كه تصرّف در آن آجر یا سنگ حساب شده باشد برداشتن آب از آن حرام است ولی وضو با آن آب صحیح می‌باشد. همچنین است حکم، اگر شیر آب یا قسمتی از لوله كشی آب، غصبی باشد ولی خود آب غصبی نباشد.

مسأله ۲۹۹. اگر در صحن یكی از امامان یا امامزادگان(علیهم‌السلام) كه قبلاً قبرستان بوده، حوض یا نهری بسازند، چنانچه انسان نداند كه زمین صحن را برای قبرستان وقف كرده‌‌اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشكال ندارد امّا اگر معلوم است كه زمین را برای خصوص دفن اموات وقف كرده‌‌اند، ساختن وضوخانه یا إحداث حوض آب در آن جایز نیست و وضو گرفتن از آن حرام می‌باشد.

شرط چهارم: اعضای وضو موقع شستن و مسح كردن پاک باشد


مسأله ۳۰۰. برای آنكه وضوصحیح باشد لازم است اعضای وضو موقع شستن و مسح كردن پاک باشد، هرچند به این صورت كه در حال وضو قبل از شستن یا مسح كردن عضو نجس آن را تطهیر نماید ولی اگر عضو متنجّس با یک بار شستن پاک می‌‌گردد و آب، كُر یا جاری باشد، در این صورت با فرو بردن عضو در آب به نیّت وضو یا با شستن عضو زیر شیر متّصل به آبِ كُر یا جاری، هم عضو تطهیر می‌شود و هم شستن وضویی محقّق می‌‌گردد.

مسأله ۳۰۱. اگر قبل از تمام شدن وضو، جایی را كه شسته یا مسح كرده نجس شود، وضو صحیح است.

مسأله ۳۰۲. اگر غیر از اعضای وضو، جایی از بدن نجس باشد، وضو صحیح است ولی اگر مخرج ادرار یا مدفوع را تطهیر نكرده باشد، احتیاط مستحب آن است كه اوّل آن را تطهیر كند و بعد وضو بگیرد.

مسأله ۳۰۳. اگر یكی از اعضای وضوی فرد، نجس باشد و بعد از وضو شک كند كه قبل از وضو آنجا را آب كشیده یا نه، وضوی او صحیح است ولی جایی را كه نجس بوده برای کارهای بعدی که لازم است با طهارت باشد، باید آب بكشد؛ مگر آنكه بداند در صورتی هم كه قبل از وضو آن عضو را آب نكشیده باشد با شستن وضویی خود به خود، آن عضو آب كشیده شده است.

مسأله ۳۰۴. اگر در صورت یا دست‌‌ها بریدگی یا زخمی است كه خونِ آن بند نمی‌‌آید و آب برای آن ضرر ندارد، باید بعد از شستن اجزای سالم آن عضو، با رعایت ترتیب، به نیّت وضو، موضع زخم یا بریدگی را در آب كُر یا جاری فرو برد یا زیر شیر آب كُر بگیرد و قدری فشار دهد كه خون بند بیاید و انگشت خود را روی زخم یا بریدگی در زیر آب از بالا به پایین بكشد تا آب بر آن جاری شود و سپس قسمت‌های پایین‌‌تر از آن را بشوید و با انجام این روش وضو صحیح صورت گرفته است.

شرط پنجم: وقت برای وضو و نماز، كافی باشد


مسأله ۳۰۵. هرگاه وقت به قدری کم است كه اگر وضو بگیرد تمام یا مقداری از واجبات نماز بعد از وقت خوانده می‌‌شود، باید تیمّم كند ولی اگر برای وضو و تیمّم به یک اندازه وقت لازم است یا وضو گرفتن وقت كمتری نیاز دارد، باید وضو بگیرد.

مسأله ۳۰۶. چنانچه وقت به قدری کم است كه وظیفه فرد - با توجه به مسأله قبل - تیمّم ‌‌باشد، اگر به قصد طهارت یا برای كار مستحبّی مثل خواندن قرآن، وضو بگیرد، وضویش صحیح است و همچنین است حکم اگر برای خواندن آن نماز وضو بگیرد مگر آنكه قصد قربت برای او حاصل نشود و در هر صورت به دلیل ترک عمدی تمام یا قسمتی از نماز در وقت، گناهكار است.

شرط ششم: به قصد قربت و اخلاص وضو بگیرد


مسأله ۳۰۷. برای آنكه وضو را با قصد قربت و اخلاص گرفته باشد همین كه آن را به قصد اطاعت از امر خداوند متعال انجام دهد كافی است و اگر به قصد ریا و خود نمایی یا برای خنک شدنِ بدن یا مانند آن وضو بگیرد، باطل است.

مسأله ۳۰۸. لازم نیست انسان نیّت وضو را با زبان بگوید یا از قلب خود بگذراند، بلكه اگر تمام كارهای وضو به انگیزه اطاعت از فرمان خداوند متعال به جا آورده شود، کافی است.

شرط هفتم: کارهای وضو را به ترتیب به جا آورد


مسأله ۳۰۹. در وضو واجب است انسان اوّل صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشوید و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نماید و بنابر احتیاط واجب، پای چپ را زودتر از پای راست مسح نکند و احتیاط مستحب آن است كه اوّل پای راست و بعد از آن پای چپ را مسح كند، هرچند مسح هر دو پا به طور همزمان جایز است. بنابر این اگر سهواً ترتیب بین اعضاء را رعایت نكرده، در صورتی كه موالات از بین نرفته باشد باید به صورتی كه ترتیب حاصل شود، قسمت‌های مربوط را دوباره وضو دهد و اگر موالات به هم خورده، وضو را از سر بگیرد و كسی كه در وضوهای قبلیش به علّت ندانستن مسأله، دست چپ را قبل از دست راست در وضو می‌‌شسته یا دست‌ها را قبل از صورت می‌‌شسته یا مسح پا را قبل از مسح سر انجام می‌‌داده، وضویش باطل است.

شرط هشتم: موالات را رعایت نماید


مسأله ۳۱۰. برای آنكه وضو صحیح باشد لازم است كارهای وضو را پشت سر هم انجام دهد و آن را موالات می‌‌نامند. بنابراین اگر بین كارهای وضو به قدری فاصله شود كه در نظر عرف پشت سر هم نباشند، وضو، باطل است؛ ولی در صورت پیش آمد عذر عرفی برای شخص، مانند فراموشی یا تمام شدن آب، موالات عرفی معتبر نیست؛ بلكه وقتی می‌‌خواهد جایی را بشوید یا مسح كند، چنانچه رطوبت تمام جاهایی كه پیش از آن شسته یا مسح كرده، خشک شده باشد، وضو باطل است و اگر فقط رطوبت جایی که جلوتر از محلّی است که می‌خواهد بشوید یا مسح کند، خشک شده باشد - مثلاً موقعی که می‌‌خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده باشد و صورت تر باشد - وضویش صحیح است.

مسأله ۳۱۱. اگر کارهای وضو را پشت سر هم به جا آورد ولی به علّت گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن یا وزش باد و مانند اینها، رطوبت جاهای قبلی خشک شود، وضوی او صحیح است.

مسأله ۳۱۲. راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دست‌ها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح کند، وضوی او صحیح است مگر آنکه بدون عذر آن‌‌قدر راه برود که عرفاً نگویند کارهای وضو را پشت سر هم انجام می‌‌دهد.

شرط نهم: کارهای وضو را در صورت امکان، خودِ فرد انجام دهد


مسأله ۳۱۳. برای آنکه وضو صحیح باشد لازم است شستن صورت و دست‌‌ها و مسح سر و پاها را خودِ انسان انجام دهد و اگر بدون عذر، دیگری او را وضو دهد یا در رساندن آب به صورت و دست‌‌ها و مسح سر و پاها به او کمک نماید، وضو باطل است.

مسأله ۳۱۴. انسان تا می‌تواند، در کارهای وضو نباید از دیگری کمک بگیرد مثلاً‌ اگر کسی عذری دارد و دست راست او شکسته و نمی‌‌تواند آن را حرکت دهد برای شستن صورت از دست چپ كمک بگیرد یا صورت را به نیّت وضو زیر شیر آب یا داخل حوض به کیفیتی که قبلاً بیان شد، بشوید و بعد از وضو دادنِ دست راست، دست چپ را به نیّت وضو با مراعات ترتیب، زیر شیر آب یا داخل حوض بشوید، سپس مسح سر و پاها را با دست چپ می‌‌كشد.

مسأله ۳۱۵. كسی كه نمی‌‌تواند به تنهایی وضو بگیرد، باید از دیگری كمک بگیرد و در صورت امكان، مسح كشیدن با مشاركت هر دو باشد ولی باید خودِ او نیّت وضو كند و با دست خود مسح نماید و اگر مشاركت خودِ شخص ممكن نباشد‌، باید از شخص دیگر بخواهد كه او را وضو بدهد و در این صورت، احتیاط واجب آن است كه هر دو نیّت وضو نمایند و اگر ممكن باشد باید نایبش دست او را بگیرد و به محلّ مسح وی بكشد و چنانچه این كار هم ممكن نباشد، باید نایب از دست او رطوبت و تری بگیرد و با آن رطوبت، سر و پای او را مسح كند و اگر نایب مزد بخواهد در صورتی كه بتواند و از نظر مالی به حالش ضرر نداشته باشد، باید بپردازد.

مسأله ۳۱۶. هر کدام از کارهای وضو راکه فرد می‌تواند انجام دهد نباید در آن از دیگری کمک بگیرد.

مسأله ۳۱۷. كمک گرفتن برای انجام مقدّمات وضو مثل آب آوردن، گرم كردن آب و ریختن آب در كف دست وضو گیرنده، اشكال ندارد هرچند مورد آخر، مكروه است.

شرط دهم: استعمال آب برای او ضرری نداشته باشد


مسأله ۳۱۸. كسی كه می‌‌ترسد اگر وضو بگیرد بیمار می‌‌شود یا اینكه بیماریش طول می‌كشد یا موجب تشدید بیماری ‌‌شده یا بیماریش به سختی معالجه می‌‌شود، نباید وضو بگیرد و باید تیمّم كند ولی اگر به شیوه‌ای می‌‌تواند جلوی ضرر را بگیرد مثلاً با آب گرم وضو بگیرد باید این كار را بكند.

مسأله ۳۱۹. اگر رساندن آب به صورت و دست‌‌ها به مقدارِ كمی كه وضو با آن صحیح است، ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.

مسأله ۳۲۰. اگر مكلّف با اعتقاد به اینكه آب برای وضو گرفتن ضرر ندارد، وضو بگیرد و بعد از وضو بفهمد كه آب برای او ضرر داشته وضوی او باطل است و چنانچه با اعتقاد به اینكه آب برای او ضرر دارد، وضو بگیرد و بعد متوجّه شود كه آب ضرر نداشته، وضوی او صحیح است به شرط آنكه قصد قربت از او حاصل شده باشد.

شرط یازدهم: در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد


مسأله ۳۲۱. اگر چیزی به اعضای وضو چسبیده، در صورتی كه مانع از رسیدن آب است مانند لاک، چسب و رنگ روغنی، باید آن را برطرف كند و در صورتی که مانع نیست مانند رنگ حنا، اشكال ندارد و اگر شک دارد كه از رسیدن آب جلوگیری می‌‌كند یا نه، باید آن را برطرف كند یا آب را به زیر آن برساند.

مسأله ۳۲۲. اگر زیر ناخنِ فرد چرکی باشد که مانع از رسیدن آب به بدن است چنانچه ناخن کوتاه باشد وضو اشکال ندارد ولی اگر ناخن بلند باشد باید چرک زیر آن مقدار از ناخن را که بلندتر ازمعمول است و جزء ظاهر شمرده می‌شود برطرف نماید امّا اگر ناخن رابگیرد و چرک در ظاهر انگشت باشد باید برای وضو آن چرک را برطرف کند.

مسأله ۳۲۳. تاول‌‌هایی كه مثلاً بر‌ اثر سوختگی بر پوست ظاهر شده، شستن و مسح روی آن كافی است و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زیر آن لازم نمی‌باشد و اگر قسمتی از آن كَنده شده، شستن همان مقدار از پوست كه ظاهر شده كافی بوده و لازم نیست آب را به زیر قسمتی كه كنده نشده برساند و پوستی كه كنده شده و هنوز متّصل به عضو است و گاه به بدن می‌چسبد و گاه نمی‌‌چسبد، باید آن پوست را بشوید مگر مقداری كه عرفاً تابع بدن به حساب نمی‌آید که شستن آن لازم نیست و نیز لازم است آب را به زیر آن هم - چنانچه از ظاهر به حساب می‌آید - برساند، شایان ذکر است این حکم در صورتی است كه آب برای آن قسمت ضرر نداشته باشد و اگر آب ضرر دارد احكام مربوط به آن در وضوی جبیره خواهد آمد.

مسأله ۳۲۴. اگر انسان شک كند كه به اعضای وضوی او چیزی چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد مثل آنكه بعد از گچ كاری یا رنگ كاری شک كند گچ یا رنگ به دست او چسبیده یا نه، باید بررسی كند، یا به قدری دست بمالد كه اطمینان پیدا كند كه اگر مانعی بوده برطرف شده یا آب به زیر آن رسیده است.

مسأله ۳۲۵. اگر جایی را كه فرد باید بشوید یا مسح کند، چرک باشد ولی آن چرک، مانع از رسیدن آب به بدن نباشد، اشكال ندارد و همچنین است اگر بعد از گچ كاری و مانند آن چیز سفیدی كه جلوگیری از رسیدن آب به پوست نمی‌‌نماید، بر دست بماند؛ ولی اگر شک كند كه با بودن آنها آب به بدن می‌رسد یا نه، باید آنها را برطرف كند.

مسأله ۳۲۶. اگر پیش از وضو بداند كه در بعضی از اعضای وضو مانعی از رسیدن آب هست و بعد از وضو شک كند كه در موقع وضو آب را به آنجا رسانده یا نه، وضوی او صحیح است.

مسأله ۳۲۷. اگر در بعضی از اعضای وضو مانعی باشد كه گاه آب، به خودی خود زیر آن می‌‌رسد و گاه نمی‌‌رسد مثل انگشتر، دستبند، النگو و انسان بعد از وضو، شک كند كه آب زیر آن رسیده یا نه، وضویش صحیح است ولی در این صورت چنانچه بداند موقع وضو متوجّه رسیدن آب به زیر آن نبوده است، احتیاط مستحب آن است كه دوباره وضو بگیرد.

مسأله ۳۲۸. اگر فرد وضو بگیرد و بعد از وضو مانعی در اعضاء وضو مشاهده نماید مثل چسب، لاک و... و بداند كه این مانع مربوط به قبل از وضو است، وضوی او باطل است هرچند قبل از وضو اعضای وضویش را بررسی كرده باشد و اگر با این وضو نماز خوانده باید آن را در وقت دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله ۳۲۹. اگر بعد از وضو چیزی كه مانع از رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند و نداند موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است ولی اگر بداند كه در وقت وضو متوجّه آن مانع نبوده، احتیاط مستحب آن است كه دوباره وضو بگیرد.

مسأله ۳۳۰. اگر بعد از وضو شک كند چیزی كه مانع رسیدن آب است در اعضای وضو بوده یا نه، وضو صحیح است و وبررسی و جستجو برای پیدا كردن مانع در این حال لازم نیست.

احكام دیگر وضو


مسأله ۳۳۱. كسی كه شک دارد وضو گرفته یا نه، برای نماز و كارهایی كه نیاز به وضو دارد باید وضو بگیرد.

مسأله ۳۳۲. اگر در بین نماز شک كند كه وضو گرفته یا نه، بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند به آن نماز اکتفا کند و باید وضو گرفته و نماز را دوباره بخواند و احتیاط مستحب است که نماز را رها نکند بلکه آن را تمام كند سپس به دستوری که ذکر شد رفتار نماید.

مسأله ۳۳۳. اگر بعد از نماز شک كند كه برای نماز وضو داشته یا بدون وضو نماز خوانده، نمازش صحیح است ولی باید برای نمازهای بعد وضو بگیرد.

مسأله ۳۳۴. كسی كه می‌‌داند وضو گرفته و باطل کننده وضو هم انجام داده، مثلاً ادرار كرده، اگر نداند كدام زودتر انجام شده، برای کارهایی که وضو لازم دارد باید وضو بگیرد و اگر در بین نماز چنین یقین و شکّی برایش پیش آید، باید پس از وضو نماز را دوباره بخواند و بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند به آن نماز اکتفاء نماید و امّا اگر بعد از نماز چنین یقین و شکّی حاصل شود، نمازی که خوانده صحیح است و برای نمازها و کارهای بعدی که وضو لازم دارد باید وضو بگیرد.

مسأله ۳۳۵. اگر شک كند عملی كه وضو را باطل می‌‌كند انجام داده یا نه، بنا می‌‌گذارد كه آن مبطل را انجام نداده و هنوز وضوی او باقی است ولی اگر بعد ادرار استبراء نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتی از او بیرون آید كه نداند ادرار است یا چیز دیگر، وضوی او باطل می‌باشد که توضیح آن در فصل استبراء مسأله (84) گذشت.

مسأله ۳۳۶. اگر بعد از نماز بفهمد كه وضوی او باطل شده ولی شک كند كه قبل از نماز باطل شده یا بعد از نماز، نمازی كه خوانده صحیح است.

مسأله ۳۳۷. اگر بعد از وضو یا در بین آن یقین كند كه بعضی از جاها را نشُسته یا مسح نكرده است، چنانچه فاصله زیادی ایجاد شده و موالات به هم خورده و رطوبت جاهایی كه پیش از آن است به جهت طول مدّت خشک شده، باید دوباره وضو بگیرد و اگر خشک نشده یا به جهت گرمی هوا و مانند آن خشک شده، باید جاهایی را كه فراموش كرده و آنچه بعد از آن است را بشوید یا مسح كند.

مسأله ۳۳۸. اگر در بین وضو، در شستن یا مسح كردن قسمتی از اعضاء وضو شک كند در صورتی كه موالات به هم نخورده باید به شک خود اعتنا كند و پس از شستن یا مسح كردن عضو مشكوک، وضو را از همان جا ادامه دهد و اگر بعد از وضو در شستن یا مسح كردن قسمتی از اعضاء وضو شک كند در صورتی كه عرفاً از وضو خارج (فارغ) شده است به شک خود اعتنا نكند مثل اینكه از وضوخانه خارج شده یا مشغول به كار دیگری شده باشد.

مسأله ۳۳۹. كسی كه در كارهای وضو مثل كشیدن مسح سر یا شستن صورت یا دستها و شرایط وضو مثل پاک بودن آب و غصبی نبودن آن یا وجود مانع بر اعضای وضو زیاد شک می‌كند و كثیرالشّک است، باید به شک خود اعتنا نكند. همچنین است اگر مبتلا به وسواس باشد و ملاک در تشخیص كثیر الشک، عرف است[۷] و این حكم در غسل و تیمّم نیز جاری است.

مواردی که وضو را باطل می‌کند


مسأله ۳۴۰. هشت چیز، وضو را باطل می‌‌کند:

اول: ادرار و همچنین رطوبت مشکوکی که از انسان بعد از ادرار کردن و قبل از استبراء نمودن خارج می‌شود و در حکم ادرار است.

دوم: مدفوع. سوم: باد معده و روده که از مخرج مدفوع خارج شود.

چهارم: خوابی که به سبب آن چشم نبیند و گوش نشنود ولی اگر چشم نبیند و گوش بشنود، وضو باطل نمی‌‌شود.

پنجم: چیزهایی که عقل را از بین می‌‌برد مانند دیوانگی، مستی و بیهوشی.

ششم: استحاضه زنان خواه استحاضه قلیله باشد یا استحاضه متوسّطه یا کثیره باشد و تفصیل آن در فصل احکام استحاضه بیان می‌شود.

هفتم: جنابت. هشتم: حیض.

مستحبّات وضو


مسأله ۳۴۱. فقهاء رضوان الله تعالی علیهم اموری را به عنوان مستحبّات وضو ذکر نموده‌‌اند که امید است رعایت آنها موجب کمال عمل و زیادی ثواب باشد و از آن جمله است:

1. گفتن بسم الله در وقت شروع. 2. مسواک کردن. 3. شستن دو دست قبل از آنکه برای وضو، آب بردارد. 4. سه مرتبه مضمضه قبل از شروع در وضو، یعنی گرداندن آب در دهان و خالی كردن آن. 5. سه مرتبه استنشاق، یعنی آب را داخل بینی و سپس خارج كردن. 6. خواندن دعاهای نقل شده برای وضو به ترتیب زیر:

موقعی كه نگاهش به آب می‌‌افتد بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ وَالْحَمْدُللهِ الَّذی جَعَلَ الماءَ طَهُوْراً وَلَمْ یجْعَلْهُ نَجِساً».

و موقعی كه قبل از وضو دست خود را می‌‌شوید، بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ، اللّهُمَّ اجْعَلْنیٖ مِنَ التَّوّابینَ وَاجْعَلْنیٖ مِنَ المُتَطَهِّرینَ».

و در وقت مضمضه كردن بگوید: «اللَّهُمَّ لَقِّنیٖ[۸] حُجَّتیٖ یوْمَ اَلْقاكَ وَاَطْلِقْ لِسانیٖ بِذِكْرِكَ».

و در وقت استنشاق، یعنی آب در بینی كردن بگوید: «اللَّهُمَّ لاتُحَرِّمْ عَلَیَّ ریٖحَ الجَنَّةِ، وَاجْعَلْنیٖ مِمَّنْ یشُمُّ ریحَها وَرَوْحَها وَطیٖبَها».

و موقع شستن صورت بگوید: «اللَّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهیٖ یوْمَ تَسْوَدُّ فیهِ الْوُجُوْهُ وَلاتُسَوِّدْ وَجْهیٖ یوْمَ تَبْیضُّ فیهِ الْوُجُوْهُ».

و موقع شستن دست راست بگوید: «اللَّهُمَّ أَعْطِنیٖ كِتٰابیٖ بِیَمیٖنیٖ وَالْخُلْدَ فِی الْجِنانِ بِیَساریٖ و حٰاسِبْنیٖ حِساباً یَسیٖراً».

و موقع شستن دست چپ بگوید: «اللَّهُمَّ لاتُعْطِنیٖ كِتٰابیٖ بِشِمٰالیٖ وَلا مِنْ وَراءِ ظَهْریٖ وَلا تَجْعَلْها مَغْلُولةً إِلیٰعُنُقیٖ وَأعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعٰاتِ النّیٖرانِ».

و موقعی كه سر را مسح می‌‌كند بگوید: «اللَّهُمَّ غَشِّنیٖ بِرَحْمَتِكَ وَبَرَكٰاتِكَ وَعَفْوِكَ».

و در وقت مسح پا بگوید: «اللَّهُمَّ ثَبِّتْنیٖ عَلَی الصِّراطِ یوْمَ تَزِلُّ فیٖهِ الأَقْدٰامُ وَاجْعَلْ سَعْیی فیٖ ما یُرْضیٖكَ عَنّیٖ، یا ذَا الجَلالِ وَالإكْرامِ».

مواردی که به سبب آن‌ها وضو گرفته می‌شود (غایات وضو)


مسأله ۳۴۲. وضو گرفتن به لحاظ غایاتِ (اهداف) آن، گاه شرط صحّت عمل است یعنی اگر آن عمل بدون وضو انجام شود، صحیح نیست؛ مثل نماز خواندن - چه واجب باشد و چه مستحب - و گاه شرط جواز عمل و حرام نبودن آن است یعنی اگر آن عمل بدون وضو انجام گیرد، حرام است مثل مسّ خط قرآن و گاه شرط كمال عمل است یعنی برای درک ثواب یا ثواب بیشتر مثل نماز میّت، طواف مستحبی، تلاوت قرآن، قرائت دعا و طلب حاجت از خداوند متعال و اذان نماز و گاهی هم برطرف كننده كراهت عمل است مانند خوابیدن در حال جنابت كه با وضو، كراهت آن رفع می‌‌شود.

مسأله ۳۴۳. برای شش مورد، وضو گرفتن واجب است:

اوّل:برای نمازهای واجب - چه اداء و چه قضاء - غیر از نماز میت و نماز مستحبی برای آن که صحیح خوانده شود باید با وضو انجام شود.

دوم:برای سجده و تشهّد فراموش شده، چنانچه بین آنها و نماز، باطل کننده وضو انجام داده مثلاً ادرار كرده باشد ولی برای سجده سهو، وضو لازم نیست و در این حكم، فرقی بین موارد سجود سهو نمی‌باشد.

سوم:برای طواف واجب خانه كعبه كه جزء حج یا عمره باشد.

چهارم:اگر نذر یا عهد شرعی كرده یا قسم به خداوند متعال خورده باشد كه وضو بگیرد یا همیشه با وضو باشد.

پنجم:اگر نذر كرده باشد كه آیات قرآن را مثلاً به قصد تبرّک ببوسد.

ششم:برای آب كشیدن قرآنی كه نجس شده، یا برای بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتی كه مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن خود را به خطّ قرآن برساند ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو بی‌‌احترامی و هتک به قرآن باشد، بنابر احتیاط واجب، تیمّم نموده (در صورتی كه تیمّم، زمان كمتری نسبت به وضو نیاز دارد) و قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد یا اگر نجس شده، آب بكشد و اگر معطّل شدن به این مقدار هم بی‌احترامی و هتک به قرآن باشد، باید بدون وضو و تیمّم، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد یا اگر نجس شده، آب بكشد.

مسأله ۳۴۴. هر وقت فرد وضو بگیرد، چه قبل از وقت نماز - نزدیک به آن یا با فاصله - و چه بعد از فرا رسیدن وقت، اگر به قصد یکی از مواردی که به سبب آن وضو گرفته می‌شود مثل نماز، لمس خط قرآن یا با طهارت بودن یا هر انگیزه دیگری که به قصد قربت باشد، صحیح است؛ بنابر این اگر كسی اول صبح برای نماز ظهر وضو بگیرد، اشكال ندارد. همچنین اگر برای نماز ظهر و عصر وضو بگیرد در صورتی كه وضویش باطل نشود، می‌تواند نماز مغرب و عشاء را با آن بخواند.

مسأله ۳۴۵. لازم نیست هنگام نیّت، مشخّص کند وضویی که می‌گیرد، واجب است یا مستحب؛ بلكه اگر اشتباهاً نیّت وضوی واجب كند و بعد معلوم شود واجب نبوده وضویش صحیح است مثلاً کسی که یقین دارد وقت فرا رسیده، اگر نیّت وضوی واجب کند و بعد از وضو بفهمد وقت نماز نشده، وضوی او صحیح است.

مسأله ۳۴۶. مستحب است انسان برای این‌که با طهارت باشد وضو بگیرد و کسی که وضو دارد مستحب است برای هر نماز دوباره وضو بگیرد، خصوصاً برای نماز صبح و مغرب و بعضی از فقهاء رضوان الله تعالی علیهم فرموده‌‌اند: مستحب است انسان برای نماز میت و زیارات اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان(علیهم‌السلام) و برای همراه داشتن قرآن کریم و خواندن و نوشتن آن و مسّ حاشیه قرآن و برای خوابیدن، وضو بگیرد ولی مستحب بودن وضو در بعضی از این موارد ثابت نیست؛ البتّه اگر به احتمال مستحب بودنش وضو بگیرد، وضویش صحیح است و می‌تواند با آن وضو هرکاری که باید با وضو انجام شود را به جا آورد، مثلاً می‌‌تواند با آن وضو نماز بخواند. بنابراین کسی که برای خواندن قرآن یا لمس خطّ قرآن وضو گرفته و وضویش تا هنگام نماز باقی است می‌تواند با همان وضو نماز بخواند.

احكام دائم الحدث


مسأله ۳۴۷. اگر انسان مرضی دارد كه ادرار او قطره قطره می‌‌ریزد كه به وی مَسلُوس گفته می‌‌شود یا نمی‌‌تواند از بیرون آمدن مدفوع خودداری كند كه به وی مَبطُون گفته می‌‌شود یا مرضی دارد كه نمی‌‌تواند از خارج شدن باد، جلوگیری كند، باید به احكام دائم الحدث عمل نماید و به طور اجمال این فرد نسبت به این که از اول وقت نماز تا آخر وقت به مقدار انجام طهارت (وضو یا غسل یا تیمّم هر کدام وظیفه اوست) وخواندن نماز مهلت پیدا می‌کند یا نه، چهار حالت دارد:

الف. یقین یا اطمینان به مهلت پیدا كردن برای کل نماز دارد ب. یقین یا اطمینان به مهلت پیدا كردن برای قسمتی از نماز دارد ج. احتمال مهلت پیدا كردن برای همه یا قسمتی از نماز می‌دهد و یا د. یقین یا اطمینان دارد حتّی برای قسمتی از نماز مهلت پیدا نمی‌کند.

حکم هر کدام از موارد در مسائل بعد ذکر می‌شود

مسأله ۳۴۸. دائم الحدث چنانچه یقین یا اطمینان دارد كه از اوّل وقت نماز تا آخر آن به مقدار انجام طهارت (وضو یا غسل یا تیمم هر کدام وظیفه اوست) و خواندن تمام نماز مهلت پیدا می‌‌كند، باید نماز را در آن مهلت بخواند، چه آن مهلت، اوّل وقت باشد یا وسط وقت یا آخر وقت و اگر مهلت او به مقدار كارهای واجب نماز است، باید در وقتی كه مهلت دارد فقط كارهای واجب نماز را به جا آورد و كارهای مستحب مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید.

مسأله ۳۴۹. اگر یقین یا اطمینان دارد كه از اوّل وقت نماز تا آخر آن به مقدار انجام طهارت (وضو یا غسل یا تیمّم هر کدام وظیفه اوست) و خواندن قسمتی از نماز مهلت پیدا می‌‌كند و پس از آن در بین نماز یک دفعه یا چند دفعه، ادرار یا مدفوع یا باد از او خارج می‌‌شود، احتیاط لازم آن است كه در مهلتی كه دارد وضو یا غسل یا تیمّم را بجا آورده و نماز بخواند ولی در میان نماز یا بعد از نماز لازم نیست به سبب ادرار یا مدفوع یا باد خارج شده، دوباره وضو یا غسل یا تیمّم را انجام دهد؛ بلكه حتّی یک وضو برای چندین نمازش كافی است، خواه، نماز مستحبّی باشد خواه واجب؛ مگر آنكه باطل کننده‌ای غیر از آنچه مبتلا به آن است از او سر زند مثل آن که بخوابد یا همان باطل کننده‌ای كه به آن مبتلا است در حالی كه مربوط به آن مریضی نیست از او سر زند مثل اینكه ادرار یا مدفوع به طور طبیعی از او خارج شود كه در این دو صورت باید وضو یا غسل یا تیمّم را دوباره انجام دهد.

مسأله ۳۵۰. دائم الحدث، چنانچه احتمال می‌‌دهد از اوّل وقت نماز تا آخر آن به مقدار انجام طهارت (وضو یا غسل یا تیمّم هر کدام وظیفه اوست) و خواندن تمام نماز یا قسمتی از آن مهلت پیدا می‌‌كند، احتیاط مستحب آن است كه صبر نماید هرچند می‌تواند در اوّل وقت نماز را بخواند. امّا اگر بعد از نماز مهلتی پیش آید كه حدث از او سر نمی‌‌زند و آن مهلت به اندازه انجام طهارت و خواندن تمام یا قسمتی از نماز است، بنابر احتیاط واجب، لازم است نماز را دوباره بخواند و همین حکم در مورد کسی که به اعتقاد آن که مهلت پیدا نمی‌کند نماز را در اول وقت خوانده جاری است.

مسأله ۳۵۱. كسی كه ادرار یا مدفوع یا باد به گونه‌‌ای پی در پی از او خارج می‌‌شود كه به مقدار انجام طهارت (وضو یا غسل یا تیمّم هر کدام وظیفه اوست) و قسمتی از نماز مهلت پیدا نمی‌‌كند، وضو یا غسل یا تیمّم (هرکدام وظیفه اوست) را انجام دهد و نماز بخواند و به ادرار یا مدفوع یا باد خارج شده قبل از نماز یا میان نماز یا بعد از نماز اعتناء نكند و لازم نیست وضو، غسل یا تیمّم را دوباره انجام دهد؛ بلكه حتّی یک وضو برای چندین نمازش كافی است، خواه، نماز مستحبّی باشد خواه، واجب و احتیاط مستحب آن است كه برای هر نماز یک وضو بگیرد ولی برای سجده و تشهّد قضا شده و نماز احتیاط، وضوی دیگری لازم نیست و این فرد بر وضو یا غسل یا تیمّم خود باقی است مگر آنكه باطل کننده‌ای غیر از آنچه مبتلا به آن است، از او سر بزند مثل آن که بخوابد یا همان باطل کننده‌ای كه به آن مبتلا است در حالی كه مربوط به آن مریضی نیست، از او سر زند مثل اینكه ادرار یا مدفوع یا باد به طور طبیعی از او خارج شود كه در این دو صورت، باید دوباره وضو یا غسل یا تیمّم را انجام دهد.

مسأله ۳۵۲. كسی كه ادرار یا مدفوع یا باد، پی در پی از او خارج می‌‌شود، لازم نیست بعد از وضو فوراً نماز بخواند، هرچند احتیاط مستحب است كه چنین کند.

مسأله ۳۵۳. كسی كه ادرار یا مدفوع، پی در پی از او خارج می‌‌شود، بعد از وضو گرفتن جایز است نوشته قرآن را لمس نماید هرچند در غیر حال نماز باشد.

مسأله ۳۵۴. کسی که ادرار یا مدفوع یا باد پی در پی از او بیرون می‌آید باید درصورت امکان از رسیدن نجاست به جاهای دیگر جلوگیری نماید (مثل آن که با کیسه‌ای که در آن پنبه یا چیز دیگری وجود دارد از رسیدن ادرار به جاهای دیگر جلوگیری کند و یا در مورد مدفوع به صورتی از سرایت نجاست جلوگیری کند) و احتیاط واجب آن است که اگر سختی فوق العاده ندارد قبل از هر نماز مخرج را تطهیر نماید.

مسأله ۳۵۵. كسی كه نمی‌‌تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع یا باد خودداری كند، اگر مرض او به آسانی معالجه شود احتیاط مستحب آن است كه خود را معالجه نماید.

مسأله ۳۵۶. دائم الحدث، بعد از آنكه مرض او خوب شد، لازم نیست نمازهایی را كه در وقت مرض طبق وظیفه‌‌اش خوانده، قضا نماید ولی اگر در بین وقت نماز مریضیش خوب شود، بنابر احتیاط لازم، نمازی را كه درآن وقت خوانده، دوباره بخواند.

وضوی جبیره


مسأله ۳۵۷. شیئی که با آن زخم یا دمل یا شکستگی را می‌‌بندند مثل باند، گچ، پارچه، آتل، دوا و مرهمی که روی زخم و مانند آن می‌‌گذارند، جبیره نامیده می‌‌شود.

شرایط وضوی جبیره


در وضوی جبیره رعایت شرایطی لازم است که در مسائل بعد به ذکر آن پرداخته می‌شود:

شرط اوّل: در اعضای وضو، زخم یا دمل یا شکستگی یا مرهم وجود داشته باشد

مسأله ۳۵۸. وضوی جبیره‌ای وقتی انجام می‌شود که در اعضای وضو، زخم یا جراحت یا دمل یا شکستگی یا مرهم وجود داشته باشد.

مسأله ۳۵۹. سوختگی كه موجب پیدایش زخم و آبله و تاول در سطح پوست شده در احکام جبیره مانند زخم و جراحت است. همچنین دوا و مرهمی که برای معالجه به علّت درد یا ورم یا رگ به رگ شدن و مانند آن روی عضو قرار می‌‌دهند، احکام جبیره را دارد هرچند آن عضو زخم یا دمل یا شكستگی نداشته باشد.

 امّا اینکه از بند دررفتگی حکم شکستگی را داشته باشد محل اشکال است پس بنابر احتیاط واجب باید طوری عمل شود که مقتضای احتیاط رعایت گردد؛ مگر آنکه در محلّ از بند رفتگی به جهت بهبودی و درمان، مرهم و دوا قرار داده باشند که در این صورت، حکم جبیره را دارد.

مسأله ۳۶۰. اگر در اعضای وضو، زخم یا جراحت یا شکستگی و دوا و مرهم وجود ندارد ولی به جهت دیگری آب برای آن ضرر دارد، مثل بعضی از بیماری‌های پوستی یا ورم اعضای وضو و مانند آن باید تیمم كند.

مسأله ۳۶۱. اگر زخم یا دمل یا شكستگی در مكان دیگری غیر از قسمت‌های مربوط به وضو باشد امّا طوری است كه استعمال آب در مواضع وضو برای موضع صدمه دیده كه خارج از اعضای وضو است ضرر دارد، در این صورت باید تیمّم نماید و همین طور اگر زخم یا دمل یا شكستگی در قسمتی از مواضع وضو باشد ولی طوری است كه شستن جزء دیگر برای قسمت صدمه دیده اتّفاقاً ضرر دارد - نه اینكه معمولاً این طور باشد - مثل اینكه زخم در انگشت دست باشد ولی با شستن قسمت بالای ساعد به زخمِ انگشت آسیب برسد، در مثل این مورد فقط تیمّم كافی است.

مسأله ۳۶۲. هرگاه در اعضای وضو، چیزی چسبیده باشد مانند رنگ، قیر، چسب و... که برداشتن آن ممکن نیست یا سختی فوق العاده دارد، وظیفه مکلّف تیمّم است مگر آنکه آن چیز در مواضع تیمّم باشد که در این صورت، باید هم وضو بگیرد و هم تیمّم نماید و در هنگام وضو در صورت امكان، بنابر احتیاط واجب مانند وضوی جبیره، بر مانع مسح نماید ولی اگر مانع تنها در قسمتی از کف دست یا باطن انگشتان باشد و در پشت دست‌ها و پیشانی مانع نباشد طوری که با قسمت باقیمانده بدون مانع بتواند مسح را انجام دهد، تیمّم کافی است. همچنین آنژیوکت[۹] که به علّت ضرورت به بدن بیمار متّصل می‌‌شود در حالی كه در محلّ، زخم یا دمل یا شكستگی نیست، حکم مانع را دارد.

شرط دوم: آب برای موضع آسیب دیده ضرر داشته یا باز كردن جبیره‌‌، ضرری یا فوق العاده سخت باشد

مسأله ۳۶۳. وضوی جبیره در مواردی انجام می‌شود که آب برای قسمت آسیب دیده ضرر داشته یا باز كردن جبیره‌‌ای كه بر قسمت صدمه دیده گذاشته شده، مضرّ بوده یا همراه با سختی فوق العاده باشد، هرچند آب برای محلّ، ضرر نداشته باشد مثل شكستگی كه روی آن گچ گرفته شده و آب برای آن ضرر ندارد ولی رساندن آب به زیر آن بدون برداشتن گچ ممكن نیست و از طرفی باز كردن گچ برای قسمت آسیب دیده مضرّ بوده یا برداشتن آن با سختی زیادی همراه است كه معمولاً قابل تحمّل نیست.

مسأله ۳۶۴. در مورد ضرری که سبب وضوی جبیره‌ای می‌شود فرقی بین این نیست كه آب به مقدار شستن وضویی، برای آن ضرر داشته باشد یا اینكه ضرر، به علّت تطهیر نجاست قسمت صدمه دیده باشد مثل وقتی‌ كه در اعضای وضو زخم یا دمل یا شكستگی است كه آب به مقدار شستن وضویی برای آن ضرر ندارد ولی موضع آسیب دیده نجس و آلوده به خون است و برای بر طرف كردن خون از آن، نیاز به ریختن آب فراوان است و ریختن آب زیاد برای موضع صدمه دیده ضرر دارد.

مسأله ۳۶۵. تا وقتی که ترس ضرر باقی است، حكم جبیره جاری می‌شود هرچند فرد احتمال بهبودی موضع صدمه دیده را بدهد و اگر ترس ضرر برطرف شود، در صورت امكان، برداشتن جبیره برای وضو لازم است.

مسأله ۳۶۶. هرگاه در یکی از اعضای وضو زخم یا دمل یا شکستگی باشد، چنانچه روی قسمت آسیب دیده، باز بوده و آب برای آن، ضرر نداشته باشد یا روی آن، بسته باشد ولی‌ باز کردن آن، بدون سختی فوق العاده امکان پذیر بوده و آب هم برای آن، بی‌‌ضرر باشد، باید به طور معمول وضو بگیرد. همین‌طور اگر بتواند زیر جبیره را با فرو بردن جبیره در آب، به صوررت ارتماسی بشوید، همین کار را انجام می‌دهد و در صورتی که این روش را انجام دهد، لازم نیست عضو را از بالا به پایین بشوید. بنابر این در هیچ یک از صورت‌های این مسأله وضوی جبیره‌ای انجام نمی‌شود.

مسأله ۳۶۷. اگر آب برای عضو، ضرر دارد ولی به وسیله گرم کردن آب یا کم آب ریختن (طوری که شستن بر آن صدق کند)، ضرر برطرف می‌‌شود باید این کار را انجام دهد و وضو بگیرد.

مسأله ۳۶۸. اگر آب برای عضو ضرر ندارد، خواه عضو سالم باشد یا آن که زخم یا شکستگی داشته باشد، امّا نجس بوده و تطهیر آن ممکن نباشد، هرچند عدم امکان تطهیر، به علّت تنگی وقت یا كمی آب باشد یا اینکه تطهیر آن ممکن است ولی سختی فوق العاده دارد، در تمام این موارد باید تیمّم کند.

شرط سوم و چهارم: روی جبیره مسح شود و هنگام مسح، عضو جبیره دار ثابت باشد

مسأله ۳۶۹. روی جبیره را فقط باید مسح کرد و شستن روی جبیره کافی نیست[۱۰] و نیز عضوی که جبیره دارد هنگام مسح کشیدن - حتّی بنابر احتیاط واجب اعضاء شستنی (صورت و دست ها) - باید ثابت باشد.

مسأله ۳۷۰. مسح کردن روی جبیره در اعضای شستنی (صورت و دست‌‌ها) لازم نیست با دست انجام شود و با هر چیزی کافی است و استفاده مکرّر از آب برای مسح صورت و دست‌‌ها به نیّت وضوی جبیره، مانعی ندارد و این حکم در غسل جبیره نیز جاری است.

مسأله ۳۷۱. اگر جبیره در اعضای مسحی (سر و پاها) باشد، باید با تری باقی مانده در دست، روی جبیره را مسح نمود و نمی‌‌توان از آب دیگری برای مسح استفاده نمود.

شرط پنجم: جبیره در اعضای مسحی خشک باشد

مسأله ۳۷۲. جبیره در اعضای مسحی (روی سر و پاها) باید خشک باشد یا رطوبت آن به قدری ناچیز باشد که آب مسح بر آن غلبه کند و آن رطوبت عرفاً از بین رفته به حساب آید. امّا جبیره‌ای که در اعضای شستنی (صورت و دست‌ها) است، خشک بودن روی آن هنگام مسح بر آن لازم نیست‌.

شرط ششم و هفتم: جبیره پاک و غیر غصبی باشد

مسأله ۳۷۳. جبیره باید پاک باشد و اگر نجس باشد باید آن را شسته یا عوض نمود یا اینکه چیز پاکی مانند پارچه یا پلاستیک روی جبیره نجس بست به گونه‌‌ای که کاملاً به جبیره چسبیده و عرفاً جزء آن حساب آید و اگر روی جبیره، پاک بوده و لایه‌‌های زیرین جبیره، نجس باشد، اشکال ندارد.

مسأله ۳۷۴. جبیره نباید غصبی باشد و اگر انسان بر جبیره غصبی مسح نماید معصیت كرده و وضوی او، بنابر احتیاط واجب، باطل است.

مسأله ۳۷۵. در جبیره شرط نیست از چیزهایی باشد كه نماز در آن صحیح است، بنابراین اگر جبیره از جنس ابریشم یا طلا یا از اجزای پاک حیوان حرام گوشت باشد، به وضوی او ضرر نمی‌‌زند و از مواردی كه به صحت وضوی جبیره ضرر وارد می‌‌نماید، نجاست ظاهر جبیره یا غصبی بودن آن است، که حکم آن، بیان شد.

شرط هشتم: جبیره به مقدار معمول باشد

مسأله ۳۷۶. جبیره باید به مقدار معمول باشد و اگر بیشتر از مقدار معمول بوده و برداشتن مقدار اضافه بدون سختی فوق العاده، ممکن باشد باید مقدار اضافی را بردارد و اگر برداشتن مقدار اضافی ممکن نبوده یا سختی فوق العاده دارد یا برای قسمت سالم، ضرر داشته باشد، چنانچه جبیره خارج از مواضع تیمّم (پیشانی و دست‌‌ها) باشد، باید تیمّم نماید و اگر جبیره در اعضای تیمّم باشد، بنابر احتیاط واجب، هم وضوی جبیره‌‌ای بگیرد و هم تیمّم نماید ولی اگر برداشتن مقدار اضافی، ضرر برای خودِ قسمت آسیب دیده دارد، وضوی جبیره کافی است هرچند جبیره در موضع تیمّم باشد.

مسأله ۳۷۷. اگر جبیره‌‌ای که روی جراحت قرار دارد، به صورت معمول باشد، سبک کردن آن لازم نیست، همان طور كه گذاشتن شیء دیگری روی جبیره در صورت عدم نیاز، جایز نیست مگر اینكه بعد از گذاشتن، جزء جبیره به حساب آید.

شرط نهم: ترتیب رعایت گردد

مسأله ۳۷۸. همچنان ‌‌که در وضوی معمولی، دست و همین طور بنابر احتیاط واجب صورت از بالا به پایین شسته می‌‌شود، در وضوی جبیره‌‌ای هم باید روی جبیره‌‌ای كه روی این اعضاء می‌باشد را از بالا به پایین با رعایت ترتیب مسح نمود، بنابر این کسی که مچ دست او جبیره دارد و قسمت بالا و پایین آن باز است ابتدا قسمت بالا را که باز است می‌‌شوید و بعد روی مچ را که جبیره دارد با مراعات ترتیب مسح می‌‌کند و سپس قسمت پایین مچ را که باز است، می‌‌شوید.

مسأله ۳۷۹. اگر در صورت یا دست‌‌ها چند جبیره باشد، باید بین آنها را با رعایت ترتیب بشوید.

کیفیت وضوی جبیره‌ای در صورت‌های مختلف


هنگامی که زخم یا دمل یا شکستگی، شرایط ذکر شده در فصل قبل را دارا باشد، وضوی جبیره در صورت‌های مختلف به شیوه زیر انجام می‌شود:

زخم یا دمل یا شکستگی در اعضاء شستنی (صورت یا دست ها) است:

الف. روی آن بسته است: باید اطراف آن را شسته و روی جبیره را مسح نماید.

ب. روی آن باز است:

 اگر زخم یا دمل باشد، چه این که شکستگی هم داشته باشد یا نه: اطراف آن را بشوید و لازم نیست قسمت زخم یا دمل را وضو دهد هرچند احتیاط مستحب آن است که پارچه پاکی روی آن گذاشته و روی پارچه دست تر بکشد.

و اگر شکستگی بدون زخم و جراحت باشد، باید تیمّم نماید.

زخم یا دمل یا شکستگی در اعضاء مسحی است:

الف. روی آن بسته است: باید روی جبیره را برای وضو مسح کند.

ب. روی آن باز است: باید تیمّم کند و احتیاط مستحب است وضوی جبیره‌ای هم بگیرد به این صورت که پارچه پاکی روی آن گذاشته و روی پارچه را باتری آب وضو که در دست مانده مسح نماید.

مسأله ۳۸۰. اگر جبیره تمام عرض روی پا را گرفته ولی مقداری از اطراف بالای پا و مقداری از اطراف انگشتان باز باشد، روی قسمت‌‌های باز و جبیره را مثل وضوی معمولی به ترتیب مسح نماید.

مسأله ۳۸۱. کسی که در دست و انگشت‌‌هایش جبیره دارد و در موقع وضو، دستِ تر روی آن کشیده است می‌‌تواند سر و پا را با همان رطوبت مسح کند هرچند احتیاط مستحب آن است که مسح را با قسمتی انجام دهد که جبیره ندارد.

مسأله ۳۸۲. اگر جبیره بعضی از اعضای وضو را فرا گرفته باشد - مثل تمام صورت یا تمام یک دست - وضوی جبیره‌‌ای کافی است ولی اگر جبیره تمام اعضای وضو یا نزدیک به تمام اعضای وضو را فرا گرفته باشد، بنابر احتیاط واجب، باید هم تیمّم نماید و هم وضوی جبیره‌‌ای بگیرد.

مسأله ۳۸۳. اگر جایی از اعضای وضو را رگ زده یا حجامت نموده، در صورتی که آب برای آن ضرر دارد حكم آن، حكم زخم و جراحت است كه در مسائل قبل ذکر شد ولی اگر آب برای آن ضرر ندارد امّا نمی‌‌تواند آن را به دلیل نجاست عضو یا بند نیامدن خون، آب بکشد باید تیمّم نماید.

مسأله ۳۸۴. کسی که به بیماری چشمی مبتلا شده و چشم او ورم کرده و مُلتهب شده اگر استعمال آب به طور کلّی برای صورت ضرر دارد، باید تیمّم نماید ولی چنانچه شستن اطراف چشم ممکن است و ضرر برای چشم ندارد، در صورتی که روی چشم با دوا و مرهم پوشیده شده باشد وضوی جبیره کافی است و اگر روی چشم با دوا و مرهم پوشیده نشده باشد، احتیاط واجب آن است که هم وضوی جبیره بگیرد و هم تیمّم نماید.

احکام دیگر وضوی جبیره ای


مسأله ۳۸۵. كسی كه وظیفه او وضو یا غسل جبیره‌‌ای است می‌‌تواند در اوّل وقت، نماز بخواند هرچند بداند كه عذر او تا آخر وقت برطرف می‌‌شود ولی احتیاط مستحب آن است كه اگر امید دارد تا آخر وقت عذرش برطرف می‌‌شود صبر كند و چنانچه عذر او برطرف نشد باید نماز را تا آخر وقت با وضو یا غسل جبیره‌‌ای به جا آورد.

مسأله ۳۸۶. كسی كه وظیفه‌‌اش وضوی جبیره‌‌ای است و وضوی جبیره گرفته، در صورتی كه عذرش برطرف شد و بهبودی یافت، وضوی او باقی است و می‌‌تواند با آن وضو، كارهایی كه نیاز به وضو دارد - مثل خواندن نماز یا لمس خط قرآن - را انجام دهد.

شایان ذکر است در مواردی كه وظیفه او هم وضوی جبیره و هم تیمّم است، پس از برطرف شدن عذر و بهبودی، وضوی او كافی نیست و باید برای كارهایی كه انجام آن نیاز به وضو دارد، وضو بگیرد و این مسأله در مورد غسل جبیره‌ای نیز جاری است.

مسأله ۳۸۷. اگر به اعتقاد اینكه در اعضای وضوی او زخم یا دمل یا شكستگی است و آب برای آن ضرر دارد به دستور وضو یا غسل جبیره رفتار نماید، سپس آشكار شود كه زخم یا دمل یا شكستگی در اعضای وضو وجود نداشته، وضو یا غسل او باطل است و نمازهایی را كه با چنین وضو و غسلی خوانده باید در وقت، دوباره بخواند و در خارج وقت، قضاء نماید امّا اگر در اعضای وضوی او واقعاً زخم یا دمل یا شكستگی وجود دارد و معتقد است آب برای آن ضرر دارد و فرد به دستور وضو یا غسل جبیره رفتار نماید، سپس معلوم شود كه آب برای موضع آسیب دیده ضرر نداشته، وضو و غسل او صحیح است.

مسأله ۳۸۸. اگر مكلّف با اعتقاد به اینكه آب برای وضو گرفتن یا غسل كردن ضرر ندارد، وضو بگیرد یا غسل نماید و بعد از وضو یا غسل بفهمد كه آب برای او ضرر داشته و در واقع، وظیفه او وضو یا غسل جبیره‌‌ای بوده است، بنابر احتیاط واجب باید وضو یا غسل را دوباره انجام دهد.

مسأله ۳۸۹. اگر مکلّف با اعتقاد به اینكه آب برای او ضرر دارد، وضو و غسل جبیره‌‌ای را ترک نماید و وضو و غسل معمولی بگیرد و بعد متوجّه شود كه آب ضرر نداشته و وظیفه او شستن پوست بوده است، بنابر احتیاط واجب باید وضو یا غسل را دوباره انجام دهد.

مسأله ۳۹۰. كسی كه نمی‌‌داند وظیفه‌‌اش وضوی جبیره‌‌ای است یا تیمّم، باید احتیاطاً هر دو را انجام دهد.

احکام غسل جبیره‌‌ و شرایط آن


مسأله ۳۹۱. احکام و شرایط غسل‌‌ که به صورت جبیره‌‌ای انجام می‌‌شود (به جز غسل میت)، همانند احکام و شرایط وضوی جبیره‌‌ای است ولی باید بنابر احتیاط لازم، آن را ترتیبی به جا آورند و توضیح موارد آن چنین است:

1. زخم، دمل یا شکستگی همراه با جراحت و زخم باشد و آب برای آن ضرر داشته باشد، چه روی آن باز و چه بسته باشد، مکلّف مخیّر بین غسل جبیره‌ای و تیمّم است و اگرغسل را انتخاب کند:

الف. روی قسمت صدمه دیده بسته است: باید روی آن را مسح کند.

ب. روی قسمت صدمه دیده باز است: اطراف را شسته و بنابر احتیاط مستحب پارچه پاکی روی قسمت صدمه دیده گذاشته و روی پارچه را مسح نماید.

2. شکستگی بدون جراحت باشد و آب برای آن ضرر داشته باشد:

الف. روی آن باز است: تیمّم بدل از غسل کند.

ب. روی آن بسته است و مسح روی جبیره ممکن است: غسل کند وروی جبیره را مسح نماید.

ج. روی آن بسته است و مسح روی جبیره ممکن نیست: اگر جبیره خارج از اعضاء تیمّم است: تیمّم کند و اگر در اعضاء تیمّم است: بنابر احتیاط واجب هم غسل (بدون مسح قسمت آسیب دیده) و هم تیمّم نماید.

مسأله ۳۹۲. اگر در بدن میّت، مانعی از رسیدن آب به ظاهر پوست وجود دارد، در صورت امكان، باید آن را برطرف نمود و اگر برطرف كردن آن غیر ممكن است یا سختی فوق العاده‌ای دارد که قابل تحمّل نیست، واجب است میّت تیمّم داده شود هرچند احتیاط مستحب است که علاوه بر تیمّم احتیاطاً میت را غسل هم بدهند خصوصاً اگر مانع موجود در بدن میت - که امکان برطرف کردن آن نیست - جزئی باشد.

شایان ذکر است آنچه ذكر شد در صورتی است که مانع در اعضای تیمّم میت نباشد و گرنه واجب است بین تیمّم دادن و غسل میت جمع نمایند و در این فرض در هنگام غسل دادن میت، بنابر احتیاط واجب در صورت امكان همانند وضو یا غسل جبیره، بر مانع موجود در بدن میت، مسح نمایند.

حکم تیمّم جبیره‌ای


مسأله ۳۹۳. اگر وظیفه مکلّف تیمّم است و در اعضای تیمّم وی هم جبیره وجود دارد مثل اینکه در پیشانی یا پشت دست‌هایش زخم یا دمل یا شکستگی وجود دارد، باید به همان دستور وضوی جبیره‌‌ای، تیمّم جبیره‌‌ای نماید.


۱. بنابر این اگر کسی ‌این مسأله را رعایت نکرده از آنجا که حکم بنابر احتیاط واجب است، مانند سایر موارد احتیاط واجب، می‌‌تواند به مجتهد دیگری ‌که از سایر مجتهدین اعلم است، رجوع کند و اگر وی ‌رعایت این نکته را لازم نمی‌‌دانست، در این مسأله از او تقلید نماید تا وضوهایی ‌که گرفته ومی‌‌گیرد بدون اشکال باشد.
۲. توضیح ذیل مسأله 258 در اینجا نیز جاری می‌باشد.
۳. و در این مورد مسح کردن با این آب نیز خلاف احتیاط است.
۴. شایان ذکر است در این احتیاط - همانند بقیه موارد احتیاط واجب - می‌‌توان با رعایت الاعلم فالاعلم به مجتهد جامع الشرایط دیگری ‌که کشیدن مسح پا را تا برآمدگی ‌پا کافی می‌‌داند رجوع کرد و در این صورت نمازهای ‌گذشته نیز صحیح محسوب می‌‌شود.
۵. کف دست شامل باطن انگشتان هم می‌‌شود.
۶. شستن صورت از بالا به پایین، بنابر احتیاط واجب است.
۷. برای ‌توضیح بیشتر به مسأله 1449 مراجعه نمایید.
۸. یا آنکه بجای «لَقِّنی» بگوید: «لَقِّنّی»
۹. آنژیوکت، قطعه‌ای ‌پلاستیکی ‌است که به بدن بیمار متّصل می‌‌گردد تا وصل سرم یا تزریق آمپول به بدن از طریق آن صورت گیرد.
۱۰. اکتفاء به شستن اطراف جبیره بدون مسح روی ‌جبیره، بنابر احتیاط واجب جایز نیست و بنابراین مبنا روی ‌جبیره باید مسح شود و شستن آن کافی ‌نیست.
قرآن و اسماء متبرّکه ← → احكام ظرف‌‌‌ها
العربية فارسی اردو English Azərbaycan Türkçe Français