پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آقای سید علی حسینی سیستانی

کتب فتوایی » توضیح المسائل جامع

مساجد و مشاهد مشرّفه ← → كليات نماز

مقدّمات نماز


مسأله ۸۸۳. مقدّمات نماز شش مورد است: رعایت وقت، رعایت قبله، با غسل، وضو یا تیمّم بودن (هرکدام وظیفه فرد می‌باشد)، پاک بودن بدن و لباس، رعایت شرایط لباس، رعایت شرایط مکان.

بنابراین کسی که می‌خواهد نماز بخواند چنانچه هر کدام از این مقدّمات را دارا نباشد باید آنها را قبل از خواندن نماز فراهم سازد.

مقدّمه اول: رعايت وقت


اوقات نمازهای واجب پنج گانه به این شرح می‌باشد:

1. وقت نماز ظهر و عصر


مسأله ۸۸۴. وقت نماز ظهر و عصر از ظهر شرعی (زوال) آغاز می‌شود. ظهر شرعی یا زوال عبارت از گذشتن نصف فاصله زمانی بین طلوع آفتاب تا غروب آفتاب است؛ مثلاً اگر طلوع آفتاب در شهری ساعت (‌6) بامداد و غروب آفتاب، ساعت (‌20) باشد، در این صورت، فاصله زمانی بین طلوع آفتاب تا غروب آفتاب، (‌14) ساعت می‌‌باشد که نصف آن (‌7) ساعت است. بنابر این پس از گذشت هفت ساعت از طلوع آفتاب، ظهر شرعی است که ساعت سیزده (یک بعد از ظهر) می‌‌شود.[۱]

مسأله ۸۸۵. تعیین ظهر شرعی با استفاده از شاخص نیز امكان پذیر است. بنابراین اگر چوب یا چیزی مانند آن را كه شاخص می‌نامند، راست در زمین هموار فرو ببرند، صبح كه خورشید بیرون می‌آید سایه آن به طرف مغرب می‌افتد و هرچه آفتاب بالا می‌آید، این سایه كم می‌شود و در شهرهای ایران و بسیاری از كشورها در اوّل ظهر شرعی به کمترین اندازه خود می‌رسد و ظهر كه گذشت، سایه آن به طرف مشرق بر می‌گردد و هرچه خورشید رو به مغرب می‌رود، سایه بلندتر می‌شود. بنابراین زمانی که سایه به کمترین اندازه خود می‌‌رسد و سپس، دو مرتبه رو به زیاد شدن می‌گذارد، معلوم می‌شود زمانِ ظهر شرعی فرا رسیده است ولی در بعضی شهرها كه گاهی موقعِ ظهر، سایه شاخص به كلّی از بین می‌رود و بعد از آن، سایه دوباره پیدا می‌‌شود، در این وقت است كه معلوم می‌شود ظهر شرعی فرا رسیده است.

مسأله ۸۸۶. كسی كه شک در غروب آفتاب داشته باشد و احتمال دهد خورشید پشت كوه‌‌ها یا ساختمان‌ها یا درختان مخفی شده باشد، تا وقتی كه سرخی طرف مشرق نمایان است و از بالای سر انسان نگذشته، وقت باقی است و اگر شک در زمان غروب آفتاب نداشته باشد، احتیاط واجب است كه نماز ظهر و عصر را تا زمانِ پنهان شدن خورشید و غروب آفتاب به تأخیر نیندازد و در صورت تأخیر، آن را بدون نیّت اداء و قضاء بخواند.

مسأله ۸۸۷. چنانچه فرد نماز عصر را عمداً قبل از نماز ظهر بخواند، باطل است، مگر اینكه از آخر وقت بیش از خواندن یک نماز فرصت نباشد كه در این صورت، اگر كسی تا این موقع، نماز ظهر را نخوانده باشد، نماز ظهر او قضاء است و باید نماز عصر را بخواند و اگر كسی قبل از این وقت، اشتباهاً تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند، نماز عصرش صحیح است و حال که متوجّه شده است، باید نماز ظهر را بخواند و احتیاط مستحب آن است كه چهار ركعت دوم را به قصد ما فی الذّمّه به جا آورد.

وقت نماز مغرب و عشاء


مسأله ۸۸۸. وقت نماز مغرب، بنابر احتیاط واجب، از زمانی است که سرخی طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پیدا می‌شود، از بالای سر انسان بگذرد. البتّه احتیاطی بودن آن در مورد وقتی است که فرد، زمان غروب آفتاب را می‌داند که در این صورت بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند نماز مغرب را هنگام غروب آفتاب بجا آورد، امّا اگر در غروب آفتاب به علّت احتمال مخفی شدن خورشید، پشت کوه‌ها یا ساختمان‌ها یا درختان، شک داشته باشد، بنابر فتوی نمی‌تواند قبل از این که سرخی طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پیدا می‌شود، از بالای سر انسان بگذرد، نماز مغرب را به جا آورد.

مسأله ۸۸۹. وقت نماز مغرب و عشا برای شخص مختار (غیر مضطر) تا نیمه شب (نصف شب) ادامه دارد و امّا برای شخص مضطر یعنی کسی كه از روی فراموشی یا به علّت خواب ماندن یا حیض و مانند اینها نماز را پیش از نیمه شب نخوانده، وقت نماز مغرب و عشا تا طلوع فجر ادامه دارد ولی در هر صورت، در حال توجّه و عدم غفلت، ترتیب بین آن دو معتبر است، یعنی ابتدا باید نماز مغرب و سپس، نماز عشا به جا آورده شود و چنانچه عمداً نماز عشا قبل از نماز مغرب خوانده شود، باطل است مگر اینكه از وقت، بیش از مقدار انجام نماز عشا باقی نمانده باشد كه در این صورت لازم است نماز عشا را قبل از نماز مغرب بخواند.

مسأله ۸۹۰. اگر كسی اشتباهاً نماز عشا را قبل از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز متوجّه شود، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن، به جا آورد.

مسأله ۸۹۱. آخر وقت نماز عشا برای شخص مختار، همچنان كه گذشت، نصف شب است و منظور از نصف شب برای وقت نماز عشا، بنابر احتیاط واجب، نصف فاصله زمانی بین غروب آفتاب تا طلوع فجر (اذان صبح) است.[۲]

مسأله ۸۹۲. اگر فرد از روی اختیار، نماز مغرب یا عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب، باید تا قبل از اذان صبح بدون اینكه نیّت اداء و قضاء كند، آن نماز را به جا آورد، البتّه اگر وقت باقیمانده تا اذان صبح کم باشد مثلاً برای کسی که مسافر نیست، فقط به اندازه خواندن چهار رکعت یا کمتر وقت باشد، بنابر احتیاط واجب نماز عشا را به قصد ما فی الذّمّه بخواند و بعداً نماز مغرب را قضاء نماید و احتیاطاً بار دیگر نماز عشا را هم به جهت رعایت ترتیب قضاء نماید.

3. وقت نماز صبح


مسأله ۸۹۳. نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیده‏ای رو به بالا حركت می‌كند كه آن را فجر اول گویند، موقعی كه آن سفیده پهن شد فجر دوم و اول وقتِ نماز صبح است و آخر وقتِ نماز صبح موقعی است كه آفتاب بیرون می‌آید.

احكام دیگر اوقات نماز


مسأله ۸۹۴. موقعی انسان می‌‌تواند مشغول نماز شود كه یقین كند وقت فرا رسیده است یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت، خبر دهند، بلكه به خبر و به اذان شخصی كه مكلّف بداند شدیداً مراعات فرارسیدن وقت را می‌كند، چنانچه موجب اطمینان شود نیز می‌‌توان اكتفاء نمود.

مسأله ۸۹۵. اگر به علّت مانعِ شخصی مانند نابینایی یا در زندان بودن نتواند در اوّل وقتِ نماز به فرا رسیدن وقت یقین كند، باید نماز را به تأخیر بیندازد تا یقین یا اطمینان كند كه وقت فرا رسیده است و همچنین است بنابر احتیاط لازم، اگر مانع از یقین به فرارسیدن وقت از موانع عمومی از قبیل ابر و غبار و مانند اینها باشد.

مسأله ۸۹۶. اگر وقت نماز به قدری کم است كه به سبب به جا آوردن بعضی از كارهای مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده می‌شود، باید آن مستحب را به جا نیاورد مثلاً اگر به سبب خواندن قنوت مقداری از نماز، بعد از وقت خوانده می‌‌شود، باید قنوت را نخواند و اگر خواند در صورتی نمازش صحیح است كه حداقل یک ركعت از آن در وقت واقع شده باشد.

مسأله ۸۹۷. كسی كه به اندازه خواندن یک ركعت نماز وقت دارد، باید نماز را به نیّت اداء بخواند ولی نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد.

مسأله ۸۹۸. کسی که مسافر نیست اگر تا غروب آفتاب و پنهان شدن خورشید، به اندازه پنج رکعت نماز وقت دارد یا آن‌که شک دارد به اندازه پنج رکعت وقت دارد یا کمتر از آن، باید نماز ظهر و عصر را به ترتیب بخواند.

و اگر کمتر از پنج رکعت وقت دارد، احتیاط واجب است به این روش رفتار نماید: احتیاطاً نماز عصررا قبل از نماز ظهر بخواند، سپس نماز ظهر را در فاصله زمانی غروب تا مغرب بدون نیّت اداء و قضاء بجا آورد، سپس برای رعایت ترتیب، دوباره نماز عصر را بدون نیّت اداء و قضاء بخواند.[۳]

و اگر آفتاب غروب نموده و تا مغرب به اندازه پنج رکعت وقت دارد یا آن‌که شک دارد به اندازه پنج رکعت وقت دارد یا کمتر، نماز ظهر و عصر را بنابر احتیاط واجب در همان فاصله زمانی بدون نیّت اداء و قضاء بخواند و اگر کمتر وقت دارد احتیاط واجب است به این روش رفتار نماید: احتیاطاً نماز عصر را قبل از نماز ظهر بدون نیّت اداء و قضاء بخواند، بعد نماز ظهر را قضاء نموده، سپس احتیاطاً نماز عصر را هم برای رعایت ترتیب دوباره بجا آورد.[۴]

مسأله ۸۹۹. تمام احکامی که در مسأله قبل ذکر شد، برای مسافر نیز جاری است؛ با این تفاوت که ملاک در زمان باقیمانده تا غروب یا مغرب در اینجا سه رکعت است نه پنج رکعت.

مسأله ۹۰۰. كسی كه مسافر نیست اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند و همچنین است اگر شک در مقدار وقت داشته باشد و اگر به اندازه چهار رکعت یا كمتر وقت دارد باید ابتدا نماز عشا را بخواند.

مسأله ۹۰۱. كسی كه مسافر است اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند و همچنین است اگر شک در مقدار وقت داشته باشد و اگر به اندازه سه رکعت نماز وقت دارد باید ابتدا نماز عشا را خوانده سپس فوراً در یک رکعت باقیمانده تا نصف شب، نماز مغرب را به نیّت اداء بخواند و اگر تا نصف شب تنها به اندازه دو رکعت یا یک رکعت نماز وقت دارد باید ابتدا نماز عشا را بخواند.

مسأله ۹۰۲. هر گاه بچه نابالغ در بین وقت نماز بالغ گردد، در صورتی که به اندازه خواندن یک رکعت نماز یا بیشتر وقت داشته باشد واجب است نماز را بخواند و چنانچه قبل از بلوغ، بعد از فرا رسیدن وقت، نماز را خوانده باشد و قبل از سپری شدن وقت بالغ گردد دوباره خواندن نماز واجب نیست هرچند احتیاط مستحب است که آن را دوباره به جا آورد.

مسأله ۹۰۳. هر گاه انسان عذری دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است آن را با تیمّم به جا آورد، چنانچه مأیوس از بر طرف شدن آن عذر باشد یا احتمال دهد با تأخیر انداختن نماز، از تیمّم هم ناتوان شود می‌‌تواند در اول وقت، تیمّم كند و نماز بخواند، ولی اگر مأیوس نباشد باید صبر كند تا عذرش بر طرف شود یا مأیوس شود و چنانچه عذر او بر طرف نشد، در آخر وقت، نماز بخواند و لازم نیست به قدری صبر كند كه فقط بتواند كارهای واجب نماز را انجام دهد، بلكه برای مستحبّات نماز نیز مانند اذان و اقامه و قنوت، اگر وقت دارد می‌تواند تیمّم كند و نماز را با آن مستحبّات به جا آورد و در عذرهای دیگر غیر از موارد تیمّم، هر‌چند مأیوس نباشد و احتمال دهد كه عذر او تا انتهای وقت بر طرف شود، جایز است اول وقت نماز بخواند ولی چنانچه در بین وقت، عذرش بر طرف گردد در بعضی موارد لازم است نماز را دوباره بخواند.

مسأله ۹۰۴. كسی كه مسائل نماز را نمی‌داند و نمی‌‌تواند بدون یاد گرفتن آن را به طور صحیح انجام دهد یا شكّیات و سهویات را نمی‌داند و احتمال می‌دهد كه یكی از اینها در نماز پیش آید و به علّت یاد نگرفتن، واجبی را ترک كند یا حرامی را مرتكب شود، باید برای یاد گرفتن اینها نماز را از اول وقت تأخیر بیندازد ولی اگر به امید آنكه به طور صحیح، نماز را انجام دهد، در اول وقت مشغول نماز بشود و در بین نماز مسأله‏ای كه حكم آن را نمی‌داند پیش نیاید، نماز او صحیح است و اگر مسأله‏ای كه حكم آن را نمی‌داند پیش آید، جایز است به یكی از دو طرفی كه احتمال می‌دهد - به امید آن كه وظیفه او باشد - عمل نماید و نماز را تمام كند ولی بعد از نماز باید مسأله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده دوباره بخواند و اگر صحیح بوده دوباره خواندن، لازم نیست.

مسأله ۹۰۵. اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را از بدهکار مطالبه می‌كند، در صورتی كه ممكن است، باید بدهکار اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند و همچنین است اگر كار واجب دیگری كه باید فوراً آن را به جا آورد اتّفاق بیفتد مثلاً ببیند مسجد نجس است، باید اول مسجد را تطهیر كند بعد نماز بخواند و چنانچه در هر دو صورت، اول نماز بخواند، معصیت كرده ولی نماز او صحیح است.

مسأله ۹۰۶. انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را قبل از نماز ظهر و نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند، باطل است.

مسأله ۹۰۷. اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز متوجّه اشتباه خود شود، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند، یعنی نیّت كند كه آنچه تا حال خوانده‏ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد می‌خوانم همه نماز ظهر باشد ولی نباید این نیّت را به زبان جاری سازد و بعد از آنكه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند.

مسأله ۹۰۸. اگر قبل از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه به ركوع ركعت چهارم نرفته، باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته، نماز عشا را تمام كند و این نماز، صحیح می‌باشد و بعد از آن، نماز مغرب را به جا آورد.

مسأله ۹۰۹. اگر به نیّت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید كه نماز ظهر را خوانده است، نمی‌‌تواند نیّت را به نماز عصر بر گرداند، بلكه باید نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند و در مورد نماز مغرب و عشاء نیز حکم چنین است.

مسأله ۹۱۰. اگر در بین نماز عصر یقین كند كه نماز ظهر را نخوانده و نیّت را به نماز ظهر برگرداند، چنانچه یادش بیاید كه نماز ظهر را خوانده بوده می‌‌تواند نیّت را به نماز عصر برگرداند و نماز را تمام كند، البته این حكم در صورتی است كه بعضی از اجزای نماز را به نیّت ظهر نیاورده باشد، یا آنكه اگر آورده است، به نیّت عصر دوباره به جا آورد ولی اگر آن جزء ركعت باشد، نماز او در هر صورت، باطل است و همچنین اگر ركوع یا دو سجده از یک ركعت باشد، نمازش، بنابر احتیاط لازم، باطل است.

مسأله ۹۱۱. اگر در بین نماز عصر شک كند كه نماز ظهر را خوانده یا نه، باید نماز را به نیّت عصر تمام كند و بعداً نماز ظهر را به جا آورد، ولی اگر وقت به قدری كم است كه بعد از تمام شدن نماز عصر، وقت نماز به پایان برسد و برای یک ركعت نماز هم وقت باقی نمانده باشد، لازم نیست نماز ظهر را قضاء كند.

مسأله ۹۱۲. اگر در بین نماز عشا شک كند كه نماز مغرب را خوانده یا نه، باید به نیّت عشا نماز را تمام كند و بعد نماز مغرب را به جا آورد[۵]، ولی اگر وقت به قدری كم است كه بعد از تمام شدن نماز، وقت تمام ‏شود و به مقدار یک ركعت نماز هم وقت باقی نمانده باشد، لازم نیست نماز مغرب را قضاء كند.

مسأله ۹۱۳. اگر در بین نماز عشا بعد از رسیدن به ركوع ركعت چهارم، شک كند كه نماز مغرب را خوانده یا نه، باید نماز را تمام كند و بعداً چنانچه وقت برای نماز مغرب باقی باشد، نماز مغرب را نیز بخواند.

مسأله ۹۱۴. اگر انسان نمازی را كه خوانده احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید نمازی را كه باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمی‌‌تواند نیّت را به آن نماز برگرداند مثلاً موقعی كه فرد نماز عصر را احتیاطاً می‌خواند، اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است، نمی‌تواند نیّت را به نماز ظهر برگرداند.

مسأله ۹۱۵. برگرداندن نیّت از نماز قضاء به نماز اداء و از نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست.

مسأله ۹۱۶. اگر وقت نمازِ اداء وسعت داشته باشد، انسان می‌‌تواند در بین نماز، چنانچه یادش بیاید كه نماز قضاء بر ذمّه دارد، نیّت را به نماز قضاء برگرداند.

مقدّمه دوم: رعايت قبله


مسأله ۹۱۷. مکان خانه كعبه شرّفها الله تعالی كه در مكّه معظّمه می‌باشد، قبله محسوب می‌شود و باید انسان روبروی آن نماز بخواند و همچنین است حکم كارهای دیگری مانند سر بریدن حیوانات كه باید رو به قبله انجام گیرد.

مسأله ۹۱۸. در رابطه با تعیین جهت قبله، اگر فرد در فاصله‌‌ای از خانه کعبه قرار دارد که با مشاهده می‌‌تواند جهت قبله را به طور دقیق تشخیص دهد مثل شخصی که در صحن مسجد الحرام قرار دارد و خانه کعبه را می‌‌بیند، باید مراعات جهت دقیق را بنماید و انحراف عمدی از آن در حال نماز هرچند به مقدار کم جایز نیست و امّا چنانچه فرد در موقعیتی قرار دارد که جهت قبله حقیقی را با مشاهده تشخیص نمی‌‌دهد مثل کسی که از مکان کعبه دور است، اگر طوری بایستد كه عرفاً بگویند رو به قبله نماز می‌خواند یعنی مراعات جهت قبله عرفی را بنماید كافی است و لازم نیست با استفاده از ابزار و وسایلی مانند قبله نما یا GPS و یا تحقیق و پرسش جهت قبله حقیقی را بیابد امّا چنانچه تحقیق نموده و مطّلع شود قبله حقیقی چند درجه‌‌ای به سمت راست یا چپ انحراف دارد مثلاً بداند که قبله حقیقی (15) درجه به راست انحراف دارد، وی نمی‌‌تواند با این حال رو به جهت مستقیم نماز بخواند هرچند در عرف، ایستادن مستقیم را رو به قبله بودن به حساب آورند.

مسأله ۹۱۹. كسی كه نماز واجب را ایستاده می‌خواند، باید سینه و شكم او رو به قبله باشد، بلكه صورت او نیز نباید زیاد از قبله منحرف باشد و احتیاط مستحب آن است كه انگشتان پای او هم رو به قبله باشد؛ همچنین شخصی كه باید نشسته نماز بخواند، لازم است در موقع نماز، سینه و شكم او رو به قبله باشد بلكه صورت او هم نباید زیاد از قبله منحرف باشد.

مسأله ۹۲۰. كسی كه نمی‌‌تواند نشسته نماز بخواند، باید در حال نماز به پهلو طوری بخوابد كه جلوی بدن او رو به قبله باشد و تا وقتی كه ممكن است به پهلوی راست بخوابد، بنابر احتیاط لازم، نباید به پهلوی چپ بخوابد و اگر این دو ممكن نباشد، باید به پشت بخوابد طوری كه كف پاهای او رو به قبله باشد.

مسأله ۹۲۱. نماز احتیاط و سجده فراموش شده، باید رو به قبله به جا آورده شوند و بنابر احتیاط مستحب، سجده سهو نیز رو به قبله به جا آورده ‌‌شود.

مسأله ۹۲۲. كسی كه می‌خواهد نماز بخواند، باید برای پیدا كردن قبله كوشش نماید تا یقین پیدا كند كه قبله كدام طرف است یا چیزی كه در حكم یقین است، برایش حاصل گردد مثل شهادت دو عادل که شهادتشان مستند به حسّ و آنچه در حکم آن است باشد و بر آن اساس جهت قبله را تشخیص دهد.

 همچنین اطمینان حاصل از منشأ عقلایی - مثل خبر دادن فرد مورد اعتماد - کافی است؛ بلکه گفتار فرد مورد اعتمادی که از اهل خبره در تعیین جهت قبله می‌باشد حجّت است هرچند مفید گمان یا اطمینان نباشد و اگر از این راه‌ها نتواند جهت قبله را معیّن نماید باید به گمانی كه از محراب مسجد مسلمانان، یا قبرهای مؤمنین، یا از راه‌های عقلایی دیگر پیدا می‌شود عمل نماید، حتّی اگر از گفته فاسق یا كافری كه با قواعد علمی قبله را می‌شناسد، گمان به قبله پیدا كند در این صورت كافی است.

مسأله ۹۲۳. كسی كه گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قوی‌‌تری پیدا كند، نمی‌‌تواند به گمان ضعیف خود عمل نماید مثلاً اگر مهمان از گفته صاحب خانه یا مسافر از گفته مسؤول هتل و مسافرخانه گمان به قبله پیدا كند ولی بتواند از راه دیگر مثلاً - قبله نما - گمان قوی‌‌تری پیدا كند، در این صورت گفته آنها برای او حجّت نیست و نمی‌تواند به حرف آنها عمل نماید.

مسأله ۹۲۴. اگر برای پیدا كردن قبله وسیله‏ای ندارد، یا با اینكه كوشش كرده، گمانش به طرفی نمی‌رود، نماز خواندن به یک طرف که احتمال می‌دهد قبله است كافی می‌باشد و احتیاط مستحب است كه چنانچه وقت نماز وسعت دارد چهار نماز به چهار طرف بخواند و چنانچه کمتر وقت دارد احتیاط مستحب است به هرچند طرف که وقت دارد نماز را بخواند.

مسأله ۹۲۵. اگر یقین یا چیزی که در حکم یقین است یا گمان پیدا كند كه قبله در یكی از دو طرف است، باید به هر دو طرف نماز بخواند.

مسأله ۹۲۶. كسی كه بخواهد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد دو نماز بخواند كه مثل نماز ظهر و عصر باید یكی بعد از دیگری به ترتیب خوانده شود، احتیاط مستحب آن است كه نماز اول را به آن چند طرف بخواند، بعد نماز دوم را شروع كند.

مسأله ۹۲۷. كسی كه نتواند یقین یا آنچه در حکم یقین است به قبله پیدا کند، اگر بخواهد غیر از نماز كاری كند كه باید رو به قبله انجام شود، مثلاً بخواهد سر حیوانی را ببُرد، باید به گمان عمل نماید و اگر گمان ممكن نیست، به هر طرف كه انجام دهد، صحیح است.

مسأله ۹۲۸. احتیاط واجب آن است كه داخل خانه كعبه و بر بام آن در حال اختیار، نماز واجب نخوانند ولی در حال ناچاری و اضطرار اشكال ندارد و در صورتی كه بر بام كعبه نماز بخواند باید در‌همه ‌حالات چیزی‌از فضای كعبه مقابل او باقی بماند و ایستاده نماز بخواند.

مقدّمه سوم: طهارت از حَدَث


هر یک از نمازهای واجب و مستحب لازم است با وضو یا غسل یا تیمّم (هرکدام وظیفه فرد می‌باشد) انجام شود، در غیر این صورت نماز باطل است و توضیح هر کدام از طهارت‌های سه‌گانه (وضو، غسل، تیمّم) در فصل‌های قبل ذکر شد.

مقدّمه چهارم: پاک بودن بدن و لباس نمازگزار


مسأله ۹۲۹. بدن و لباس نمازگزار (در غیر موارد استثنایی که در فصل بعد خواهد آمد) باید پاک باشد و اگر كسی در حال اختیار با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

مسأله ۹۳۰. اگر كسی به علّت كوتاهی كردن در فراگیری مسأله شرعی نمی‌دانسته نماز با بدن یا لباس نجس باطل است و یا نمی‌دانسته مثلاً منی نجس است و با آن نماز خوانده، احتیاط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضاء نماید امّا اگر در فراگیری مسأله کوتاهی نکرده و با بدن یا لباس نجس نماز خوانده لازم نیست نماز را دوباره بخواند یا قضا نماید.

مسأله ۹۳۱. اگر كسی یقین دارد كه بدن یا لباسش نجس نیست و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۳۲. كسی كه در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد جستجو و تحقیق بر او لازم نیست ولی چنانچه جستجو نماید و چیزی در آن نبیند و نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن یا لباسش نجس بوده، نماز او صحیح است ولی اگر جستجو نكرده باشد، وبعد از نماز بفهمد بدن یا لباسش نجس بوده بنابر احتیاط لازم، باید نمازش را دوباره بخواند و چنانچه وقت گذشته، قضاء نماید.

شایان ذکر است این حکم در موردی است که فرد یقین یا آنچه در حکم یقین است به نجاست ‌قبلی بدن یا لباس خویش نداشته باشد و گرنه در صورت شک در تطهیر بدن یا لباسی که قبلاً نجس بوده باید آن را تطهیر نماید.

مسأله ۹۳۳. كسی كه در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز متوجّه شود كه بدن یا لباسش نجس شده دو صورت دارد:

الف. بداند یا احتمال دهد كه بعد از شروع در نماز نجس شده است، هرچند قسمتی از نماز را قبل از توجّه، با نجاست خوانده باشد، در این صورت چنانچه آب كشیدن بدن یا لباس یا عوض كردن لباس یا بیرون آوردن آن، عرفاً، صورت نماز را به هم نمی‌زند، در بین نماز، بدن یا لباس را آب بكشد یا لباس را عوض نماید یا اگر چیز دیگری عورت او یا آنچه در حکم عورت است[۶] را پوشانده، لباس را بیرون آورد ولی چنانچه طوری باشد كه هر یک از این کارها صورت نماز را به هم می‌زند، یا اگر لباس را بیرون آورد برهنه می‌ماند، بنابر احتیاط لازم، باید نماز را دوباره با بدن و لباس پاک بخواند.

ب. بداند كه نجاست مربوط به قبل از شروع در نماز است، بنابر احتیاط لازم، نماز را دوباره با بدن و لباس پاک بخواند.

مسأله ۹۳۴. كسی كه در تنگی وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز متوجّه شود كه بدن او نجس شده، در صورتی كه آب كشیدن بدن، نماز را به هم نمی‌زند، بدن را آب بكشد و اگر نماز را به هم می‌زند باید با همان حال نماز را تمام كند و نماز او صحیح است.

شایان ذکر است در این مسأله فرقی ندارد که فرد بداند یا احتمال دهد كه پس از شروع در نماز بدنش نجس شده یا بداند که نجاست بدن مربوط به قبل از شروع در نماز است.

مسأله ۹۳۵. كسی كه در تنگی وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز متوجّه شود كه لباسش نجس شده، در صورتی كه آب كشیدن، یا عوض كردن، یا بیرون آوردن لباس، نماز را به هم نمی‌زند و می‌تواند لباس را بیرون آورد، باید لباس را آب بكشد یا عوض كند، یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده لباس را بیرون آورد و نماز را تمام كند امّا اگر چیز دیگری عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمی‌‌تواند آب بكشد یا عوض كند، باید با همان لباس نجس نماز را تمام كند. شایان ذکر است در این مسأله فرقی ندارد که فرد بداند یا احتمال دهد كه پس از شروع در نماز لباسش نجس شده است یا بداند که نجاست لباس مربوط به قبل از شروع در نماز است.

مسأله ۹۳۶. اگر فراموش كند كه بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید، چنانچه فراموشی او از روی اهمال و بی‌اعتنایی بوده، بنابر احتیاط لازم، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضاء نماید و امّا اگر فراموشی او از روی اهمال و بی‌اعتنایی نبوده است و بعد از نماز یادش بیاید، لازم نیست نماز را دوباره بخواند ولی اگر در بین نماز یادش بیاید حکمش مانند وقتی است كه از نجاست اطّلاع نداشته و در بین نماز می‌فهمد بدن یا لباسش نجس شده است که در مسائل (933 تا 935) ذکر شد.

مسأله ۹۳۷. اگر نجس بودن شیئی را فراموش كند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و متوجّه نباشد که بدن یا لباسش نجس شده است و در همین حال فراموشی و عدم توجّه، نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید که آن شیء نجس بوده و بدن یا لباسش هم نجس شده‌‌اند، نمازش صحیح است ولی اگر بدنش با رطوبت به چیزی كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و بدون این كه خود را آب بكشد، غسل كند یا وضو بگیرد و نماز بخواند، غسل یا وضو و نمازش باطل است مگر اینكه طوری باشد كه به غسل نمودن یا وضو گرفتن، بدن نیز پاک شود و آب، نجس نشود مثل اینكه در آب کر یا جاری غسل كند یا وضو بگیرد.

مسأله ۹۳۸. اگر لباس نجس را آب بكشد و یقین كند كه پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۳۹. اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین كند كه از خون‌‌های نجس نیست مثلاً یقین كند كه خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خون‌‌هایی بوده كه نمی‌شود با آن نماز خواند، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۴۰. اگر یقین كند خونی كه در بدن یا لباس اوست خون نجسی است كه نماز با آن صحیح است مثلاً یقین كند خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونی بوده كه نماز با آن باطل است، نمازش صحیح می‌باشد.

مسأله ۹۴۱. اگر دو قسمت از بدن فرد نجس باشد و فقط به اندازه آب کشیدن یکی از آنها آب داشته باشد مخیّر است هر کدام را که می‌خواهد آب بکشد مگر آنکه نجاست یکی بیشتر یا شدیدتر یا متعدّد العنوان باشد که در این صورت بنابر احتیاط واجب باید آن را آب بکشد و حکم در موردی که فرد فقط یک لباس داشته و دو قسمت از لباس نجس باشد نیز همین طور است. به عنوان مثال:

الف. اگر نجاست یک قسمت بدن ادرار باشد که اگر فرد بخواهد با آب قلیلی که در اختیار دارد آن را آب بکشد باید دو بار آن را بشوید و نجاست قسمت دیگر بدن، خون باشد که یک مرتبه آب کشیدن آن کافی است، در این صورت فرد باید بنابر احتیاط واجب قسمتی را که آلوده به ادرار است تطهیر نماید.

ب. اگر فرد تنها یک لباس داشته باشد و نجاست یک قسمت آن لباس، خون حیوان حلال گوشت مثل گوسفند باشد و نجاست قسمت دیگر آن لباس، خون درندگان باشد، خون قسمت دوم دارای دو عنوان است که در لباس نمازگزار ممنوع است یکی نجاست دوم از اجزاء حیوان حرام گوشت بودن، در این صورت فرد باید بنابر احتیاط واجب قسمتی را که آلوده به خون درندگان است تطهیر نماید.

مسأله ۹۴۲. كسی كه فقط یک لباس دارد، اگر بدن و لباسش هر دو نجس شود و به اندازه آب كشیدن یكی از آنها آب داشته باشد، احتیاط لازم این است كه بدن را آب كشیده و با لباس نجس نماز بخواند و بنابر احتیاط واجب جایز نیست كه لباس را آب كشیده و با بدن نجس نماز بخواند ولی در صورتی كه نجاست لباس بیشتر یا شدیدتر باشد - مثل آن که نجاست لباس ادرار باشد و اگر فرد بخواهد با آب قلیلی که در اختیار دارد آن را آب بکشد باید دو بار آن را بشوید و نجاست بدن، خون باشد که یک مرتبه آب کشیدن آن کافی است - یا آن که عنوان دیگری هم غیر از نجاست، که در لباس نمازگزار ممنوع است، داشته باشد، مثل آن که نجاست لباس، خون یکی از درندگان باشد، در این صورت‌ها فرد مخیّر است هر كدام را می‌خواهد آب بكشد.

مسأله ۹۴۳. كسی كه غیر از لباس نجس لباس دیگری ندارد، باید با لباس نجس نماز بخواند و نمازش صحیح است.

مسأله ۹۴۴. كسی كه فقط دو لباس دارد، اگر بداند یكی از آنها نجس است و نداند كدام یک از آنها است، چنانچه وقت دارد باید با هر دو لباس نماز بخواند مثلاً اگر می‌خواهد نماز ظهر و عصر بخواند باید با هر كدام، یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند ولی اگر وقت تنگ است و هیچ كدام از نظر نجاست و امثال آن بر دیگری برتری نداشته باشد، با هر کدام نماز بخواند کافی است امّا چنانچه احتمال نجاست یکی بیشتر باشد یا یکی از آن‌ها بر فرض نجس بودن نجاستش بیشتر یا شدیدتر باشد یا آن که عنوان دیگری هم غیر از نجاست که در لباس نمازگزار ممنوع است داشته باشد، باید در لباس دیگر نماز بخواند.

مواردی كه لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد


مسأله ۹۴۵. در پنج صورت، اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است که شرح موارد آن در مسائل بعد ذکر می‌شود:

1. خون كمتر از درهم

مسأله ۹۴۶. اگر بدن یا لباس نمازگزار به مقدار كمتر از درهم به خون آلوده باشد، فرد می‌تواند با شرایط زیر نماز بخواند:

الف. بنابر احتیاط واجب، درهم به اندازه بند سر انگشت شَست حساب شود نه بیشتر.

ب. خالص باشد، بنابراین اگر خون كمتر از درهم باشد ولی با چرک یا زردابه یا آب و مانند آن مخلوط شده باشد، نماز با آن صحیح نیست.

ج. از خون‌‌های ممنوع مثل خون حیض نباشد (توضیح مطلب در مسائل بعد ذکر می‌شود.)

شایان ذكر است خون كمتر از درهم كه شرایط سه‌گانه فوق را دارا می‌‌باشد، چنانچه عین آن برطرف شود، باز هم حكمش باقی است و نماز با آن صحیح می‌باشد. همچنین این نکته قابل توجّه است که خون كمتر از درهم، نجس است و صحیح بودن نماز با آن به معنای پاک بودن آن نیست.

مسأله ۹۴۷. اگر بدن یا لباس، خونی نباشد ولی به واسطه رسیدن با رطوبت و تری به خون، بدن یا لباس نجس شود مثل اینكه دست‌‌تر با لخته خون خشک تماس پیدا نماید - هرچند مقداری كه نجس شده كمتر از درهم باشد - نمی‌شود با آن نماز خواند.

مسأله ۹۴۸. اگر خون بدن یا لباس كمتر از درهم باشد و رطوبتی به آن برسد كه به اطراف موضع خونی شده سرایت كند و آن اطراف را آلوده نماید، نماز با آن باطل است هرچند خون و رطوبتی كه به آن رسیده، به اندازه درهم نباشد ولی اگر رطوبت فقط به خون برسد و اطراف را آلوده نكند، نماز خواندن با آن اشكال ندارد.

مسأله ۹۴۹. اگر خونی كه در بدن یا لباس است، كمتر از درهم باشد و نجاست دیگری به آن برسد مثلاً یک قطره ادرار روی آن بریزد - حتی بنابر احتیاط واجب در صورتی که به قسمت‌های پاک بدن یا لباس هم نرسد و تنها روی خون ریخته شده باشد - نماز خواندن با آن صحیح نیست.

مسأله ۹۵۰. خون حیض و بنابر احتیاط واجب خون نفاس، استحاضه، خون حیوان نجس العین مثل خون سگ و خوک، خون مردار نجس، خون حیوان حرام گوشت و خون انسان کافر غیر کتابی، هر قدر که در بدن یا لباس نمازگزار باشد - حتّی کمتر از یک درهم - نماز با آن باطل است ولی خون‌‌های دیگر مثل خون بدن انسانِ غیر کافر، چه متعلّق به خودِ او باشد یا متعلّق به دیگری باشد یا خون حیوان حلال گوشت هرچند در چند جای بدن و لباس باشد، در صورتی كه روی هم، كمتر از درهم باشد، نماز خواندن با آن اشكال ندارد.

مسأله ۹۵۱. اگر می‌داند خونی كه در بدن یا لباس اوست كمتر از درهم است ولی احتمال می‌دهد كه از خون‌‌هایی باشد كه بخشیده نشده است، جایز است با آن خون نماز بخواند.

مسأله ۹۵۲. اگر خونی كه در لباس یا بدن است، كمتر از درهم باشد و فرد از این موضوع که آن خون، از خون‌‌هایی است كه نماز با آنها صحیح نمی‌باشد، بی‌‌اطّلاع باشد و نماز بخواند و بعد معلوم شود كه از خون‌‌هایی بوده كه نماز با آنها صحیح نیست، لازم نیست دوباره نماز بخواند و همچنین است اگر اعتقاد داشته باشد كه خون كمتر از درهم است و نماز بخواند و بعد معلوم شود كه به مقدار درهم یا بیشتر بوده، در این صورت نیز دوباره خواندن نماز لازم نیست.

مسأله ۹۵۳. اگر نداند مقدار خون كمتر از درهم است كه در نتیجه نماز با آن صحیح است یا به اندازه درهم یا بیشتر است كه در نتیجه، نماز با آن صحیح نیست، می‌تواند با این خون، نماز بخواند مگر آنكه قبلاً به اندازه درهم یا بیشتر بوده باشد.

مسأله ۹۵۴. خونی كه به لباس بی‌آستر بریزد و به پشت آن برسد، یک خون حساب می‌شود و هر طرفی كه مساحت خون بیشتر باشد باید آن را محاسبه نمود ولی اگر پشت آن جدا خونی شود، باید هر كدام را جدا حساب نمود و در این صورت اگر خونی که در پشت و روی لباس است، روی هم کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح و اگر به مقدار درهم یا بیشتر باشد، نماز با آن باطل است.

مسأله ۹۵۵. اگر خون، روی لباسی كه آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد و یا به آستر بریزد و روی لباس نیز خونی شود، یا از لباس به لباس دیگر برسد، باید هر كدام را جدا حساب نماید، پس اگر روی هم كمتر از درهم باشد، نماز صحیح بوده و گر نه باطل است؛ مگر در صورتی كه متّصل به هم باشند به طوری كه در نزد عرف یک خون حساب شود، پس اگر خون در طرفی كه مساحتش بیشتر است كمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح است و اگر به مقدار درهم یا بیشتر باشد، نماز با آن باطل می‌باشد.

2. خون زخم و دمل

مسأله ۹۵۶. اگر در بدن یا لباس نمازگزار، خون زخم و جراحت یا دمل باشد، تا وقتی كه زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده می‌‌تواند با شرایط زیر نماز بخواند هرچند آن خون بیشتر از درهم باشد:

الف. زخم و جراحت قابل توجّه بوده و ثبات و استقرار داشته باشد و عرفاً از زخم‌‌های جزئی به حساب نیاید.

ب. خون از زخم یا دمل و اطراف آن - كه عرفاً تابع زخم یا دمل به حساب می‌آید - به جای ‌دیگر سرایت نكرده باشد.

برخی از فقها رضوان الله تعالی علیهم این شرط را هم ذکر کرده‌‌اند که تطهیر بدن یا عوض كردن لباس آلوده به خون به گونه‌‌ای باشد كه در نظر عرف سختی فوق العاده داشته باشد، امّا این شرط، ثابت نیست و رعایت آن، لازم نمی‌‌باشد هرچند مطابق با احتیاط مستحب است و نیز لازم نیست چنین خونی، خالص باشد بلكه اگر باچرک یا زردابه یا عرق یا دوا و مرهمی كه روی آن گذاشته‏اند یا مواد ضدّ عفونی كننده مخلوط شده، باز هم می‌‌توان با آن نماز خواند.

مسأله ۹۵۷. اگر خون بریدگی و زخمی كه به زودی خوب می‌شود و شستن آن آسان است (جراحت‌‌های جزئی)، در بدن یا لباس نمازگزار باشد و به اندازه درهم یا بیشتر باشد، نماز او باطل است.

مسأله ۹۵۸. اگر جایی از بدن یا لباس كه با زخم فاصله دارد، به خون یا رطوبتِ زخم، نجس شود، جایز نیست با آن نماز بخواند. بنابراین اگر مثلاً آرنج فرد خونی شود و خون به كف دست برسد و به اندازه درهم یا بیشتر باشد نماز با آن صحیح نیست ولی اگر مقداری از بدن یا لباس كه اطراف زخم است به خون یا رطوبت زخم نجس شود، نماز خواندن با آن مانعی ندارد و اگر زخم یا دمل در قسمتی است که معمولاً آن را می‌بندند تا مانع از سرایت خون به اطراف آن شود، بستن آن لازم نیست هرچند مطابق با احتیاط مستحب است.

مسأله ۹۵۹. اگر از بواسیر یا زخمی كه داخل دهان و بینی و مانند اینها است، خونی به بدن یا لباس برسد، با تحقّق شرایط مذکور در مسأله (956)، می‌‌تواند با آن نماز بخواند و فرقی نیست كه دانه بواسیر بیرون باشد یا اندرون باشد.

مسأله ۹۶۰. خون دماغ همانند خون زخم و دمل به حساب نمی‌آید و بخشیده نشده مگر آنكه كمتر از درهم و خالص باشد ولی اگر داخل بینی زخم یا دملی وجود دارد كه خون از آن خارج می‌‌شود و این خون شرایط خون زخم و دمل را دارا باشد، بخشیده شده و خواندن نماز با آن صحیح است.

مسأله ۹۶۱. كسی كه بدنش زخم است، اگر در بدن یا لباس خود خونی كه به اندازه درهم یا بیشتر از درهم است ببیند و نداند از زخم است یا خون دیگر، احتیاط واجب آن است كه با آن نماز نخواند.

مسأله ۹۶۲. اگر چند زخم در بدن باشد و طوری نزدیک هم باشند كه یک زخم حساب شود، تا وقتی همه خوب نشده‏اند نماز خواندن با خون آنها اشكال ندارد ولی اگر به قدری از هم دور باشند كه هر كدام یک زخم حساب شود، هر كدام كه خوب شد، فرد باید برای نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بكشد مگر آنکه کمتر از درهم باشد و شرایط خون کمتر از درهم را نیز دارا باشد که آب کشیدن آن لازم نیست.

3. لباس‌های كوچک نمازگزار

مسأله ۹۶۳. اگر لباس‌‌های كوچک نمازگزار مثل عرقچین، جوراب، كلاه كه نمی‌شود با آنها عورت را پوشانید، نجس باشد، نماز صحیح است؛ مگر آن‌که از مردار نجس یا حیوان نجس العین مانند سگ یا خوک درست شده باشد که در این صورت بنابر احتیاط واجب نماز در آن باطل است.[۷] بنابر این اگر فرد با انگشتر نجس که به دست نموده یا زن با زیور آلات طلای نجس نماز بخواند، نمازش صحیح است.

4. محمول نجس (لباس یا شیء دیگرِ همراه)

مسأله ۹۶۴. اگر شیء نجس مانند دستمال، چاقو، تلفن همراه، كلید نجس همراه نمازگزار باشد، اشكال ندارد. همچنین، اگر لباس نجس كه آن را نپوشیده همراه او باشد ضرری به نماز نمی‌رساند هرچند این لباس قابلیت پوشاندن عورتین را داشته باشد و نیز همراه داشتن شیء نجس (محمول نجس) در نماز كه از اجزای روح دار مردار نجس تهیه شده یا از اجزاء درندگان و سایر حیوانات حرام گوشت ساخته شده اشكال ندارد. البتّه در مورد اجزاء درندگان و سایر حیوانات حرام گوشت نباید چیزی از آن بر بدن یا لباس نمازگزار - که قابلیت پوشاندن عورتین را دارد - باشد که تفصیل آن در مسأله (995) خواهد آمد.

5. حالت اضطرار و ناچاری

مسأله ۹۶۵. نماز خواندن با بدن یا لباس نجس در حال اضطرار اشكال ندارد. بنابراین اگر فرد نسبت به تطهیر بدن یا لباس یا تهیه لباس پاک، توانایی نداشته باشد، هرچند از این جهت كه این كار بر او سختی فوق العاده دارد كه قابل تحمّل نیست (حرج)، می‌‌تواند با همان حال نماز بخواند هرچند در وسعت وقت باشد البتّه نماز خواندن در این حال در وسعت وقت در غیر مورد تقیه، مشروط به آن است كه فرد اطمینان نداشته باشد تا انتهای وقت نماز، می‌‌تواند بدن یا لباسش را تطهیر نموده یا می‌‌تواند لباس پاک برای نماز تهیه نماید و گر نه باید صبر كند.

 شایان ذکر است اگر فرد در مواردی که شرعاً مجاز است با لباس یا بدن نجس نماز خواند، در اول وقت نماز بخواند سپس عذرش تا قبل از سپری شدن وقت برطرف شود، لازم نیست نمازی را که خوانده دوباره بخواند.

مقدّمه پنجم: رعايت شرایط لباس نمازگزار


مسأله ۹۶۶. لباس نمازگزار هفت شرط دارد که پنج شرط آن مشترک بین مردان و زنان است و دو شرط آن مخصوص مردان می‌باشد.

الف. شرایط مشترک: 1. لباس یا پوشش، بدن را به مقدار واجب در نماز بپوشاند. 2. پاک باشد. 3. بنابر احتیاط واجب، مباح باشد. 4. از اجزای مردار نباشد. 5. از حیوان درنده، بلكه بنابر احتیاط واجب، از سایر حیوانات حرام گوشت نیز نباشد.

ب. شرایط اختصاصی: 1. اگر نمازگزار مرد است، لباس او طلاباف نباشد. 2. اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابریشم خالص نباشد.

شرایط مشترک لباس نمازگزار


شرط اول: لباس یا پوشش، بدن را به مقدار واجب در نماز بپوشاند

مسأله ۹۶۷. مرد باید در حال نماز، هرچند كسی او را ‏نبیند عورتین خود را بپوشاند و بهتر آن است كه از ناف تا زانو را هم بپوشاند.

مسأله ۹۶۸. زن باید در موقع نماز، تمام بدن حتّی ساعد دست، ساق پا، گردن، سر و موی خود را بپوشاند هرچند در مکان خلوتی نماز بخواند که کسی حضور ندارد[۸]ولی پوشاندن سه قسمت در حال نماز واجب نیست:

الف. صورت به مقداری که روسری معمولاً آن را نمی‌پوشاند (با اینکه روسری را بر گریبان زده است) ب. دست‌‌ها از مچ تا سر انگشتان ج. پاها از مچ پا به پایین.

شایان ذکر است برای آنكه زن یقین كند كه مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و مقداری پایین‌‌تر از مچ‌‌ها را هم بپوشاند. همچنین پوشش خود مچِ دست یا مچِ پا واجب است.

مسأله ۹۶۹. اگر دختر بچه نابالغ بخواهد نماز بخواند پوشش او در حال نماز مانند زن بالغ است مگر در سر و مو و گردن که پوشش آنها در حال نماز بر دختر بچه نابالغ لازم نیست.

مسأله ۹۷۰. بر زن بالغ لازم است در حال نماز، گردن و زیر چانه خویش را بپوشاند؛ ولی پوشش مقداری از چانه زن که معمولاً روسری - با اینکه بر گریبان زده شده است – آن را نمی‌پوشاند، لازم نیست.

مسأله ۹۷۱. زن بنابر احتیاط واجب باید در موقع نماز، بدنش را (غیر از موارد استثناء) حتّی از خودش نیز بپوشاند، پس اگر زن لباس آستین کوتاه به تن دارد یا شلواری پوشیده که ساق پا را نمی‌پوشاند و به هنگام نماز چادر را طوری بپوشد كه کسی بدن او را نبیند، ولی به علّت آنکه صورتش را زیر چادر برده، خودش اعضای برهنه بدنش را ببیند، اشكال دارد و احتیاط واجب در ترک آن است.

مسأله ۹۷۲. بنابر آنچه ذکر شد خانم‌‌ها لازم نیست مچِ پای خویش به پایین را در نماز بپوشانند امّا باید توجّه داشت که پوشاندن مچِ پا به پایین از مرد نامحرم واجب است. حال چنانچه وضعیت به گونه‌‌ای است که مرد نامحرم به قدم پای زن نمازگزار (یعنی از مچِ پا به پایین) در حالی‌‌که مشغول نماز است نگاه می‌كند، بر زن واجب است قدم پایش را بپوشاند و این حکم به علّت حضور نامحرم می‌‌باشد نه برای اصل نماز. بنابراین اگر گناه كرد و قدم پا را از نامحرم نپوشاند، نمازش باطل نیست.

مسأله ۹۷۳. پوشاندن زینت و زیورهای صورت و مچ دست تا سر انگشتان در نماز در جایی كه نامحرمی نیست، لازم نمی‌باشد و چنانچه نامحرم حضور داشته باشد و پوشاندن آن از دید نامحرم واجب باشد و زن آن ‌را نپوشاند گناهکار است، ولی نمازش صحیح می‌باشد.

مسأله ۹۷۴. فرقی بین نمازهای واجب و نمازهای مستحب در شرط بودن پوشش نیست تنها در نماز میت شرط بودن آن بنابر احتیاط لازم است.

مسأله ۹۷۵. موقعی كه انسان قضای سجده فراموش شده را به جا می‌آورد باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند و پوشاندن بدن در هنگام سجده سهو واجب نیست هرچند احتیاط مستحب است كه در موقع به جا آوردن سجده سهو نیز خود را بپوشاند همچنین پوشاندن بدن در هنگام انجام سجده تلاوت (سجده واجب قرآن) و سجده شکر لازم نمی‌باشد.

مسأله ۹۷۶. اگر انسان عمداً در نماز عورتش[۹]را نپوشاند، نمازش باطل است و اگر به علّت فراموشی یا غفلت عورتش را نپوشاند و بعد از نماز متوجّه گردد که در نماز عورت او پیدا بوده است نمازش صحیح است و اگر به علّت ندانستن مسأله، آن را نپوشانده، چنانچه نادانی او به علّت كوتاهی كردن در فراگیری مسائل بوده، بنابر احتیاط واجب، باید نمازش را دوباره بخواند امّا اگر چنین نبوده و جاهل قاصر به حساب آید، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۷۷. اگر شخصی در بین نماز بفهمد كه عورت او یا آنچه در حکم عورت است پیدا شده، باید آن را فوراً بپوشاند و در این صورت لازم نیست نماز را دوباره بخواند، ولی احتیاط واجب آن است در حالی كه فهمیده عورت او پیداست چیزی از اجزای نماز را به جا نیاورد.

مسأله ۹۷۸. اگر لباس در حال ایستادن عورت یا آنچه در حکم عورت است را می‌پوشاند، ولی ممكن است در حال دیگر، مثلاً در حال ركوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعی كه می‌خواهد عورت او یا آنچه در حکم عورت است پیدا ‏شود، به وسیله‏ای آن را بپوشاند، نماز او صحیح است ولی احتیاط مستحب آن است كه با آن لباس نماز نخواند.

مسأله ۹۷۹. انسان می‌‌تواند در نماز در حال اختیارخود را با علف و برگ درختان و پنبه یا پشم غیر بافته و مانند آن - که صدق عنوان لباس نمی‌کند - به گونه‌ای بپوشاند که نگویند بدنش برهنه است، ولی احتیاط مستحب آن است كه پوشش او طوری باشد که عرفاً صدق عنوان لباس نماید.

مسأله ۹۸۰. پوشاندن عورت و آنچه در حکم عورت است در حال اختیار با گِل در صورتی که آن قدر زیاد باشد که نگویند بدنش برهنه است کافی می‌باشد ولی تنها آغشته کردن پوست به گِل یا لجن پاک در حال اختیار کافی نیست، هرچند در حال ناچاری که چیزی برای پوشاندن ندارد، باید برای نمایان نبودن پوست آنها، سطح پوست را با گِل و لجن پاک و مانند آن آغشته کند و بپوشاند هرچند حجم آنها نمایان باشد.

مسأله ۹۸۱. اگر چیزی ندارد كه در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه از پیدا كردن آن نا امید نباشد، احتیاط واجب آن است كه نماز خود را به تأخیر بیندازد و اگر چیزی پیدا نكرد در آخر وقت طبق وظیفه‏اش نماز بخواند و امّا اگر نا امید باشد می‌‌تواند در اول وقت طبق وظیفه‏اش - هرچند برهنه - نماز بخواند و در این صورت، اگر نماز را در اول وقت بخواند و پس از آن اتّفاقاً عذرش بر طرف گردد، لازم نیست نماز را دوباره بخواند.

مسأله ۹۸۲. كسی كه می‌خواهد نماز بخواند، اگر برای پوشاندن خود حتّی برگ درخت و علف و گِل و لجن نداشته باشد و نا امید باشد كه تا آخر وقت چیزی پیدا كند كه خود را با آن بپوشاند، در صورتی كه اطمینان داشته باشد كسی - كه پوشش عورت یا آنچه در حکم عورت است، از او واجب می‌باشد (ناظر محترم) - او را نمی‌بیند، ایستاده با ركوع و سجود اختیاری نماز بخواند و چنانچه احتمال دهد كه ناظر محترم او را می‌بیند، باید طوری نماز بخواند كه عورت او نمایان نباشد؛ مثل اینكه نشسته نماز بخواند و اگر برای اینكه خودش را از دید ناظر محترم حفظ نماید ناچار شود ایستادن و ركوع و سجود اختیاری را ترک كند یعنی در هر سه حالت دیده می‌شود، بنشیند و ركوع و سجود را با اشاره انجام دهد و اگر تنها ناچار است یكی از سه چیز را ترک كند همان را ترک نماید، پس در این حال اگر می‌‌تواند بایستد و ركوع و سجود را با اشاره انجام دهد، این كار مقدّم است هرچند در این صورت احتیاط مستحب است دو بار نماز بخواند، یک بار نماز ایستاده با اشاره برای ركوع و سجود و یک بار هم نماز نشسته بخواند و ركوع و سجود آن را در حال نشسته انجام دهد و اگر ایستادن موجب دیده شدن است بنشیند و ركوع و سجود را در حال نشسته انجام دهد و احتیاط لازم آن است كه شخص برهنه در حال نماز، عورت خود را با بعضی از اعضای بدن خود - مثل دو رانش در حال نشسته و دو دست در حال ایستاده - بپوشاند.

شایان ذکر است نماز به این كیفیت را که در هنگام اضطرار به جا آورده می‌شود نماز عُریان یا نماز برهنگان می‌نامند.

شرط دوم: پاک باشد

مسأله ۹۸۳. لباس نمازگزار باید پاک باشد و اگر كسی در حال اختیار با لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است و توضیح آن در فصل پاک بودن بدن و لباس ذکر شد.

شرط سوم: بنابر احتیاط واجب غصبی نباشد

مسأله ۹۸۴. لباس نمازگزار كه با آن عورتین خود را می‌پوشاند، بنابر احتیاط واجب، باید غصبی نباشد و كسی كه می‌داند پوشیدن لباس غصبی، حرام است یا اینكه از روی تقصیر و کوتاهی حكم مسأله را نداند، اگر عمداً در آن لباس نماز بخواند، نمازش بنابر احتیاط واجب، باطل است ولی در اشیاء کوچکی كه به تنهایی عورتین را نمی‌پوشاند و همچنین، اشیایی كه فعلاً نمازگزار آنها را نپوشیده مانند چفیه یا دستمال بزرگ، یا لنگی كه در جیب گذاشته شود هرچند بتوان با آنها عورت را پوشانید و همچنین لباسی كه نمازگزار آنها را پوشیده ولی ساتر (لباس) مباح دیگری در زیر آن دارد که عورتین را پوشانده باشد، در تمام این صورتها، غصبی بودن آنها به نماز ضرری ندارد، هرچند احتیاط مستحب در ترک است.

شایان ذکر است نسبت به بانوان، جاهایی که واجب است در نماز آن را بپوشانند مثل ساق پا یا ساعد دست، حکم عورتین را دارد.

مسأله ۹۸۵. كسی كه می‌داند پوشیدن لباس غصبی، حرام است ولی حكم نماز خواندن با آن را نمی‌داند، اگر عمداً با لباس غصبی نماز بخواند به تفصیلی كه در مسأله قبل گفته شد، نمازش بنابر احتیاط واجب، باطل است.

مسأله ۹۸۶. اگر نداند كه لباس او غصبی است یا فراموش كند و با آن لباس نماز بخواند، نمازش صحیح است ولی اگر كسی خودش، لباس را غصب نماید و فراموش كند كه غصب كرده است و با آن نماز بخواند، نمازش، بنابر احتیاط واجب، باطل است.

مسأله ۹۸۷. اگر فرد نداند یا فراموش كند كه لباس او غصبی است و در بین نماز بفهمد، چنانچه چیز دیگری عورت او یا آنچه در حکم عورت است را پوشانده باشد و ‌بتواند فوراً یا بدون این كه موالات یعنی پی در پی بودن اجزای نماز، به هم بخورد لباس غصبی را بیرون آورد، لازم است این كار را انجام دهد و باید مواظب باشد که از قبله منحرف نشود و در این صورت نمازش صحیح است و چنانچه چیز دیگری عورت او یا آنچه در حکم عورت است را نپوشانده است و بیرون آوردن لباس، باعث کشف عورت یا آنچه در حکم عورت است می‌شود، در صورتی که به مقدار یک رکعت وقت داشته باشد باید نماز را بشکند و با لباس غیر غصبی نماز بخواند و اگر به این مقدار هم وقت ندارد باید لباس را در حال نماز بیرون آورد و ادامه نماز را به دستور نماز برهنگان انجام دهد.

مسأله ۹۸۸. اگر كسی برای حفظ جانش با لباس غصبی نماز بخواند، در صورتی كه نتواند تا آخر وقت با لباس دیگری نماز بخواند، یا اینکه بتواند، امّا اضطرار فعلی او به پوشیدن لباس غصبی به علّت اختیار خودش در گذشته نبوده است - مثل اینكه خودش لباس را غصب نکرده باشد - نمازش صحیح است و چنانچه اضطرار فعلی او به دلیل اختیار خودش در گذشته بوده است، بنابر احتیاط واجب نمازش صحیح نیست و همچنین اگر برای اینكه دزد، لباس غصبی را نبرد با آن نماز بخواند و نتواند تا آخر وقت با لباس دیگری نماز بخواند، یا نگه داشتن آن به قصد رساندن به مالک در اولین فرصت باشد، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۸۹. اگر فرد لباس را با پول خمس نداده خریداری نماید، دو صورت دارد:

الف. قیمت معامله به طور كلّی در ذمّه باشد، یعنی قیمت کالا را در ذمّه بدهکار شود همان گونه كه غالب معاملات خریداران این چنین است، در این صورت فرد مالک لباس می‌‌شود و استفاده از آن برای او جایز است ولی به علّت تصرّف در پول خمس نداده و تأخیر در پرداخت خمس آن گناهکار است و باید خمسِ پولی را كه به فروشنده داده است، بپردازد.

ب. با عین پولی كه خمس آن را نداده لباس بخرد یعنی ثمن (قیمت) معامله به صورت شخصی باشد[۱۰]، چنانچه فروشنده شیعه دوازده امامی باشد، پول را مالک شده و خمس از پول به لباس منتقل می‌‌شود و حكم نماز خواندن در آن لباس قبل از پرداخت خمس، حكم نماز خواندن در لباس غصبی می‌باشد و امّا در صورتی که فروشنده شیعه دوازده امامی نباشد، صحیح بودن معامله در یک پنجم آن، بستگی به اجازه حاکم شرع دارد؛ اگر حاکم شرع اجازه دهد، حکم نماز خواندن در آن لباس مانند حالت قبل (فروشنده شیعه دوازده امامی باشد) است و اگر اجازه ندهد، معامله نسبت به یک پنجم، باطل می‌باشد و در این حالت، چنانچه فروشنده با وجود اطّلاع از باطل بودن یک پنجم معامله، باز هم راضی به تصرف خریدار در لباس باشد، نماز خواندن در آن لباس جایز است و اگر رضایت فروشنده معلوم نباشد، نماز خواندن در این لباس، حکم نماز خواندن در لباس غصبی را دارد.

شرط چهارم: از اجزای مردار نباشد

مسأله ۹۹۰. لباس نمازگزار حتّی بنابر احتیاط واجب لباس‌های کوچکی که به تنهایی نمی‌توان با آن عورتین را پوشانید، باید از اجزای مردار حیوانی كه خون جهنده دارد یعنی حیوانی كه اگر رگش را ببُرند، خون از آن می‌جهد، نباشد و احتیاط مستحب است با لباسی كه از مردار حیوان حلال گوشتی كه خون جهنده ندارد مثل ماهی پولک دار، تهیه شده، نماز نخواند.[۱۱]

مسأله ۹۹۱. هر گاه چیزی از مردار نجس مانند گوشت و پوست آن، كه روح داشته به عنوان محمول (چیزی که نمازگزار آن را با خود حمل می‌کند)، همراه نمازگزار باشد مثل اینکه آن را داخل قوطی یا پلاستیکی گذاشته باشد و در نماز حمل نماید، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۹۲. اگر چیزی از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد یا با لباسی كه از آنها تهیه كرده‏اند نماز بخواند، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۹۳. کاپشن چرمی و مانند آن که چرمش از حیوان حلال گوشتی که خون جهنده دارد مثل گاو تهیه شده است، در صورتی که احتمال معقول داده شود مربوط به حیوانی است که ذبح شرعی شده، پاک می‌باشد و نماز خواندن با آن جایز است هرچند نشانه‌های ذبح شرعی را دارا نباشد و ساخت کشورهای غیر اسلامی باشد و مسلمان وارد کننده آن هم در زمینه ذبح شرعی و عدم ذبح شرعی آن تحقیق نکرده باشد؛ امّا چنانچه یقین یا اطمینان دارد که از حیوانی است که ذبح شرعی نشده، نجس و مردار محسوب می‌شود.

مسأله ۹۹۴. نماز خواندن با چرم‌های مصنوعی که از مواد پلاستیکی و مانند آن ساخته می‌شود اشکال ندارد همچنین هر گاه انسان شک کند که چیزی چرم مصنوعی است یا چرم طبیعی که از مردار تهیه شده، نماز خواندن با آن اشکال ندارد.

شرط پنجم: از حیوان درنده - بلكه بنابر احتیاط واجب، از سایر حیوانات حرام گوشت نیز - نباشد

مسأله ۹۹۵. لباس نمازگزار (به استثنای چیزهای کوچکی كه به تنهایی عورتین را نمی‌پوشاند مثل جوراب) باید از اجزای درندگان - بلكه بنابر احتیاط لازم، از مطلق حیوان حرام گوشت مثل خرگوش نیز - نباشد و همین‌طور چنین لباسی و نیز بدن نمازگزار نباید به ادرار و یا مدفوع، یا عرق یا شیر یا موهای آن حیوان، آلوده باشد ولی اگر موی حیوان حرام گوشت بسیار کم و ناچیز باشد مثلاً یک یا دو یا سه موی کوچک حیوان بر لباس نمازگزار باشد اشکال ندارد و همچنین اگر چیزی از آنها را مثلاً در قوطی یا پلاستیک گذاشته و با خود حمل نماید، اشكال ندارد.

مسأله ۹۹۶. اگر آب دهان یا بینی یا رطوبت دیگری از حیوان حرام گوشت مانند گربه، که پاک می‌باشند، بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد، نماز باطل است و اگر خشک شده و عین آن بر طرف شده باشد، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۹۷. اگر مو و عرق و آب دهان كسی بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، اشكال ندارد و همچنین جایز است با مروارید و موم و عسل نماز بخواند.

مسأله ۹۹۸. اگر فرد شک داشته باشد كه لباس از حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت[۱۲]، چه در كشور اسلامی تهیه شده باشد چه غیر اسلامی، جایز است با آن نماز بخواند به شرط آنکه معلوم نباشد آن لباس، از اجزاء روح دار مردارِ نجس تهیه شده است[۱۳] که در این صورت حکم نماز خواندن در آن در شرط چهارم لباس نمازگزار گذشت.

مسأله ۹۹۹. نماز خواندن با صدف و آنچه از آن ساخته می‌شود مانند تکمه صدفی جایز است.

مسأله ۱۰۰۰. پوشیدن پوست سنجاب در نماز اشكال ندارد، هرچند احتیاط مستحب آن است كه با آن نماز نخوانند.

مسأله ۱۰۰۱. اگر با لباسی كه نمی‌داند یا فراموش كرده كه از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند، نمازش صحیح می‌باشد.

شرایط اختصاصی لباس نمازگزار


شرط اول اختصاصی: اگر نمازگزار مرد است، لباس او طلاباف نباشد

مسأله ۱۰۰۲. پوشیدن لباس طلا و همین‌طور پوشیدن طلا و زیور آلات آن - هرچند در عرفِ ما به آن لباس نگویند - مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتر طلا به دست كردن و بستن ساعت مچی طلا به دست، برای مردان، چه در حال نماز و چه غیر نماز، حرام و نماز خواندن با آنها باطل است ولی برای زنان در نماز و غیر نماز، اشكال ندارد و شرح احکام زیور آلات بعداً ذکر می‌شود.

مسأله ۱۰۰۳. مرد، بنابر احتیاط واجب نباید تکمه‌های لباس خود یا دندان‌های جلوی خویش را از طلا قرار دهد - که این کار عرفاً زینت به حساب می‌آید - امّا چنین عملی باعث باطل شدن نماز نمی‌شود و اگر دندان‌‌های عقب را از طلا قرار دهد كه عرفاً جنبه زینتی ندارد، اشكال ندارد.

مسأله ۱۰۰۴. اگر مردی نداند یا فراموش كند كه انگشتر یا لباس او از طلا است یا شک داشته باشد و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است.

شرط دوم اختصاصی: اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابریشم خالص نباشد

مسأله ۱۰۰۵. لباس مرد نمازگزار كه به تنهایی می‌‌توان با آن عورتین را پوشاند باید ابریشم خالص نباشد و در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مردان حرام است.

مسأله ۱۰۰۶. اگر تمام آستر لباس یا مقداری از آن ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن برای مرد، حرام و نماز در آن، باطل است.

مسأله ۱۰۰۷. اگر لباس‌های کوچک مرد که قابلیت پوشاندن عورتین را ندارد مثل کلاه یا عرق چین یا کمر بند از ابریشم باشد، نماز اشکال ندارد هرچند احتیاط مستحب آن است که آن‌ها را در نماز نپوشد.

مسأله ۱۰۰۸. حاشیه دوزی لباس با ابریشم اشکال ندارد ولی احتیاط مستحب آن است که عرض آن بیشتر از چهار انگشت بسته نباشد همچنین اگر تکمه لباس و نخ‌ها یا قیطان‌هایی که در لباس به کار رفته از ابریشم باشد اشکال ندارد هرچند زیاد باشد.

مسأله ۱۰۰۹. لباسی را كه نمی‌داند از ابریشم خالص است یا چیز دیگر، جایز است بپوشد و نماز در آن نیز اشكال ندارد.

مسأله ۱۰۱۰. اگر دستمال ابریشمی و مانند آن در جیب مرد نمازگزار باشد، اشكال ندارد و نماز را باطل نمی‌كند.

مسأله ۱۰۱۱. پوشیدن لباس ابریشمی برای زن در نماز و غیر نماز، اشكال ندارد و همین‌طور ولیِّ پسر بچه نابالغ می‌تواند لباس ابریشمی به تن او نموده و نماز پسر بچه نابالغ با لباس ابریشمی صحیح است.

برخی از احکام لباس نمازگزار


مسأله ۱۰۱۲. پوشیدن لباس ابریشمی خالص و طلاباف در حال ناچاری مانعی ندارد و نیز كسی كه ناچار است لباس بپوشد و لباس دیگری غیر از اینها ندارد، می‌‌تواند با این لباس‌‌ها نماز بخواند.

مسأله ۱۰۱۳. اگر غیر از لباس غصبی یا ابریشمی خالص یا طلاباف لباس دیگری ندارد و ناچار نیست لباس بپوشد، باید به دستوری كه برای برهنگان در مسأله (982) گفته شد نماز بخواند.

مسأله ۱۰۱۴. اگر غیر از لباسی كه از حیوان درنده تهیه شده لباس دیگری ندارد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد و تا آخر وقت اضطرار باقی باشد، می‌‌تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، باید به دستوری كه برای برهنگان در مسأله (982) گفته شد، نماز را به جا آورد و اگر غیر از لباسی كه از حیوان حرام گوشتِ غیر درنده، تهیه شده لباس دیگری ندارد، چنانچه ناچار به پوشیدن آن لباس نباشد، احتیاط لازم آن است كه دو دفعه نماز بخواند: یک بار با آن لباس و بار دیگر هم به دستوری كه برای برهنگان گفته شد.

مسأله ۱۰۱۵. اگر چیزی ندارد كه در نماز، عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است آن را تهیه نماید هرچند با كرایه کردن یا خریدن باشد؛ ولی اگر تهیه آن موجب سختی فوق العاده می‌‌گردد - هرچند از جهت فقر و تنگدستی یا گران بودن آن و اجحاف در حق وی - تهیه آن لازم نیست و می‌‌تواند به دستوری كه برای برهنگان در مسأله (982) گفته شد نماز بخواند. ولی چنانچه تحمّل ضرر نمود و با پوشش فراهم شده نماز خواند نمازش صحیح است.

مسأله ۱۰۱۶. كسی كه لباس ندارد، اگر دیگری لباس به او ببخشد یا عاریه دهد، چنانچه قبول كردن آن برای او سختی فوق العاده نداشته باشد، باید قبول كند بلكه اگر عاریه كردن یا طلب بخشش برای او فوق العاده سخت نیست، باید از كسی كه لباس دارد، طلب بخشش یا عاریه نماید.

مسأله ۱۰۱۷. پوشیدن لباسی كه پارچه یا رنگ یا دوخت آن برای كسی كه می‌خواهد آن را بپوشد معمول نیست، در صورتی كه موجب هتک حرمت و خواری او باشد، حرام است ولی اگر با آن لباس نماز بخواند هرچند پوشش وی فقط همان لباس باشد، نمازش صحیح است.

مسأله ۱۰۱۸. پوشیدن لباس زنانه بر مردان و پوشیدن لباس مردانه بر زنان، حرام نیست و نماز خواندن با آن، باطل نمی‌باشد ولی بنابر احتیاط واجب، جایز نیست مرد خود را به هیأت و زِیّ و شمائل زن در آورد یا زن خود را به هیأت و زِیّ و شمائل مرد در آورد.

مسأله ۱۰۱۹. كسی كه باید خوابیده نماز بخواند، لازم نیست ملافه یا لحافی كه روی خود می‌كشد، دارای شرایط لباس نمازگزار باشد مگر طوری باشد كه بر آن پوشیدن صدق كند، مثل آنكه آن را دور خود بپیچد.

مستحبّات و مکروهات لباس نمازگزار


مسأله ۱۰۲۰. جمعی از فقهاء بزرگوار قدّس الله‏ اسرارهم چند مورد را در لباس نمازگزار مستحب دانسته‏اند كه از آن جمله است: 1. مرد، عمامه با تحت الحنک بپوشد. 2. مرد، عبا و زن، چادر بپوشد. 3. لباس سفید بپوشد. 4. پاکیزه ترین لباس‌ها را بپوشد. 5. بدن را با چند لباس بپوشاند. 6. بوی خوش استعمال کند. 7. انگشتر عقیق به دست کند. 8. زن در حال نماز قدم پا از مچ پا به پایین و دختر بچه نابالغ در حال نماز سر خود را بپوشاند.

مسأله ۱۰۲۱. جمعی از فقهاء عظام قدّس الله‏ اسرارهم چند مورد را در لباس نمازگزار مكروه دانسته‏اند و از جمله آنها موارد ذیل است: 1. پوشیدن لباس سیاه[۱۴] 2. پوشیدن لباس کثیف. 3. پوشیدن لباس تنگ و از این جمله است پوشیدن جوراب تنگ كه پا را فشار دهد. 4. پوشیدن لباس شراب‏خوار که نجس بودن آن معلوم نباشد. 5. پوشیدن لباس كسی كه از نجاست پرهیز نمی‌كند به شرط آنکه نجس بودن آن معلوم نباشد. 6. پوشیدن لباسی كه نقش صورت دارد. 7. دست كردن انگشتری كه نقش صورت دارد. 8. باز بودن تكمه‏های لباس. 9. نجس بودن لباس‌های کوچکی که قابلیت پوشاندن عورتین را ندارد.

مقدّمه ششم: رعايت شرایط مكان نمازگزار


مسأله ۱۰۲۲. مكان نمازگزار هفت شرط دارد:

1. بنابر احتیاط واجب، غصبی نباشد.

2. استقرار داشته باشد.

3. در جایی نماز بخواند كه احتمال بدهد نماز را تمام می‌كند.

4. توانایی انجام واجبات را در آن محلّ داشته باشد.

5. اگر مكان نمازگزار نجس است، موجب نجاست لباس و بدن او نشود.

6. زن جلوتر یا مساوی مرد نماز نخواند (بنابر احتیاط واجب).

7. مكان نمازگزار مسطّح باشد.

شرط اول: بنابر احتیاط واجب غصبی نباشد

مسأله ۱۰۲۳. كسی كه در ملک غصبی نماز می‌خواند، هرچند روی فرش و موکت و تخت و مانند اینها - که مال خودش است - باشد و نیز کسی که در ملک خودش نماز می‌خواند، امّا فرش یا تخت و مانند اینها که بر روی آن نماز می‌خواند، غصبی باشد، در هر دو صورت بنابر احتیاط واجب، نمازش باطل است؛ ولی نماز خواندن در زیر سقف غصبی و خیمه غصبی مانعی ندارد.

مسأله ۱۰۲۴. نماز خواندن در ملكی كه منفعت آن مال دیگری است بدون اجازه كسی كه منفعتِ ملک، مال او می‌باشد، در حكم نماز خواندن در ملک غصبی است مثلاً اگر مالک خانه اجاره‏ای (موجر) یا فرد دیگری بدون اجازه مستأجر در آن نماز بخواند، نمازش، بنابر احتیاط واجب، باطل است.

مسأله ۱۰۲۵. كسی كه در مسجد نشسته، اگر شخص دیگری جای او را اشغال كند و بدون اجازه‏اش در آنجا نماز بخواند، نمازش صحیح می‌باشد هرچند گناه كرده است.

مسأله ۱۰۲۶. اگر در جایی كه نمی‌داند غصبی است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، یا در جایی كه غصبی بودن آن را فراموش كرده نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است ولی كسی كه خودش جایی را غصب كرده اگر فراموش كند و در آنجا نماز بخواند، نمازش، بنابر احتیاط واجب، باطل است.

مسأله ۱۰۲۷. اگر بداند جایی غصبی است و تصرّف در آن حرام است ولی نداند كه در جای غصبی نماز خواندن اشكال دارد و در آنجا نماز بخواند، نماز او، بنابر احتیاط واجب، باطل می‌باشد.

مسأله ۱۰۲۸. كسی كه ناچار است نماز واجب را در حالی‌‌که سوار بر وسیله نقلیه است بخواند، یا آنکه بخواهد نماز مستحبی را در آن حال بخواند، حکم غصبی بودن آن ماشین و صندلی آن که فرد بر روی آن نماز می‌خواند و نیز چرخ‌های آن، حکم غصبی بودن مکان نمازگزار را دارد.

مسأله ۱۰۲۹. كسی كه در عین ملكی با دیگری شریک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شریكش نمی‌‌تواند در آن ملک تصرّف كند و نماز در آن، بنابر احتیاط واجب، باطل است. همچنین است حکم ورثه‌ای که ملکی را به ارث می‌برند و در عین آن با هم شریک هستند که در این صورت، هر یک از ورّاث نمی‌‌تواند بدون اجازه سایر وارثین، در ملک به ارث رسیده تصرّف كند و نماز در آن، بنابر احتیاط واجب، باطل است.

مسأله ۱۰۳۰. اگر فرد ملكی (زمین، منزل ویلایی، آپارتمان، مغازه و مانند آن) را با پول خمس نداده خریداری نماید اقسام و احکام کسی را دارد که با پول خمس نداده لباسی خریده که به طور مفصّل در مسأله (989) ذکر شد.

مسأله ۱۰۳۱. اگر صاحب ملک با زبان، اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلباً راضی نیست، نماز خواندن در ملک او جایز نمی‌باشد و در این صورت چنانچه شک داشته باشد که قلباً راضی است یا نه نماز او صحیح است و اگر صاحب ملک اجازه نماز خواندن ندهد و انسان یقین كند كه قلباً راضی است، نماز خواندن جایز می‌باشد و در این صورت چنانچه شک داشته باشد که قلباً راضی است یا نه نماز خواندن در ملک او جایز نیست.

مسأله ۱۰۳۲. تصرّف در اموال میتی كه بدهکاری به مردم دارد، چنانچه با ادای بدهی ناسازگار نباشد - مثل نماز خواندن در خانه‏اش - با اجازه ورثه، اشكال ندارد. همچنین اگر بدهی او را بپردازند یا ضامن شوند که قرض‌‌های او را بپردازند و طلبکاران هم قبول کنند یا از ترکه به مقدار بدهی او باقی بگذارند - حتّی اگر تصرّف موجب تلف شدن مال گردد - تصرّف در مال او، با اجازه ورثه اشكال ندارد و نماز هم صحیح است.

مسأله ۱۰۳۳. میتی كه ذمّه‌‌اش به زكات یا سایر حقوق شرعی به جز خمس، مشغول و بدهکار بوده است، تصرّف در مال وی، چنانچه با ادای بدهی او ناسازگار نباشد - مثل نماز خواندن در خانه‏اش - با اجازه ورثه، اشكال ندارد و امّا اگر میت، خمس بدهکار بوده، در صورتی‌‌که از کسانی بوده است که اهل پرداخت خمس بوده یا وصیت به پرداخت خمس اموالش نموده، حکمش مانند صورت قبل است و امّا اگر از کسانی بوده که از روی معصیت یا اعتقاد به واجب نبودن خمس، خمس نمی‌‌داده‌‌اند و وصیت هم به پرداخت خمسی که بدهکار بوده، ننموده ‌‌است، بر ورثه‌‌ای که شیعه دوازده امامی باشند، پرداخت بدهی خمسی میت واجب نیست و برای آنان، تصرّف در ما ترک او جایز است. همچنین اگر ورثه بدهی شرعی میت را بپردازند یا با قبول حاکم شرع[۱۵]، ضامن شوند که ادا نمایند، تصرّف در مال او اشكال ندارد و نماز هم صحیح است.

مسأله ۱۰۳۴. اگر میت قرض و بدهی نداشته باشد ولی بعضی از ورثه میت صغیر یا دیوانه یا غایب باشند، تصرّف در ملک او بدون اجازه ولی شرعی آنها، حرام است و نماز در آن جایز نمی‌باشد ولی تصرّفات معمولی كه مقدّمه تجهیز میت است، اشكال ندارد.

شایان ذکر است چنانچه میت در این مورد وصیت کرده باشد که مثلاً تا مدّت چهل روز هر رفت و آمدی که در منزل وی صورت می‌‌گیرد یا از اموال وی در آنجا مصرف می‌گردد از ثلث مال او باشد، در این صورت چنین وصیتی تا حد ثلث صحیح است.

مسأله ۱۰۳۵. نماز خواندن در ملک دیگران، در صورتی جایز است كه یقین یا اطمینان یا حجّت شرعی دیگری بر رضایت مالک داشته باشد بنابراین اگر مالک آن صریحاً اجازه برای خواندن نماز بدهد یا عملی انجام دهد كه معلوم باشد برای نماز خواندن اجازه داده است، مثلاً سجّاده نماز را برای نماز خواندنِ وی پهن نماید یا در اختیار وی گذارد کافی است. همچنین اگر مالک، اجازه در تصرّفی بدهد که عرفاً از آن، اجازه در نماز خواندن هم فهمیده می‌شود مانند اینكه به كسی اجازه بدهد در ملک او بنشیند و بخوابد و فرد از این اجازه، بفهمد که به نماز خواندن وی هم راضی است، همین مقدار برای صحیح بودن نماز کافی می‌باشد.

مسأله ۱۰۳۶. نماز خواندن در زمین‌‌های بسیار وسیع جایز است هرچند كه مالک آنها صغیر و یا دیوانه باشد و یا آنكه مالک آنها راضی به نماز خواندن در آنها نباشد و همچنین در باغ‌‌ها و زمین‌‌هایی كه در و دیوار ندارند، می‌‌توان در آنها بی‌‌اجازه مالک نماز خواند ولی در این صورت، اگر بداند مالک راضی نیست نباید تصرّف كند و همچنین اگر مالک صغیر یا دیوانه باشد یا آنكه گمان به راضی نبودن او داشته باشند، احتیاط لازم آن است كه در آنها تصرّف نكنند و در آنجا نماز نخوانند.

شرط دوم: استقرار داشته باشد

مسأله ۱۰۳۷. مكان نمازگزار در نمازهای واجب باید طوری نباشد كه از شدّت حركت، مانع از ایستادن نمازگزار و انجام ركوع و سجود اختیاری شود، بلكه بنابر احتیاط لازم، نباید مانع از آرامش و سکون بدن او باشد و اگر به دلیل کمی وقت یا جهت دیگر ناچار باشد، در چنین جایی - مانند بعضی از انواع اتومبیل، كشتی و قطار - نماز بخواند، باید به قدری كه ممكن است استقرار و قبله را رعایت نماید و اگر آن وسایل نقلیه از قبله به طرف دیگر حركت كنند، فرد مکلّف است به طرف قبله برگردد و در هنگام حرکت و برگشتن به سمت قبله، قرائت و اذکار واجب نماز را نخواند و اگر رعایت استقبال قبله دقیقاً ممكن نباشد سعی كند كه اختلاف كمتر از (90) درجه باشد و اگر این هم ممكن نباشد فقط در تكبیرة الاحرام قبله را رعایت كند و اگر این هم امکان نداشته باشد، رعایت قبله لازم نیست.

مسأله ۱۰۳۸. نماز خواندن در اتومبیل، كشتی، قطار و مانند اینها در حال اختیار، هنگامی كه ایستاده‏اند اشکال ندارد و همچنین در وقتی كه حركت می‌كنند چنانچه به حدّی تكان نداشته باشند كه مانع از آرامش بدن نمازگزار شود.

مسأله ۱۰۳۹. روی خرمن گندم و جو یا تپّه‌ای از ریگ و مانند اینها كه انسان نمی‌تواند بی‌حركت بماند و مانع از استقرار و آرامش بدن است، نماز باطل است. امّا اگر حرکت کم باشد به گونه‌ای که بتوان نماز را با رعایت شرایط آن از جمله استقرار و آرامش بدن خواند اشکال ندارد.

شرط سوم: احتمال بدهد در آن محل، نماز را تمام می‌کند

مسأله ۱۰۴۰. نمازگزار باید در جایی نماز بخواند كه احتمال بدهد نماز را تمام می‌كند ولی اگر در جایی كه به علّت باد و باران و زیادی جمعیت و مانند اینها اطمینان نداشته باشد كه بتواند نماز را تمام كند، می‌‌تواند رجاءً نماز را بخواند و چنانچه آن را تمام کند، نمازش صحیح است. بلکه اگر اطمینان داشته باشد که نمی‌تواند نماز را تمام کند ولی احتمال ضعیف به تمام كردن نماز بدهد، می‌‌تواند رجاءً نماز را بخواند و چنانچه اتّفاقاً آن را تمام کرد، صحیح است.

مسأله ۱۰۴۱. اگر در جایی كه ماندن در آن حرام است مثلاً زیر سقفی كه نزدیک است خراب شود، نماز بخواند، هرچند گناه كرده ولی نمازش اشكالی ندارد.

مسأله ۱۰۴۲. نماز خواندن روی چیزی كه ایستادن و نشستن روی آن حرام است مثل جایی از فرش كه اسم خداوند متعال بر آن نوشته شده، چنانچه مانع از قصد قربت شود صحیح نیست.

شرط چهارم: توانایی انجام واجبات را در آن محل داشته باشد

مسأله ۱۰۴۳. نباید مکان نمازگزار دارای سقف كوتاهی باشد، به گونه‌‌ای که نتواند در آنجا راست بایستد و همچنین مکان نمازگزار نباید به اندازه‏ای كوچک باشد كه جای ركوع و سجود نداشته باشد.

مسأله ۱۰۴۴. اگر فرد ناچار شود در جایی نماز بخواند كه به طور كلّی قادر به ایستاده نماز خواندن نباشد، لازم است نشسته نماز بخواند و اگر توانایی ركوع و سجود را نیز ندارد، آنها را با اشاره سر، انجام دهد.

مسأله ۱۰۴۵. پشت كردن به قبر پیغمبر(صلى الله عليه و آله) و ائمه اطهار (علیهم‌السلام)در صورتی‌‌كه بی‌‌احترامی و هتک حرمت به آنان محسوب شود، در نماز و غیر نماز حرام است و امّا چنانچه به دلیل فاصله زیاد یا وجود مانع مثل دیوار هتک و توهین محسوب نشود، اشکال ندارد؛ البتّه فاصله شدن صندوق شریف و پارچه‌ای که روی آن انداخته‌اند یا ضریح مطهّر، برای برطرف شدن بی ادبی، کافی نیست؛ ولی در هر دو حال اگر قصد قربت حاصل شود، نماز صحیح است.

شرط پنجم: اگر مكان نمازگزار نجس است، موجب نجاست لباس و بدن او نشود

مسأله ۱۰۴۶. اگر مكان نمازگزار نجس است نباید به طوری تر‌ باشد كه رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد؛ مگر آنکه نجاستی باشد که در نماز بخشید شده است و مبطل نماز نیست ولی چیزی که پیشانی را برای سجده بر آن می‌گذارد، مثل مهر، حداقل به مقداری که سجده صدق می‌کند، نباید نجس باشد و نجس بودن آن حتّی در صورت خشک بودن، نماز را باطل می‌کند امّا نجس بودن بقیه مهر یا پشت مهر یا فرش و زمین زیر مهر اشکال ندارد و احتیاط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلاً نجس نباشد.

شرط ششم: بنابر احتیاط واجب زن جلوتر یا مساوی مرد نماز نخواند

مسأله ۱۰۴۷. اگر زن و مرد می‌‌خواهند در یک مكان نماز بخوانند، بنابر احتیاط لازم، باید زن عقب‌‌تر از مرد بایستد و این عقب ایستادن، حداقل به مقداری باشد كه جای سجده او برابر جای دو زانوی مرد در حال سجده باشد امّا اگر یکی از آنان نماز نمی‌خواند، نماز دیگری صحیح است هرچند زن هم‌ردیف یا جلوتر از مرد باشد.

مسأله ۱۰۴۸. اگر زن برابر و هم ردیف مرد یا جلوتر از مرد بایستد و با هم وارد نماز شوند یعنی همزمان تكبیرة الاحرام را بگویند، بنابر احتیاط واجب، هر دو نفر باید نماز را دوباره بخوانند مگر از مواردی باشد که در مسأله (1057) خواهد آمد.

مسأله ۱۰۴۹. اگر زن هم ردیف مرد یا جلوتر از مرد بایستد، در صورتی‌‌كه یكی زودتر از دیگری مشغول نماز شود، نماز نفری كه دیرتر تكبیرة الاحرام را گفته، بنابر احتیاط واجب، باطل است و نماز نفر اول كه زودتر تكبیرة الاحرام را گفته، در صورتی كه بتواند در بین نماز، مثلاً حائلی مانند پرده بین خود و نفر دیگر ایجاد كند یا بیش از چهار متر و نیم از نفر دیگر فاصله بگیرد[۱۶] یا اگر مرد است، راه رفته و از زنی كه در بین نماز، مقابل او مشغول نماز شده، جلوتر بایستد و اگر زن است، عقب آمده و از آن مرد عقب تر قرار گیرد - برای آن‌که نمازش صحیح باشد - باید این كار را انجام دهد و گرنه نماز نفر اول هم، بنابر احتیاط واجب، باطل است امّا اگر این كارها امكان پذیر نیست نماز را ادامه می‌‌دهد و در این صورت، نماز نفر اول صحیح است.

شایان ذكر است در هنگام راه رفتن یا ایجاد حائل باید نكات ذیل رعایت گردد:

الف. در حال حركت ذكر نگوید ب. از قبله منحرف نشود. ج. این كار عرفاً صورت نماز را بر هم نزند.

مسأله ۱۰۵۰. حکم ‌‌ذکر شده در این شرط‌ (شرط ششم) همانند سایر شروط[۱۷] مکان نمازگزار، شامل همه انواع نمازها، نماز واجب و مستحبی، فرادا و جماعت و نیز شامل همه مکان‌ها می‌‌شود و فرقی بین منزل، مسجد، حرم و مشاهد مشرّفه نیست؛ البتّه این حكم یک استثناء دارد و آن هنگام شلوغی جمعیت در مکّه مکرّمه است كه رعایت این مسأله لازم نیست و سایر مکان‌ها این حکم را ندارند.

مسأله ۱۰۵۱. این حكم (شرط ششم)، شامل حال اضطرار نمی‌‌شود مثلاً اگر زن و مردی در مكان کوچکی حبس و زندانی شده‌‌ و وقت نماز نیز تنگ باشد، در این صورت، نماز هر دو نفر صحیح است امّا اگر وقت وسعت دارد ابتدا یكی از دو نفر نماز بخواند و دیگری نمازش را به تأخیر بیاندازد و پس از اتمام نماز نفر اول، نفر دوم نمازش را بخواند و بهتر آن است که زن، نمازش را به تأخیر بیاندازد.

مسأله ۱۰۵۲. در حكم ذکر شده (شرط ششم) فرقی بین مَحرم و نامحرم نیست. بنابراین، این حكم در مورد زن و شوهر، برادر و خواهر و سایر محارم نیز جاری است. البتّه حکم اختصاص به افراد بالغ دارد. بنابراین اگر در صف نماز جماعت مردان، دختر بچه نابالغی مشغول نماز باشد، اشكال ندارد.

مسأله ۱۰۵۳. حكم ذکر شده (شرط ششم) اختصاص به نمازِ صحیح ندارد و شامل آنچه كه عرفاً نماز محسوب می‌‌شود هرچند آن نماز، از جهت دیگری غیر از این حكم (شرط ششم) باطل باشد، نیز می‌‌گردد. بنابراین اگر مثلاً همسر انسان سهواً بدون وضو مشغول نماز است و شوهر، عمداً بدون رعایت مواردی که در مسأله (1057) ذکر می‌شود،جلوتر از او نماز را ببندد، نماز مرد هم بنابر احتیاط واجب، باطل است.

مسأله ۱۰۵۴. اگر مثلاً ‌مرد نماز بخواند و پس از اتمام نماز، متوجّه شود زنی جلوی او یا هم ردیف او مشغول نماز بوده، نماز مرد صحیح است امّا اگر در بین نماز متوجّه شود، در صورتی نمازش صحیح است كه به توضیح مسأله (1049) عمل نماید.

مسأله ۱۰۵۵. اگر كسی به علّت ندانستن حكم شرعی، این مسأله (شرط ششم) را رعایت نمی‌‌كرده، در صورتی‌‌كه در یادگیری مسأله كوتاهی كرده و جاهل مقصّر باشد، حكم فردی را دارد كه عمداً این حكم را رعایت نكرده است؛ بنابراین نمازش، به احتیاط واجب، باطل است امّا اگر در یادگیری مسأله كوتاهی نكرده و جاهل قاصر است، نمازهایی را كه با چنین جهلی خوانده، صحیح است و لازم نیست آن را دوباره خوانده یا قضا نماید.

مسأله ۱۰۵۶. اگر در مقابل یا در كنار مردی كه می‌‌خواهد نماز بخواند، زنی است كه نماز نمی‌‌خواند، نماز مرد صحیح است، همچنین اگر در پشت سر یا در كنار زنی كه می‌‌خواهد نماز بخواند، مردی است كه نماز نمی‌‌خواند، نماز زن صحیح است. بنابراین حكم مذكور، اختصاص به زمانی دارد كه زن و مرد، هر دو نماز بخوانند.

مسأله ۱۰۵۷. اگر بین مرد و زنی كه برابر هم ایستاده‏اند یا زن جلوتر از مرد ایستاده و نماز می‌خوانند، دیوار یا پرده یا چیز دیگری باشد كه عرفاً حائل و مانع محسوب شود هر‌چند مانع از مشاهده نباشد و بتوانند همدیگر را ببینند، نماز هر دو صحیح است بنابر این اگر جنس حائل از شیشه شفاف باشد یا آنكه ارتفاع آن به اندازه قد آنها نباشد - مثل پرده‌ای كه عرفاً زن و مرد را از هم جدا كرده و حدوداً یک متر ارتفاع داشته باشد - نماز هر دو صحیح می‌‌باشد هرچند بهتر است حائل به گونه‌‌‌ای باشد كه مرد و زن نمازگزار یکدیگر را مشاهده نكنند.

همچنین اگر فاصله بین مرد و زن نمازگزار كه برابر هم ایستاده‏اند یا زن جلوتر ایستاده بیش از ده ذراع‌[۱۸] باشد یا اینكه محل آنها عرفاً دو مكان محسوب شود، نماز هر دو صحیح است و نیز اگر زن در حال نماز عقب‌‌تر از مرد بایستد - اقلاً به مقداری كه جای سجده او برابر جای دو زانوی مرد در حال سجده باشد - نماز هر دو صحیح است.

شرط هفتم: مكان نمازگزار مسطّح باشد

مسأله ۱۰۵۸. جای پیشانی نمازگزار نباید از جای دو زانو و سر انگشتان پای او، بیش از چهار انگشت بسته پایین‌تر یا بالاتر باشد و تفصیل این مسأله در احكام سجده گفته می‌شود.

احکام دیگر مکان نمازگزار


مسأله ۱۰۵۹. بودن مرد و زن نامحرم در خلوت اگر احتمال به گناه افتادن را بدهند، حرام است و احتیاط مستحب آن است كه در آنجا نماز نخوانند.

مسأله ۱۰۶۰. نماز خواندن در مکانی كه آواز غنایی می‌خوانند یا موسیقی حرام می‌نوازند، باطل نیست هرچند گوش دادن به آن و نواختن آن، معصیت می‌باشد.

مکان ‌‌هایی كه نماز خواندن در آنها مستحب یا مکروه است


مسأله ۱۰۶۱. در شرع مقدّس اسلام سفارش بسیاری به خواندن نماز در مسجد شده است و بهتر از همه مسجدها، مسجد الحرام است و بعد از آن، مسجد پیغمبر(صلى الله عليه و آله) و بعد از آن، مسجد كوفه و مسجد بیت المقدس و بعد از آن، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن، مسجد محلّه و بعد از آن، مسجد بازار است.

مسأله ۱۰۶۲. برای زنان بهتر است نماز خود را در جایی بخوانند كه از جهت محفوظ بودن از نامحرم، از جاهای دیگر مناسب‏تر باشد، خواه آنجا خانه باشد یا مسجد یا جای دیگر؛ و در این حکم فرقی بین نماز واجب و نماز مستحب نیست.

مسأله ۱۰۶۳. نماز خواندن در حرم امامان(علیهم‌السلام) مستحب است، بلكه گفته شده بهتر از مسجد است و روایت شده كه نماز در حرم مطهّر حضرت امیر المؤمنین(علیه‌السلام) برابر دویست هزار نماز است.

مسأله ۱۰۶۴. نماز خواندن در چند جا مكروه می‌باشد و از آن جمله است:

1. حمام. 2. زمین نمكزار. 3. مقابل انسانی که ایستاده یا نشسته است. 4. مقابل دری كه باز است. 5. در جاده و خیابان و كوچه، اگر برای كسانی كه عبور می‌كنند زحمت نباشد و چنانچه زحمت باشد، مزاحمت حرام است. 6. مقابل آتش و چراغ. 7. در آشپزخانه و هر جا كه كوره آتش باشد. 8. مقابل چاه و چاله‏ای كه محلّ ادرار باشد. 9. روبروی عكس و مجسّمه چیزی كه روح دارد مگر آنكه روی آن پرده بكشند. 10. در جایی كه عكس یا مجسّمه جاندار باشد هر‌چند روبروی نمازگزار نباشد. 11. در اتاقی كه جُنب در آن باشد. 12. مقابل قبر. 13. روی قبر. 14. بین دو قبر. 15. در قبرستان. 16. همسایه مسجد، اگر عذری نداشته باشد، مكروه است در غیر مسجد نماز بخواند.

مسأله ۱۰۶۵. كسی كه در محلّ عبور مردم نماز می‌خواند یا كسی روبروی اوست، مستحب است جلوی خود چیزی بگذارد و اگر تسبیح یا عصا یا چوب یا ریسمانی هم باشد كافی است.


۱. بنابر این همیشه ساعت دوازده، ظهر شرعی ‌نیست بلکه در بعضی ‌از مواقع سال در شهرهای ‌میانی ‌همچون قم و تهران چند دقیقه قبل از ساعت دوازده و گاه چند دقیقه بعد از ساعت دوازده است و در شهرهای ‌شرقی، ظهر زودتر و در شهرهای ‌غربی، ظهر دیرتر است.
۲. به عنوان مثال، چنانچه غروب آفتاب در شهری، ساعت 18و طلوع فجر ساعت 4 بامداد باشد، فاصله زمانی ‌غروب آفتاب تا طلوع فجر 10 ساعت است که نصف آن، 5 ساعت می‌‌شود که اگر به زمان غروب آفتاب، اضافه شود یا از زمان طلوع فجر، کم گردد، ساعت 23 (یازده شب) می‌‌شود که این زمان، بنابر احتیاط، نصف شب و آخر وقت اختیاری ‌نماز عشا می‌باشد.
۳. شایان ذکر است در این صورت، اگر نماز اوّل را بدون اینکه تعیین کند ظهراست یا عصر (ما فی ‌الذمّه از جهت نوع نماز) و به قصد اداء خوانده، سپس در فاصله بین غروب تا مغرب نماز دیگری ‌بازهم بدون تعیین اینکه ظهراست یا عصر و نیز بدون نیت اداء و قضاء (ما فی ‌الذّمّه هم از جهت نوع و هم از نظر اداء یا قضاء) بخواند، کافی ‌در رعایت احتیاط است ونیازی ‌به خواندن سه نماز نیست.
۴. شایان ذکر است اگر تا مغرب کمتر از پنج رکعت وقت دارد، نماز اوّل رابدون اینکه نیت کند ظهر است یا عصر و بدون نیت اداء یا قضاء (به قصد مافی‌الذمه هم از جهت نوع و هم از نظر اداء یا قضاء بودن) بخواند سپس نماز دیگری ‌را بعداً (مافی ‌الذمه از جهت نوع) قضاء نماید، کافی ‌در رعایت احتیاط است و نیازی ‌به خواندن سه نماز نیست.
۵. در این مسأله و مسأله قبل نمازگزار نمی‌‌تواند نماز عصر را به نماز ظهر یا نماز عشاء را به نماز مغرب برگرداند.
۶. منظور، قسمت‌هایی است که لازم می‌باشد زن‌ها هنگام نماز آن قسمت‌ها را بپوشانند و در مسأله 968 ذکر شده است.
۷. البته باید در نظر داشت که نجاست آن با تری سرایت کننده به بدن یا لباس نمازگزار که پاک بودن آن لازم است، سرایت نکند.
۸. بنابر این تمام بدن زن به جز سه مورد استثناء شده، در حکم عورت محسوب می‌‌شود که پوشش آن در نماز واجب است.
۹. شایان ذکر است در این مسأله و مسائل بعد، بدن زن به جز موارد استثناء شده در مسأله 968 حکم عورت را دارد.
۱۰. توضیح، در مورد معامله بر ذمّه و بر عین (شخصی)، در ذیل مسأله 2379 ذکر شده است.
۱۱. حکم نماز با لباسی ‌که از مردار حیوان حرام گوشتی ‌که خون جهنده ندارد - مثل مار - تهیه شده، در شرط پنجم ذکر می‌‌شود.
۱۲. منظور از شک در اینجا موارد شک در حکم نیست؛ به طور مثال اگر می‌‌داند لباسش از کرک بدن خرگوش تهیه شده ولی ‌نمی‌‌داند خرگوش حلال گوشت است یا حرام گوشت، این مسأله شامل وی ‌نمی‌‌شود و باید یا احتیاط نماید یا مسأله شرعی ‌آن را که خرگوش حلال گوشت است یا حرام گوشت، یاد بگیرد. امّا اگر نمی‌‌داند لباسش از از خرگوش تهیه شده یا گوسفند (شک در موضوع)، این مسأله شامل او می‌‌شود و جایز است با شرایط ذکر شده در مسأله با آن نماز بخواند.
۱۳. مثل آنکه فرد نمی‌‌داند چرم از گاو تهیه شده یا فیل ولی ‌اطمینان دارد که آن حیوان ذبح اسلامی ‌نشده است.
۱۴. عبا، چادر، عمامه سادات و موردی ‌که تعظیم شعائر محسوب می‌‌شود مثل عزاداری ‌امام حسین(علیه‌السلام) استثناء می‌‌شود.
۱۵. در مواردی ‌که حاکم شرع در آن ولایت دارد و می‌‌تواند اجازه دهد.
۱۶. فاصله چهار متر و نیم بین زن و مرد از محلّ ایستادن یکی ‌تا محلّ ایستادن دیگری ‌محاسبه می‌‌شود؛ حتّی ‌در صورتی ‌که زن نمازگزار روبرو و جلوی ‌مرد نمازگزار مشغول نماز باشد.
۱۷. البتّه در نماز مستحبی ‌با توضیحاتی ‌که در محل خود ذکر شده، شرایطی ‌مانند استقرار، توانایی ‌ایستادن و قبله دارای ‌استثنائاتی ‌می‌‌باشد.
۱۸. ده ذراع نقریباً چهار متر ونیم است.
مساجد و مشاهد مشرّفه ← → كليات نماز
العربية فارسی اردو English Azərbaycan Türkçe Français