پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آقای سید علی حسینی سیستانی

کتب فتوایی » توضیح المسائل جامع

مبطلات نماز ← → أذان و اقامه

واجبات نماز


مسأله ۱۱۲۳. واجبات نماز یازده مورد است:

1. نیّت. 2. قیام (ایستادن). 3. تكبیرة الاحرام (گفتن اَللهُ أَكْبَر در اول نماز). 4. قرائت. 5. ذكر. 6. ركوع. 7. سجود. 8. تشهّد. 9. سلام. 10. ترتیب. 11. موالات (پی در پی بودن اجزای نماز). واجبات به دو دسته رکن و غیر رکن تقسیم می‌شود.[۱]

مسأله ۱۱۲۴. بعضی از واجبات نماز ركن است، یعنی اگر انسان آنها را به جا نیاورد، عمداً باشد یا سهواً و اشتباهاً، نماز باطل می‌شود و بعضی دیگر ركن نیست یعنی اگر سهواً و اشتباهاً كم گردد، نماز باطل نمی‌شود و ارکان نماز پنج مورد است:

1. نیّت. 2. تكبیرة الاحرام. 3. قیام متّصل به ركوع، یعنی از حالت ایستاده به ركوع رفتن و قیام هنگام گفتن تكبیرة الاحرام. 4. ركوع. 5. دو سجده از یک ركعت.

همچنین موالات به معنای اینکه بین کارهای نماز آن قدر فاصله نیاندازد که صورت و عنوان نماز از بین برود، ملحق به ارکان نماز می‌باشد؛ بنابراین اگر سهواً بین افعال نماز به مقداری فاصله بیاندازد که به مجموع آنها عنوان نماز صدق نکند، نماز باطل است.

و نیز رعایت ترتیب بین دو رکن نماز، ملحق به ارکان حساب می‌شود؛ بنابراین اگر مثلاً نمازگزار بعد از نماز متوجّه شود که از روی فراموشی در رکعت اول نماز، دو سجده آن را قبل از رکوعِ همان رکعت انجام داده، نمازش باطل است؛ بلکه اگر هنوز در رکعت اول باشد و متوجّه شود که ابتدا دو سجده را انجام داده و بعد رکوع نموده، بنابر احتیاط واجب نمازش باطل است و بنابر احتیاط واجب دوباره انجام دادنِ دو سجده بعد از رکوع کافی نیست.

مسأله ۱۱۲۵. چنانچه نمازگزار رکنی را زیاد نماید، در صورتی كه عمدی باشد، نماز باطل می‌شود و در صورتی كه از روی اشتباه و سهو باشد، اگر زیادی در ركوع یا در دو سجده از یک ركعت باشد، نماز، بنابر احتیاط لازم، باطل می‌باشد و گرنه، باطل نیست. بنابراین تكبیرة الاحرام از جهت زیادی، ركن نیست و قیام رکنی متصل به رکوع بدون اضافه شدنِ رکوع ممکن نیست. در نیّت هم زیادی معنا ندارد.

1. نیت


مسأله ۱۱۲۶. انسان باید نماز را به نیّت قربت یعنی برای کوچکی و اظهار بندگی در پیشگاه خداوند متعال به جا آورد و لازم نیست نیّت را از قلب خود بگذراند یا مثلاً به زبان بگوید: چهار ركعت نماز ظهر می‌خوانم قربةً إلی الله‏.

مسأله ۱۱۲۷. اگر در نماز ظهر یا در نماز عصر نیّت كند كه چهار ركعت نماز می‌خوانم و معیّن نكند ظهر است یا عصر، نماز او باطل می‌باشد ولی كافی است نماز ظهر را به عنوان نماز اول و نماز عصر را به عنوان نماز دوم تعیین كند و نیز كسی كه مثلاً قضای نماز ظهر بر او واجب است، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضاء یا نماز ظهر ادایی را بخواند، باید نمازی را كه می‌‌خواهد بخواند، در نیّت معیّن كند.

مسأله ۱۱۲۸. انسان باید از اول تا آخر نماز به نیّت خود باقی باشد، پس اگر در بین نماز، طوری غافل شود كه اگر از او بپرسند چه می‌‌كنی، نداند چه بگوید، نمازش باطل است.

مسأله ۱۱۲۹. انسان باید فقط برای کوچکی در پیشگاه خداوند متعال نماز بخواند، پس چنانچه نمازگزار ریا كند یعنی برای نشان دادن به مردم، نماز بخواند، نمازش باطل است، خواه فقط برای مردم باشد، یا هم خدا و هم مردم را در نظر بگیرد.

مسأله ۱۱۳۰. اگر قسمتی از نماز را هرچند اندک، برای غیر خدا به جا آورد، چه آن قسمت، واجب باشد مثل حمد، یا مستحب باشد مثل قنوت، اگر آن قصد غیر خدایی به تمام نماز سرایت كند، نمازش باطل است مثلاً اگر فردی قنوت نمازش را از روی ریا ‌‌بخواند و قصدش آن باشد که با خواندن قنوت ریایی، نماز خود را به مردم نشان دهد نمازش باطل است؛ چراکه قصد ریا به اصل نماز سرایت کرده است. همچنین چنانچه قسمتی که ریا کرده واجب بوده و طوری باشد که اگر بخواهد آن را دوباره انجام دهد نماز باطل می‌شود، مثل آنکه فرد رکوع نمازش را از روی ریا بجا آورد - هرچند قصد ریا فقط در رکوع باشد و به همه نماز سرایت نکند - نمازش باطل است. زیرا اگر بخواهد آن را دوباره به قصد قربت بجا آورد رکن زیاد می‌شود.

مسأله ۱۱۳۱. اگر نمازگزار در ویژگی هایی غیر از اصل نماز که آن را همراه با نماز انجام می‌دهد ریا نماید، در صورتی نمازش باطل می‌شود که ریا در آن ویژگی به اصل نماز سرایت نماید به عنوان مثال اگر نمازگزار در جای مخصوصی مثل مسجد یا در وقت مخصوصی مثل اول وقت یا به طرز مخصوصی مثلاً با جماعت یا صف اول جماعت نماز بخواند و قصدش از این امر نشان دادن نمازش به مردم باشد، نمازش باطل است. امّا اگر ریا تنها در ویژگی باشد و به اصل نماز سرایت ننماید، نمازش صحیح است.

مسأله ۱۱۳۲. اگر فرد در هنگام انجام کارهای نماز علاوه بر قصد انجام امر خداوند به نماز، انگیزه دیگری نیز - که آن انگیزه ریا یا نیّت حرام دیگری نیست - داشته باشد مثل آن که انگیزه اش از خواندن نماز علاوه بر انجام فرمان خداوند، آموزش نماز به فرزندش هم باشد، اگر در این انگیزه ضمیمه (مثل آموزش) قصد قربت داشته باشد نمازش در هرصورت[۲] صحیح است و اگر در انگیزه ضمیمه قصد قربت نداشته باشد، نمازش باطل می‌باشد. (در بعضی از صورت‌ها بنابر احتیاط واجب و در بعضی، بنا بر فتوی باطل است).

2. تکبیرة الاحرام


مسأله ۱۱۳۳. گفتن «اللهُ‏ أَكْبَر» در اول هر نماز، واجب و ركن است و باید در آن موالات را رعایت نماید یعنی حروف «اَللهُ‏‏» و حروف «أَكْبَر» و دو كلمه «اللهُ‏‏» و «أَكْبَر» را پشت سر هم بگوید و نیز باید این دو كلمه به عربی صحیح گفته شود و اگر ترجمه آن را به غیر عربی - مثلاً به فارسی - بگوید، كافی نیست.

مسأله ۱۱۳۴. احتیاط مستحب آن است كه تكبیرة الاحرام نماز را به چیزی كه پیش از آن می‌خواند مثلاً به اقامه یا به دعایی كه پیش از تكبیر می‌خواند، نچسباند.

مسأله ۱۱۳۵. اگر نمازگزار بخواهد «اللهُ أَكْبَر» را به چیزی كه بعد از آن می‌خواند، مثلاً به «بِسْمِ‌اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» یا «اَعُوْذُ بِاللهِ‏ِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ» بچسباند، بهتر آن است كه «ر» أكبر را با حرکت ضمّه (ـُ) تلفّظ نماید و بگوید:اَللهُ أَكْبَرُ، ولی احتیاط مستحب آن است كه در نماز واجب «اللهُ أَكْبَر» را به چیزی كه بعد از آن می‌خواند نچسباند.

مسأله ۱۱۳۶. موقع گفتن تكبیرة الاحرام در نمازِ واجب باید بدن استقرار داشته و آرام باشد و اگر عمداً در حالی كه بدنش حركت دارد، تكبیرة الاحرام را بگوید، نماز باطل است.

مسأله ۱۱۳۷. نمازگزار باید تكبیر و حمد و سوره و ذكر و دعا را طوری بخواند كه خودش حدأقلّ همهمه خود را بشنود بنابراین لب خوانی آنها بدون رعایت این شرط صحیح نیست و اگر به علّت سنگینی یا كری گوش یا سر و صدای زیاد نمی‌شنود، باید طوری بگوید كه چنانچه مانعی نباشد بشنود.

مسأله ۱۱۳۸. كسی كه به علّت پیشامدی لال شده، یا زبان او مرضی پیدا كرده كه نمی‌تواند «اَللهُ أَكْبَر» را بگوید، باید هر طوری كه می‌‌تواند بگوید و اگر اصلاً نمی‌‌تواند بگوید باید تكبیر را در قلب خود بگذراند و برای آن طوری كه مناسب گفتن الله اکبر باشد با انگشتش اشاره كند و اگر می‌‌تواند، زبان و لبش را هم حركت دهد و امّا كسی كه لال مادر زاد است باید زبان و لبش را به طوری كه شبیه كسی است كه تکبیر را می‌گوید، حركت دهد و در آن حال با انگشتش نیز اشاره نماید و این حکم در مورد قرائت نماز و سایر ذکرهای آن نیز جاری می‌باشد.

مسأله ۱۱۳۹. اگر شک كند كه تكبیرة الاحرام را گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی از قرائت شده یا مشغول گفتن «أَعُوْذُ باللِه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ» كه گفتن آن قبل از قرائت، مستحب است شده، به شک خود اعتنا نكند و اگر چیزی نخوانده باید تكبیرة الاحرام را بگوید و اگر مأموم در نماز جماعت شركت كرده و شک كند كه تكبیرة الاحرام نماز جماعت را گفته یا نه، در صورتی كه خودش را مشغول عملی می‌‌بیند كه از وظایف مأموم در نماز جماعت است - هرچند وظیفه مستحبی - به شک خود اعتنا نكند؛ مثل اینكه در نماز صبح و مغرب و عشاء مستحب است مأموم چنانچه صدای حمد و سوره امام را می‌شنود، سكوت كرده و به قرائت امام جماعت گوش فرا دهد؛ اکنون چنانچه فرد،خود را مشغولِ انجام همین وظیفه ببیند، در این صورت به شک خویش اعتنا نمی‌‌كند و بنا می‌‌گذارد كه تكبیرة الاحرام را گفته است.

مسأله ۱۱۴۰. اگر بعد از گفتن تكبیرة الاحرام شک كند كه آن را صحیح گفته یا نه، چه مشغول خواندن چیزی شده باشد یا نه، به شک خود اعتنا نكند.

مستحبّات تکبیرة الاحرام


مسأله ۱۱۴۱. مستحب است موقع گفتن تكبیرة الاحرام و تكبیرهای بین نماز، دست‌‌ها را تا مقابل گوش‌‌ها یا صورت بالا ببرد و بهتر آن است كه با گفتن همزه «اللهُ أَكْبَر» دست‌‌ها از ران پا جا شود و با گفتن «ر» «اللهُ أَكْبَر» دست‌‌ها به مقابل گوش‌‌ها یا صورت برسد، سپس دست‌‌ها را بدون فاصله بیندازد.

مسأله ۱۱۴۲. برای افتتاح نماز گفتن یک «اَللهُ أَكْبَر» کافی است؛ و گفتن هفت تکبیر مستحب می‌باشد که آنها را تکبیرات افتتاحیه می‌نامند و نمازگزار به مجموع آنها نیّت إحرامِ نماز و ورود به نماز را می‌نماید هرچند احتیاط مستحب آن است که ابتدا رجاءً شش تکبیر بدون نیّت إحرامِ نماز و ورود به نماز بگوید سپس تکبیر هفتم را تکبیرة الاحرام قرار دهد و این حکم اختصاص به نمازهای شبانه روزی ندارد و شامل نمازهای واجب دیگر و نمازهای مستحبّی هم می‌‌شود.

مسأله ۱۱۴۳. خوب است نمازگزار قبل از تكبیرة الاحرام به قصد رجاء بگوید:«یا مُحْسِنُ قَدْ اَتاكَ الْمُسی‌ءُ، وَقَدْ اَمَرْتَ الُمُحْسنَ اَنْ یتَجٰاوَزَ عَنِ الْمُسی‌ءِ، اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَاَنَا المُسی‌ءُ، فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلیٰمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَجٰاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی» یعنی «ای خدایی كه به بندگان احسان می‌كنی، بنده گنهكار به درِ خانه تو آمده و تو امر كرده‏ای كه نیكوكار از گناهكار بگذرد، تو نیكوكاری و من گناهكار، بحق محمّد و آل محمّد، رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست و از بدی‌‌هایی كه می‌دانی از من سر زده بگذر».

3. قیام


مسأله ۱۱۴۴. ایستادن و قیام در چهار قسمت نماز در صورت امکان واجب است:

1. قیام در موقع گفتن تكبیرة الاحرام 2. قیام پیش از ركوع كه آن را قیام متّصل به ركوع می‌گویند.

3. قیام در موقع قرائت (خواندن حمد و سوره و تسبیحات اربعه) 4. قیام بعد از ركوع.

قیام در مورد اول و دوم علاوه بر اینكه واجب است ركن نماز نیز می‌باشد و امّا قیام در مورد سوم و چهارم هرچند واجب است امّا ركن نماز نمی‌باشد و اگر كسی آن را از روی فراموشی ترک كند، نمازش صحیح است.

مسأله ۱۱۴۵. منظور از قیام متّصل به ركوع آن است كه فرد از حالتِ ایستاده به ركوع برود بنابراین اگر نمازگزار ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید كه ركوع نكرده، باید بایستد و از حالت ایستاده به ركوع برود و اگر بدون اینكه بایستد، به حال خمیدگی به ركوع برگردد، چون قیام متّصل به ركوع را به جا نیاورده، کافی نیست. شایان ذكر است قیام متّصل به ركوع به معنای مَكث و درنگ كردن قبل از ركوع نیست و توضیح بیشتر آن در فصل رکوع خواهد آمد.

مسأله ۱۱۴۶. موقعی كه برای قیام واجب ایستاده (همه چهار نوع قیام که در مسأله ۱۱۴۴ ذکر شد) باید راه نرود و جابجا نشود و نیز صاف بایستد و به طرفی خم نشود و همین‌طور بنابر احتیاط واجب به جایی تكیه نكند. همچنین بنابر احتیاط واجب آرامش خود را حفظ نماید. ولی اگر این موارد از روی ناچاری و اضطرار باشد، اشكال ندارد.

مسأله ۱۱۴۷. نمازگزار باید بنابر احتیاط واجب در هنگام قیام هر دو پا را روی زمین بگذارد؛ مثلاً در حال خواندن حمد بنابر احتیاط واجب نمی‌‌تواند پای خود را از زمین - هرچند برای لحظه‌‌ای - بردارد ولی در حالی كه مشغول قرائت نیست و ساكت می‌باشد از این جهت مانعی ندارد. همچنین لازم نیست سنگینی بدن نمازگزار روی هر دو پا باشد و اگر روی یک پا هم باشد، اشكال ندارد.

مسأله ۱۱۴۸. كسی كه می‌‌تواند درست بایستد، اگر پاها را خیلی باز بگذارد كه ایستادن و قیام بر او صدق نكند، نمازش باطل است بلكه بنابر احتیاط لازم، نباید پاها را زیاد باز بگذارد هرچند ایستادن و قیام صدق كند.

مسأله ۱۱۴۹. اگر موقعی كه برای قیامِ واجب ایستاده - قیام‌های ركنی - از روی فراموشی بدن را تکان دهد یا قدری راه برود یا جا به جا شود به گونه‌ای که صورت نماز به هم نخورد و از قبله منحرف نشود یا به طرفی خم شود، طوری که با صدق قیام و رو به قبله بودن سازگار باشد، یا به جایی تكیه كند، اشكال ندارد.

مسأله ۱۱۵۰. تا انسان می‌‌تواند ایستاده نماز بخواند، نباید بنشیند، مثلاً كسی كه در موقع ایستادن، بدنش حركت می‌كند یا مجبور است به چیزی تكیه دهد یا بدنش را کمی كج كند یا پاهایش را بیشتر از معمول باز بگذارد، به گونه‌ای که در این موارد ایستادن صدق می‌کند، باید هر طور كه می‌‌تواند ایستاده نماز بخواند ولی اگر به هیچ صورت نتواند بایستد، باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند. بنابراین نماز خواندن ایستاده با قیام اضطراری (مثل موارد ذکر شده)، مقدّم بر نماز خواندن نشسته است.

مسأله ۱۱۵۱. تا انسان می‌‌تواند بنشیند، نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند باید هر طور كه می‌‌تواند، بنشیند و اگر به هیچ صورت نمی‌‌تواند بنشیند، باید به گونه‌ای كه در احكام قبله گفته شد به پهلو بخوابد طوری كه جلوی بدنش رو به قبله باشد و تا وقتی كه ممكن است به پهلوی راست بخوابد بنابر احتیاط لازم، نباید به پهلوی چپ بخوابد و اگر این دو ممكن نباشد، باید به پشت بخوابد طوری كه كف پاهای او رو به قبله باشد.

مسأله ۱۱۵۲. كسی كه می‌‌تواند بایستد، اگر بترسد كه به علّت ایستادن - هرچند با تکیه دادن به دیوار یا عصا و مانند آن باشد - مریض شود یا ضرری قابل توجّهی به او برسد، می‌تواند نشسته نماز بخواند و چنانچه از نشستن هم بترسد، می‌‌تواند خوابیده نماز بخواند و حکم برطرف شدن عذرش قبل از سپری شدن وقت در مسأله (1157) خواهد آمد.

مسأله ۱۱۵۳. اگر نمازگزار در بین نماز از ایستادن ناتوان شود، در صورتی که از برطرف شدن ناتوانی خویش تا آخر وقت نماز ناامید باشد، باید بنشیند و ادامه نماز را نشسته بخواند و اگر نمازگزار از نشستن هم ناتوان شود، باید بخوابد و ادامه نماز را خوابیده با رعایت جهت قبله که در مسأله (920 و 1151) بیان شد به جا آورد ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از ذكرهای واجب را نگوید و حکم گفتن ذکرهای مستحبّی در حال حرکت در مسأله (1201) خواهد آمد.

 امّا چنانچه فرد می‌داند یا اطمینان دارد که ناتوانیش تا آخر وقت نماز باقی نمی‌ماند و قبل از سپری شدن وقت می‌تواند نماز را مثلاً در حال ایستاده بخواند، در این صورت نماز را قطع کرده و بعداً باید نماز را در حال توانایی در داخل وقت ایستاده بخواند. همچنین اگر ناامید نبوده و احتمال معقول بدهد که ناتوانیش تا آخر وقت نماز برطرف می‌شود، می‌تواند رجاءً آن را به کیفیتی که بیان شد به پایان برساند و چنانچه عذرش تا آخر وقت باقی ماند نمازی که خوانده کافی است و اگر عذرش برطرف شد باید آن را دوباره بخواند.

مسأله ۱۱۵۴. كسی كه طبق وظیفه‌اش نشسته نماز می‌خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و ركوع را ایستاده به جا آورد، باید بایستد و از حال ایستاده به ركوع رود و اگر نتواند باید ركوع را هم نشسته به جا آورد.

مسأله ۱۱۵۵. كسی كه طبق وظیفه‌اش نشسته نماز می‌خواند اگر در بین نماز بتواند بایستد، باید مقداری را كه می‌‌تواند، ایستاده بخواند ولی تا بدنش آرام نگرفته، باید چیزی از ذكرهای واجب را نخواند امّا اگر بداند مقدار كمی می‌‌تواند بایستد باید آن رابه قیام متّصل به ركوع اختصاص دهد.

مسأله ۱۱۵۶. كسی كه طبق وظیفه‌اش خوابیده نماز می‌خواند، اگر در بین نماز بتواند بنشیند باید مقداری را كه می‌‌تواند، نشسته بخواند و نیز اگر می‌‌تواند بایستد باید مقداری را كه می‌‌تواند، ایستاده بخواند ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از اذكار واجب را نخواند امّا اگر بداند مقدار كمی می‌‌تواند بایستد باید آن را به قیام متّصل به ركوع اختصاص دهد.

مسأله ۱۱۵۷. اگر انسان ناامید نباشد كه در آخر وقت بتواند ایستاده نماز بخواند، چنانچه اول وقت، نماز را بخواند و در آخر وقت قدرت و توانایی بر ایستادن پیدا کند، باید نماز را دوباره به جا آورد ولی اگر ناامید از آن باشد كه بتواند نماز را ایستاده بخواند و در اول وقت، نماز را بخواند و سپس قدرت بر ایستادن پیدا كند، لازم نیست نماز را دوباره بخواند.

مستحبات قیام


مسأله ۱۱۵۸. فقهاء بزرگوار رضوان الله تعالی علیهم اموری را در حال ایستادن و قیام نماز مستحب شمرده‌‌اند که از جمله اینکه در حال ایستادن بدن را، راست نگه دارد[۳] و شانه‌ها را پایین بیندازد و دستها را روی ران‌ها مقابل زانو بگذارد و با خضوع و خشوع باشد و پاها را جلو و عقب نگذارد و اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.

4. قرائت


مسأله ۱۱۵۹. یکی از واجبات نماز قرائت است که احکام آن به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود: الف. احکام قرائت رکعت اول و دوم نماز که در آن حمد و سوره خوانده می‌شود. ب. احکام قرائت رکعت سوم و چهارم نماز که در آن تسبیحات اربعه یا حمد خوانده می‌شود و توضیح احکام مربوط به آنها در مسائل آینده ذکر می‌شود.

احکام قرائت رکعت اوّل و دوّم


مسأله ۱۱۶۰. در ركعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه، انسان باید اول، حمد و بعد از آن، سوره دیگری غیر از حمد بخواند و بنابر احتیاط واجب، سوره‌ای که می‌خواند سوره كامل باشد و سوره «الضُّحیٰ» و «اَلَمْ نَشْرَحْ» و همچنین سوره «فیٖل» و «قُرَیش» در نماز، بنابر احتیاط واجب، یک سوره حساب می‌شود و با هم خوانده می‌‌شوند و حکم خواندن سوره‌های سجده دار در فصل سجده‌های واجب قرآن خواهد آمد.

مسأله ۱۱۶۱. اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند مثلاً بترسد كه اگر سوره را بخواند، دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند یا آنكه كاری داشته باشد که عرفاً ضروری حساب می‌شود، می‌‌تواند سوره را نخواند بلكه در صورت تنگی وقت و در بعضی از موارد ترس، نباید سوره را بخواند.

مسأله ۱۱۶۲. اگر سوره را به قصد این که خواندن آن بخشی از نماز است عمداً قبل از حمد بخواند، نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را قبل از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید، باید سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد، سوره را از ابتدا بخواند.

مسأله ۱۱۶۳. اگر در نماز واجب حمد و سوره یا یكی از آنها را فراموش كند و بعد از رسیدن به ركوع بفهمد، نمازش صحیح است و آن را ادامه دهد و احتیاط مستحب است بعد از نماز سجده سهو انجام دهد.

مسأله ۱۱۶۴. اگر پیش از آنكه برای ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده باید هر دوی آنها را بخواند و اگر بفهمد تنها سوره را نخوانده، باید فقط سوره را بخواند ولی اگر بفهمد سوره را خوانده امّا حمد را نخوانده، باید اول حمد و بعد از آن، دوباره سوره را بخواند و نیز اگر خم شود و پیش از آنكه به حدّ‌ ركوع برسد بفهمد حمد و سوره، یا سوره تنها، یا حمد تنها را نخوانده، باید بایستد و به همین دستوری که بیان شد، عمل نماید.

مسأله ۱۱۶۵. در نماز جمعه و نماز صبح و ظهر و عصر روز جمعه، مستحب است فرد در ركعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره منافقون را بخواند و اگر فرد مشغول یكی از این دو سوره در نماز جمعه یا نمازهای روز جمعه شود، بنابر احتیاط واجب، نمی‌‌تواند آن را رها كند و سوره دیگری را بخواند هرچند به نصف سوره نرسیده باشد.

مسأله ۱۱۶۶. اگر فرد بعد از حمد مشغول خواندن سوره «قُلْ هُوَ اللهُ‏ أَحَد» یا سوره «قُلْ یا أَیها الْكافِرُوْنَ» شود، نمی‌‌تواند آن را رها کند و سوره دیگری را بخواند ولی در نماز جمعه و نمازهای روز جمعه، اگر فرد قصد خواندن سوره جمعه و منافقون را داشته باشد ولی از روی فراموشی به جای سوره جمعه و منافقون، یكی از دو سوره «قُلْ هُوَ اللهُ‏ أَحَد» یا «قُلْ یا أَیها الْكافِرُوْنَ» یا سوره دیگری را بخواند، می‌‌تواند آن را قبل از رسیدن به نصف رها كند و سوره جمعه و منافقون را بخواند و احتیاط واجب آن است كه بعد از رسیدن به نصف، خواندن آن را رها ننماید.

مسأله ۱۱۶۷. اگر فرد در نماز جمعه یا نمازهای روز جمعه عمداً سوره «قُلْ هُوَ اللهُ‏ أَحَد» یا سوره «قُلْ یا أَیها الْكافِرُوْنَ» را بخواند، هرچند به نصف نرسیده باشد، بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند رها كند و سوره جمعه و منافقون را بخواند.

مسأله ۱۱۶۸. اگر در نماز، غیر سوره «قُلْ هُوَ اللهُ‏ أَحَد» و «قُلْ یا أَیها الْكافِرُوْنَ» سوره دیگری بخواند، تا زمانی ‌‌که به نصف سوره نرسیده می‌‌تواند آن را رها كند و سوره دیگری بخواند (مگر در موارد مسأله ۱۱۶۵) و پس از رسیدن به نصف، بنابر احتیاط واجب، به طور کلّی رها كردن آن و خواندن سوره دیگر جایز نیست.

مسأله ۱۱۶۹. اگر انسان مقداری از سوره را فراموش كند یا از روی ناچاری مثلاً به علّت تنگی وقت یا جهت دیگر، تمام نمودن آن ممکن نباشد، می‌‌تواند آن سوره را رها كرده و سوره دیگری را بخواند هرچند به نصف هم رسیده باشد یا سوره‏ای كه می‌خوانده «قُلْ هُوَ اللهُ‏ أَحَد» یا «قُلْ یا‌أَیها الْكافِرُوْنَ» باشد و در صورت فراموشی، می‌‌تواند به همان مقدار كه خوانده است اكتفاء نماید.

مسأله ۱۱۷۰. تعیین سوره هنگام خواندن «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیٖم» لازم نیست و نمازگزار می‌تواند ابتدا «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیٖم» را بدون معیّن کردن سوره خاصّ بگوید سپس سوره‌ای را که می‌خواهد بخواند معیّن کند. امّا اگر نمازگزار ابتدا «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیٖم» را به نیّت سوره خاصّ بگوید، چنانچه بخواهد سوره‌ای غیر از آن را بخواند احتیاط واجب آن است که آن را دوباره بگوید.

مسأله ۱۱۷۱. بر مرد، بنابر احتیاط، واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند.[۴]

مسأله ۱۱۷۲. بر مرد و زن، بنابر احتیاط، واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند به جز موارد استثنایی که در مسأله (1175) ذکر می‌شود.

مسأله ۱۱۷۳. مرد، بنابر احتیاط واجب، باید در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتّی حرف آخر آنها را بلند بخواند.

مسأله ۱۱۷۴. زن می‌‌تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخواند ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود و موردی باشد كه رساندن صدا به نامحرم، حرام است[۵]، باید آهسته بخواند و اگر عمداً بلند بخواند، بنابر احتیاط واجب، نمازش باطل است.

مسأله ۱۱۷۵. مستحب است «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» حمد و سوره نماز ظهر و عصر بلند خوانده شود و نیز مستحب است حمد و سوره نماز ظهر روز جمعه بلند خوانده شود و امّا حمد و سوره نماز جمعه بنابر احتیاط واجب باید بلند خوانده شود.

مسأله ۱۱۷۶. ملاک در بلند و آهسته خواندن، ظاهر شدن یا ظاهر نشدن جوهره صدا نیست، بلکه ملاک، بلند یا آهسته بودن از نظر عرف است بنابراین اگر در هنگام خواندن حمد و سوره نماز صبح یا مغرب یا عشا توسّط مردان، جوهره صدا اظهار نشود ولی عرف آن را صدای بلند حساب کند، کافی است.

مسأله ۱۱۷۷. اگر در جایی که باید نماز را بلند بخواند عمداً آهسته بخواند، یا در جایی که باید آهسته بخواند عمداً بلند بخواند بنابر احتیاط واجب نمازش باطل است ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد، نماز صحیح است و در این مورد فرقی بین جاهل قاصر و مقصّر نیست و نیز فرقی ندارد که نمازگزار اصل لزوم بلند یا آهسته خواندن را نمی‌دانسته - مثل آنکه نمی‌دانسته سوره نماز صبح را باید بلند بخواند - یا اینكه نسبت به بعضی از مسائل بلند یا آهسته خواندن، اطّلاع نداشته مثل اینكه نمی‌‌دانسته ملاک در بلند یا آهسته بودن، نظر عرف است و اگر در بین خواندن حمد وسوره بفهمد اشتباه کرده، لازم نیست مقداری را که خوانده دوباره بخواند هرچند احتیاط مستحب است دوباره بخواند.

مسأله ۱۱۷۸. اگر كسی در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صدایش را بلند كند، مثل آنكه آنها را با فریاد بخواند، نمازش باطل می‌‌شود.

مسأله ۱۱۷۹. انسان باید قرائت نماز را صحیح بخواند و كسی كه به هیچ صورت نمی‌‌تواند همه سوره حمد را صحیح بخواند، باید به همان صورت كه می‌‌تواند، بخواند به شرط آنكه مقداری را كه صحیح می‌خواند قابل توجّه باشد ولی اگر آن مقدار ناچیز باشد، بنابر احتیاط واجب، باید مقداری از بقیه قرآن را كه می‌‌تواند صحیح بخواند به آن ضمیمه كند و اگر نمی‌تواند باید تسبیح (سُبْحانَ الله) را به آن ضمیمه كند و امّا كسی كه نمی‌‌تواند به كلّی سوره بعد از حمد را صحیح بخواند، لازم نیست چیزی به جای آن بخواند و در هر صورت، احتیاط مستحب آن است كه نماز را به جماعت به جا آورد.

مسأله ۱۱۸۰. اگر یكی از كلمات حمد یا سوره را عمداً یا به جهت آنکه جاهل مقصّر است، نگوید یا به جای حرفی، حرف دیگری را بگوید مثلاً به جای «ض»، «ذ» یا «ز» بگوید یا فتحه یا كسره یا ضمّه (ـَ ـِ ـُ) حروف را رعایت نكند به گونه‏ای كه غلط شمرده شود یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است.

مسأله ۱۱۸۱. كسی كه حمد را به خوبی نمی‌داند باید سعی كند وظیفه خود را به یکی از صورت‌هایی که در مسأله بعد ذکر می‌شود، انجام دهد، چه با یاد گرفتن یا تلقین باشد و چه با اقتدا در جماعت، یا با تكرار نماز در موارد شک باشد و اگر وقت تنگ شده است، چنانچه نماز را به طوری كه در مسأله (1179) گفته شد بخواند، نمازش صحیح است ولی در صورتی كه در یاد گرفتن كوتاهی كرده اگر ممكن باشد، برای فرار از عقوبت، باید نمازش را به جماعت بخواند.

مسأله ۱۱۸۲. اگر فرد فتحه یا كسره یا ضمّه (ـَ ـِ ـُ) كلمه‏ای را نداند یا اینكه نداند مثلاً كلمه‏ای با «س» است یا با «ص»، باید وظیفه خود را به گونه‌ای که شرعی باشد، انجام دهد مثل آنکه:

الف. طرز تلفّظ صحیح کلمه را یاد بگیرد.

ب. یا نمازش را به جماعت بخواند.

ج. یا آن را دو جور یا بیشتر بخواند و قصد کند آنچه در واقع صحیح است جزء نماز باشد. البته این قسمت در صورتی صحیح است که شکلِ غیر صحیح کلمه، عرفاً ذکر غلط یا قرآن غلط شمرده شود، مثل آنکه در «اهدنا الصراط المستقیم»، المستقیم را یک بار با (س) و یک بار با (ص) بخواند كه یقین كند صحیح آن را خوانده است و در این صورت نماز او صحیح است.

د. یا آن را تنها به یک صورت بخواند و چنانچه بعد از نماز معلوم شود که همان صورت صحیح بوده نمازش صحیح است و اگر غلط باشد باید آن را در صورتی که در آموختن و فراگیری قرائت کوتاهی کرده است دوباره بخواند امّا چنانچه این امر به علّت فراموشی آنچه یاد داشته، باشد دوباره خواندن نماز واجب نیست.

احکام قرائت رکعت سوم و چهارم


مسأله ۱۱۸۳. نمازگزار در ركعت سوم و چهارم نماز می‌‌تواند فقط یک حمد بخواند یا یک مرتبه تسبیحات اربعه بگوید یعنی یک مرتبه بگوید:«سُبْحانَ اللهِ‏ِ وَالْحَمْدُ لِلهِ وَلا إِلهَ إلَّا اللهُ وَاللهُ أَكْبَرُ» و بهتر آن است كه سه مرتبه تسبیحات اربعه بگوید و می‌‌تواند در یک ركعت، حمد و در ركعت دیگر، تسبیحات اربعه بگوید و بهتر است در هر دو ركعت تسبیحات اربعه بخواند ولی مستحب بودن دو بار گفتن تسبیحات اربعه ثابت نیست و اگر بخواهد آن را دو بار بگوید، چنانچه در دفعه دوم به عنوان مطلق ذكر بگوید، مانعی ندارد.

مسأله ۱۱۸۴. در تنگی وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید و اگر به مقدار آن هم وقت ندارد، كافی است یک مرتبه «سُبْحانَ اللهِ‏» بگوید.

مسأله ۱۱۸۵. بر مرد و زن، بنابر احتیاط، واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز، حمد یا تسبیحات اربعه را آهسته بخوانند - چه در نماز ظهر و عصر و چه مغرب و عشاء - و چنانچه آن را از روی عمد یا فراموشی یا ندانستن مسأله بلند بخواند حکم آن همانند حکم حمد و سوره است که قبلاً ذکر شد.

مسأله ۱۱۸۶. اگر در ركعت سوم و چهارم، حمد بخواند، واجب نیست «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ‏» آن را هم آهسته بگوید مگر آنكه مأموم در نماز جماعت باشد كه در این صورت، باید حمد را آهسته بخواند و احتیاط واجب آن است كه «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ‏» را هم آهسته بگوید.

مسأله ۱۱۸۷. كسی كه نمی‌‌تواند تسبیحات را یاد بگیرد یا درست بخواند، باید در ركعت سوم و چهارم نماز، حمد بخواند.

مسأله ۱۱۸۸. اگر نمازگزار در دو ركعت اول نماز به خیال اینكه دو ركعت آخر نماز است، تسبیحات اربعه بگوید، چنانچه قبل از ركوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگر بعد از رسیدن به حدّ ركوع یا بعد از ركوع بفهمد، نمازش صحیح است.

مسأله ۱۱۸۹. اگر نمازگزار در دو ركعت آخر نماز به خیال اینكه در دو ركعت اول است حمد بخواند، یا در دو ركعت اول نماز با اینكه گمان می‌كرده در دو ركعت آخر است حمد بخواند، چه قبل از ركوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحیح است.

مسأله ۱۱۹۰. اگر نمازگزار در ركعت سوم یا چهارم می‌خواست حمد بخواند، تسبیحات به زبانش آمد یا می‌خواست تسبیحات بخواند، حمد به زبانش آمد، چنانچه به كلّی خالی از قصد نماز بوده - حتّی در ضمیر ناخود آگاه - باید آن را رها كند و دوباره حمد، یا تسبیحات را بخواند ولی اگر خالی از قصد نبوده مثل آنكه عادتش خواندن چیزی بوده كه به زبانش آمده، می‌‌تواند همان را تمام كند و نمازش صحیح است.

مسأله ۱۱۹۱. كسی كه عادت دارد در ركعت سوم و چهارم، تسبیحات اربعه بخواند، اگر از عادت خود غفلت نماید و به قصد اداء وظیفه مشغول خواندن حمد شود، کافی است و لازم نیست دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند.

مسأله ۱۱۹۲. در ركعت سوم و چهارم، مستحب است فرد به تسبیحات اربعه، استغفار را اضافه نماید مثلاً بعد از تسبیحات اربعه بگوید: «اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّیٖ وَاَتُوْبُ اِلَیهِ» یا بگوید: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لیٖ» و اگر نمازگزار در رکعت سوم یا چهارم شک كند كه حمد یا تسبیحات اربعه را گفته یا نه یا آن که در مقدار آنچه خوانده شک دارد مثلاً نمی‌داند تسبیحات اربعه را دو بار گفته یا سه بار، چنانچه مشغول گفتن استغفار نشده، باید حمد یا تسبیحات اربعه را بخواند و نسبت به شک در تعداد تسبیحات بنا را بر عدد کمتر گذارده و تسبیحات را کامل نماید یعنی در مثال بالا بنا را بر دو گذاشته و یک تسبیحات دیگر بگوید و اگر در حال گفتن استغفار یا بعد از گفتن استغفار و قبل از خم شدن برای رکوع یکی از شکهای ذکر شده پیش آید، همین حکم بنابر احتیاط واجب، جاری است.

مسأله ۱۱۹۳. اگر در ركوع ركعت سوم یا چهارم، یا در حال رفتن به ركوع شک كند كه حمد یا تسبیحات را گفته یا نه یا آنکه شک درتعداد گفتن تسبیحات كند، به شک خود اعتنا نكند هرچند به حد رکوع نرسیده باشد.

مسأله ۱۱۹۴. اگر نمازگزار هنگام خواندن حمد و سوره، یا خواندن تسبیحات اربعه، بی‌‌اختیار به قدری حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود و سهواً یا بی‌اختیار قسمتی از قرائت نماز را در همان حال بخواند، احتیاط مستحب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حركت خوانده دوباره بخواند.

مستحبات و مکروهات قرائت نماز


مسأله ۱۱۹۵. مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول، سوره «إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیلَةِ الْقَدْرِ» و در ركعت دوم، سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد» خوانده شود.

مسأله ۱۱۹۶. مكروه است انسان در هیچ یک از نمازهای یک شبانه روز، سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد» را نخواند.

مسأله ۱۱۹۷. خواندن سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد» به یک نفَس، مكروه است.

مسأله ۱۱۹۸. سوره‏ای (به جز سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد») را كه نمازگزار در ركعت اول خوانده، مكروه است در ركعت دوم بخواند امّا اگر این‌ گونه عمل نماید، نماز وی صحیح است و چنانچه نمازگزار سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد» را در هر دو ركعت بخواند، مكروه نمی‌باشد.

مسأله ۱۱۹۹. فقهاء بزرگوار رضوان الله تعالی علیهم اموری را در قرائت نماز مستحب شمرده‌‌اند که از جمله آنها موارد زیر است:

1. نمازگزار در ركعت اول، پیش از خواندن حمد بگوید: «اَعُوْذُ بِاللهِ‏ِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ» و بهتر آن است که آن را آهسته بگوید.

2. در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ‏» را بلند بگوید.

3. حمد و سوره را شمرده بخواند.

4. در آخر هر آیه وقف كند یعنی آن را به آیه بعد نچسباند.

5. در حال خواندن حمد و سوره به معنای آیه توجّه داشته باشد.

6. اگر نماز را به جماعت می‌خواند، بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادا می‌خواند، بعد از آنكه حمد خودش تمام شد، بگوید «الحَمْدُ لِلّهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمینَ».

7. بعد از خواندن سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد»، یک یا دو یا سه مرتبه «كَذٰلِكَ اللهُ رَبّیٖ» یا «كَذٰلِكَ اللهُ رَبُّنا» بگوید.

8. بعد از خواندن سوره، كمی صبر كند، بعد تكبیر پیش از ركوع را بگوید یا قنوت را بخواند.

9. کسی که حمد و سوره و سایر اذکار نماز را می‌خواند در مکانی نماز بخواند که صدای خویش را بشنود و از نماز خواندن در اماکن پر سر و صدا یا محلّ وزش باد پرهیز نماید.

5. ذکر


یکی از واجبات نماز ذکر[۶] است. در بین ذکرهای نماز، ذکر تکبیرة الاحرام رکن می‌باشد و سایر ذکرها مثل قرائت، تشهد، سلام، ذکر رکوع، ذکر سجده و... غیر رکن می‌باشند.

بعضی از ذکرهای نماز مسائل ویژه‌ای دارند که هرکدام در فصل مربوط به خود بیان شده است. امّا ذکرها احکام مشترکی هم دارند که در این فصل به بیان آنها پرداخته می‌شود.

مسأله ۱۲۰۰. موقعی كه انسان در نماز مشغول گفتن تکبیرة الاحرام و قرائت (حمد و سوره) و تسبیحات اربعه یا ذکر واجب رکوع یا سجود یا سایر ذکرهای واجب نماز است، باید بدنش استقرار داشته و آرام باشد و در موقعی كه می‌خواهد كمی جلو یا عقب برود، یا كمی بدن را به طرف راست یا چپ حركت دهد، باید چیزی نگوید.

مسأله ۱۲۰۱. ذکرهای مستحبی نماز را اگر به قصد آنچه در نماز وارد شده بگوید، بنابر احتیاط لازم، باید بدن آرام باشد و اگر در حال حركت بدن، ذكر مستحبّی بگوید مثلاً موقع رفتن به ركوع یا رفتن به سجده تكبیر بگوید، چنانچه آن را به قصد ذكری كه در نماز دستور داده‏اند بگوید، آن ذكر صحیح نیست ولی اصل نمازش صحیح می‌باشد و آرام نبودن بدن موجب باطل شدن نماز نمی‌شود، البتّه «بِحَوْلِ اللهِ وَقُوَّتِهِ اَقُوْمُ وَاَقْعُدُ» را باید در حال بر خاستن بگوید.

مسأله ۱۲۰۲. حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد و سوره یا تسبیحات اربعه یا تشهّد و سلام اشكال ندارد، هرچند احتیاط مستحب است كه آنها را هم حركت ندهد.

مسأله ۱۲۰۳. انسان باید نماز را به عربی صحیح بخواند و این حکم اختصاص به حمد و سوره ندارد و شامل تمام ذکرهای واجبِ نماز مثل تسبیحات اربعه، ذکر رکوع، ذکر سجده، تشهّد و سلام نیز می‌شود.

مسأله ۱۲۰۴. نمازگزار باید در مورد حروفی که تلفّظ فارسی آنها با عربی تفاوت دارد و تلفّظ اشتباه آنها موجب تغییر معنا می‌شود، دقّت نماید که آنها را به عربی صحیح ادا نماید؛ این حروف نُه حرف می‌‌باشند که عبارتند از (ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ح، ذ، ث). امّا حروفی که تلفّظ آنها مشترک بین زبان عربی و فارسی است که عبارتند از (أ، إ، ب، ت، ج، خ، د، ر، ز، س، ش، ف، ق، ک، ل، م، ن، و، ه، ی) چنانچه نمازگزار این حروف را به همان زبان فارسی تلفّظ نماید، کافی است هرچند تلفّظ فصیح عربی آنها مناسب‌تر است.

شایان ذکر است در رعایت مخارج حروف نماز، لازم نیست دقیقاً به طوری که در کتاب‌های تجوید بیان شده اداء شود؛ بلکه کافی است طوری گفته شود که صدایی که از تلفّظ آن حرف شنیده می‌شود، مانند همان صدایی باشد که از عرب زبانان موقع تلفّظ آن حرف شنیده می‌شود.

مسأله ۱۲۰۵. در خواندن حمد و سوره و سایر ذکرها، لازم است که در عرف، سخن گفتن به آنها صدق کند و سخن گفتن عبارت است از صدایی که از مخارج و حلق دهان تلفّظ گردد و گوینده چنانچه محیط ساکت باشد، صدای خود را بشنود و شنیدن همهمه صدا نیز کافی است و لازم نیست به گونه‌ای بخواند که تک تک کلماتی را که تلفّظ می‌کند، تشخیص دهد؛ امّا تنها تصوّر کلمات در ذهن بدون آنکه زبان و لب‌ها حرکت کند کافی نیست؛ همچنین حرکت دادن زبان و لب‌ها (لب خوانی) بدون آنکه صدا از مخارج معمول آن خارج شود کافی نمی‌باشد.

شایان ذکر است این حکم، در غیر نماز، هنگام خواندن قرآن و دعاها نیز جاری است.

مسأله ۱۲۰۶. علمای تجوید گفته‏اند اگر در كلمه‏ای واو باشد و حرف قبل از واو در آن كلمه، ضمّه (ـُ) داشته باشد و حرف بعد از واو در آن كلمه همزه باشد، مثل كلمه «سُوْء»، باید فرد آن واو را مدّ بدهد؛ یعنی آن را بكشد و همچنین اگر در كلمه‏ای «الف» باشد و حرف قبل از الف در آن كلمه، فتحه (ـَ) داشته باشد و حرف بعد از الف در آن كلمه، همزه باشد مثل «جآء» یا «مَلآئِکَة» باید فرد الف آن را بكشد و نیز اگر در كلمه‏ای «ی» باشد و حرف قبل از «ی» در آن كلمه كسره (ـِ) داشته باشد و حرف بعد از «ی» در آن كلمه همزه باشد، مثل «جیٖء»، باید فرد «ی» را با مدّ بخواند و اگر بعد از این حروف «واو و الف و ی» به جای همزه، حرفی باشد كه ساكن یا تشدید دار است، باز هم باید فرد این سه حرف را با مدّ بخواند. ولی ظاهراً صحیح بودن قرائت در این چنین مواردی نیاز به مدّ ندارد و کشیدن و مدّ دادن لازم نیست؛ پس چنانچه به دستوری كه گفته شد رفتار نكند، باز هم نماز صحیح است؛ ولی در مثل «وَلَا الضّآلّینَ» كه برای درست ادا شدنِ تشدید و الف، نیاز به مقداری مدّ می‌باشد، باید فرد به همان مقدار که الف و تشدیدِ لام، تلفظ شود، آن را مدّ بدهد، ولی اگر آن را «وَلَا الضَّلِّينَ» (بدون الف) یا «وَلَا الضّٰالینَ» (بدون تشدید لام) بخواند، صحیح نیست.

مسأله ۱۲۰۷. احتیاط مستحب آن است كه نمازگزار هنگام خواندن هر یک از ذکرهای نماز، وقف به حركت و وصل به سكون ننماید و معنای وقف به حركت آن است كه فرد، فتحه، کسره و ضمّه (ـَ ـِ ـُ) آخر كلمه‏ای را بگوید و بین آن كلمه و كلمه بعدش فاصله بدهد؛ مثلاً بگوید: «الرَّحْمنِ الرَّحیٖمِ» و میم «الرَّحیٖمِ» را کسره (ـِ) بدهد و بعد، قدری فاصله بیاندازد و بگوید: «مٰالِكِ یوْمِ الدّیٖنِ» و معنای وصل به سكون، آن است كه فرد فتحه، کسره و ضمّه (ـَ ـِ ـُ) كلمه‏ای را نگوید و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آنكه بگوید: «الرَّحْمنِ الرَّحیٖمْ» و میم «الرَّحیٖم» را کسره (ـِ) ندهد و فوراً «مٰالِكِ یوْمِ الدّیٖن» را بگوید. یا در ذکر شریف صلواتِ تشهّد بگوید: (اللهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدْ) و «دال» مُحَمَّد را ساکن تلفّظ نماید و فوراً بقیه ذکر شریف صلوات یعنی (وَ آلِ مُحَمَّد) را بگوید.

مسأله ۱۲۰۸. هر گاه بعد از تمام شدن آیه یا كلمه‏ای، شک كند كه آن آیه یا كلمه‏ را درست گفته یا نه، مثلاً شک كند كه «قُلْ هُوَ اللهُ‏ اَحَد» را درست گفته یا نه، می‌‌تواند به شک خود اعتنا نكند؛ ولی اگر آن آیه یا كلمه را احتیاطاً دوباره به طور صحیح بگوید، اشكال ندارد[۷] و اگر چند مرتبه هم شک كند، می‌‌تواند چند بار بگوید؛ امّا اگر به حدّ وسواس برسد، در وسعت وقت نماز، بهتر است تكرار نكند و در وقت کم که تکرار، موجب شود قسمتی از نماز بعد از وقت خوانده شود، جایز نیست.

مسأله ۱۲۰۹. اگر انسان كلمه‏ای را (از هریک از ذکرهای واجب نماز)که یاد گرفته صحیح بداند و در نماز همان طور بخواند و بعد بفهمد آن را غلط خوانده، در صورتی كه در یادگیری تلفّظِ صحیح آن، كوتاهی نكرده باشد، لازم نیست دوباره نماز را بخواند؛ امّا اگر در یادگیری آن كوتاهی كرده و جاهل مقصّر بوده، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضاء نماید.

مسأله ۱۲۱۰. مزد گرفتن برای یاد دادن قرائت و سایر واجبات نماز، بنابر احتیاط واجب، حرام است ولی مزد گرفتن برای یاد دادن مستحبّات آن جایز می‌باشد.

ركوع


مسأله ۱۲۱۱. نمازگزار در هر رکعت بعد از قرائت باید رکوع کند؛ یعنی طوری که در مسائل بعد ذکر می‌شود، خم شود.

واجبات رکوع و احکام آن


1.
خم شدن

مسأله ۱۲۱۲. خم شدن باید به اندازه‌ای باشد که بتواند سر همه انگشتها از جمله انگشت شست را به زانو بگذارد. خم شدن به این مقدار برای زنان، بنابر احتیاط واجب است.

مسأله ۱۲۱۳. خم شدن باید به قصد ركوع و خضوع در برابر پروردگار متعال باشد؛ پس اگر به قصد كاری دیگر مثلاً برای كشتن جانوری یا برداشتن چیزی از روی زمین خم شود، نمی‌‌تواند آن را ركوع به حساب آورد؛ بلكه باید بایستد و دوباره برای ركوع خم شود و با این عمل، ركن زیاد نشده و نماز باطل نمی‌شود.

مسأله ۱۲۱۴. هر گاه فرد ركوع را به طور غیر معمول به جا آورد؛ مثلاً به چپ یا راست خم شود یا زانوها را به جلو بیاورد، هرچند دست‌‌های او به زانو برسد، صحیح نیست.

مسأله ۱۲۱۵. اگر به اندازه ركوع خم شود، ولی سر انگشتان را به زانو نگذارد، اشكال ندارد.

مسأله ۱۲۱۶. كسی كه دست یا زانوی او با دست و زانوی دیگران فرق دارد؛ مثلاً دستش خیلی بلند است كه اگر كمی خم شود به زانو می‌رسد، یا زانوی او پایین‌تر از مردم دیگر است كه باید زیاد خم شود تا دستش به زانو برسد، باید به اندازه معمول خم شود.

مسأله ۱۲۱۷. كسی كه نشسته ركوع می‌كند، باید به قدری خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و احتیاط مستحب است به قدری خم شود كه صورت مقابل جای سجده برسد.

مسأله ۱۲۱۸. اگر بعد از آنکه به حدّ ركوع رسیده، عمداً سر از رکوع بردارد و دو مرتبه به اندازه ركوع خم شود، نمازش باطل است.

2. قیام قبل از رکوع (متّصل به رکوع)

مسأله ۱۲۱۹. قیام متّصل به رکوع که از ارکان نماز می‌باشد آن است كه فرد از حالتِ ایستاده به ركوع برود؛ بنابراین اگر مثلاً فرد بعد از خواندن حمد و سوره به دلیلی مثل برداشتن چیزی از روی زمین لحظه‌ای بنشیند، لازم است دوباره بایستد و از حالت ایستاده رکوع برود و چنانچه از همان حال نشسته بدون اینکه بایستد به ركوع برود، نمازش باطل است. بنابر این قیام متّصل به رکوع به معنای مکث و درنگ قبل از رکوع نیست.

3. ذکر رکوع

مسأله ۱۲۲۰. نمازگزار واجب است در ركوع، ذكر بگوید و بهتر آن است كه در حال اختیار، در ركوع، سه مرتبه «سُبْحانَ اللهِ‏ِ» یا یک مرتبه «سُبْحانَ رَبِّیَ الْعَظیمِ وَبِحَمْدِهِ[۸]» بگوید، هرچند گفتن هر ذكری كه در آن تعظیم و تمجید خداوند متعال باشد، کافی است؛ ولی بنابر احتیاط واجب، باید به همین مقدار باشد، مثلاً سه مرتبه «الْحَمْدُلِلّهِ» یا سه مرتبه «اللهُ أَكْبَرُ» بگوید و امّا گفتن سایر ذکرها از قبیل استغفار، صلوات، دعاء و طلب حاجت برای خویش یا مؤمنین از خداوند متعال به عنوان ذكر واجب ركوع، كافی نیست و كسی كه نمی‌‌تواند «سُبْحانَ رَبِّیَ الْعَظیمِ» را خوب ادا كند باید ذكری دیگر مانند سه بار «سُبْحانَ اللهِ» را بگوید و در تنگی وقت یا حال ناچاری و اضطرار، گفتن یک «سبحان الله» کافی است.

مسأله ۱۲۲۱. در ذكر واجب ركوع شرط است: الف. موالات را رعایت نموده و آن را به دنبال هم بگوید. ب. آن را به عربی صحیح بگوید یعنی مخارج حروف و حرکات را در هنگام تلفّظ رعایت كند.

4. استقرار و آرامش بدن

مسأله ۱۲۲۲. در حال ركوع باید بدن نمازگزار، مستقرّ و آرام باشد و نباید بدن خود را به اختیار، طوری حركت دهد كه از حال آرام بودن و استقرار خارج شود؛ حتّی بنابر احتیاط واجب، زمانی كه مشغول به ذكر واجب نیست و اگر عمداً این استقرار را رعایت نكند، نماز، بنابر احتیاط واجب، باطل است؛ حتّی اگر ذكر را در حال استقرار دوباره بگوید.

مسأله ۱۲۲۳. اگر در حال ركوع بی‌اختیار حركت كند كه بدن از حال آرام بودن خارج شود، احتیاط واجب است كه در این حال سكوت نموده و ذكر ركوع را نگوید و اگر سهواً یا بدون اختیار در این حال ذكر ركوع را بگوید، ذكر صحیح است؛ هرچند بهتر این است كه بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذكر را بگوید؛ ولی اگر كمی حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود یا انگشتان را در حال ذكر حركت دهد، ضرری ندارد.

مسأله ۱۲۲۴. مکث به مقدار گفتن ذکر واجب در رکوع و استقرار و آرامش بدن در حال گفتن ذکرِ واجب، لازم است؛ بنابراین اگر پیش از آنكه به مقدار ركوع خم شود و به حدّ رکوع برسد یا بعد از رسیدن به حدّ رکوع و قبل از آنکه بدن آرام گیرد، عمداً ذكر واجب ركوع را بگوید، نمازش باطل است؛ مگر اینكه دوباره ذكر را در حال استقرار در ركوع بگوید و اگر سهواً و از روی فراموشی ذکر را در حال عدم استقرار، بعد از رسیدن به حدّ رکوع گفته باشد، لازم نیست آن را دوباره بگوید؛ هر‌چند احتیاط مستحب است آن را در حال استقرار دوباره بگوید.

مسأله ۱۲۲۵. اگر پیش از تمام شدن ذكر واجب، عمداً سر از ركوع بر دارد، نمازش باطل است؛ حتّی در صورتی که از حدّ رکوع خارج نشده باشد و ذکر رکوع را دوباره بگوید، باز هم به دلیل ترک عمدی استقرار لازم در رکوع بنابر احتیاط واجب نمازش باطل است و اگر سهواً قبل از تمام شدن ذكر واجب سر بر دارد نمازش صحیح است.

مسأله ۱۲۲۶. اگر به سبب بیماری و مانند آن، نتواند در ركوع آرام بگیرد، نمازش صحیح است؛ ولی باید پیش از آنكه از حدّ ركوع خارج شود، ذكر واجب را بگوید و چنانچه نتواند به مقدار ذكرواجب - هرچند یک «سُبْحانَ اللهِ» و هرچند بدون آرامش - در حدّ ركوع بماند، واجب نیست ذکر را بگوید ولی احتیاط مستحب آن است كه ذكر را بگوید، هرچند بقیه آن را در حال برخاستن به قصد قربت مطلقه بگوید (یعنی خصوص ذکر واجب نماز رانیت نکند بلکه به این قصد که این ذکر به طور کلّی مطلوب ودارای ثواب است بگوید) و یا اینكه قبل از رسیدن به حدّ رکوع به قصد قربت مطلقه شروع كند.

5. قیام بعد از رکوع

مسأله ۱۲۲۷. بعد از تمام شدن ذكر ركوع، واجب است راست بایستد و بنابر احتیاط واجب، بعد از آنكه بدن آرام گرفت، به سجده برود و اگر عمداً پیش از ایستادن به سجده رود، نمازش باطل است و همچنین، چنانچه بعد از تمام شدن ذكر ركوع بایستد ولی عمداً پیش از آرام گرفتن بدن به سجده برود، بنابر احتیاط واجب، نمازش باطل است.

 احکام دیگر رکوع


مسأله ۱۲۲۸. هر گاه نتواند به اندازه ركوع خم شود، باید به چیزی تكیه دهد و از حال ایستاده ركوع كند و اگر موقعی هم كه تكیه داده نتواند به طور معمول ركوع كند، باید به اندازه‏ای كه عرفاً به آن ركوع گفته می‌شود، خم شود و اگر به این مقدار نیز نتواند خم شود، باید برای ركوع در حال ایستاده با سر اشاره نماید و اگر به طور کلّی از ایستادن در نماز عاجز باشد، باید رکوع را نشسته انجام دهد.

مسأله ۱۲۲۹. كسی كه نمی‌‌تواند ایستاده ركوع كند ولی برای ركوع می‌‌تواند در حالی‌‌كه نشسته‌ است‌ خم‌ شود، باید ایستاده نماز بخواند و برای ‌ركوع با سر اشاره ‌نماید و احتیاط مستحب آن است كه نماز دیگری هم بخواند و موقع ركوع آن بنشیند و برای ركوع خم شود.

مسأله ۱۲۳۰. كسی كه برای ركوع باید با سر اشاره كند، اگر نتواند با سر اشاره كند، باید به نیّت ركوع چشم‌‌ها را بر هم بگذارد و ذكر آن را بگوید و به نیّت برخاستن از ركوع، چشم‌‌ها را باز‌كند و اگر از این هم ناتوان است، باید در قلب خود نیّت ركوع كند و بنابر احتیاط واجب، با دست خود یا مانند آن برای ركوع اشاره كند و ذكر آن را بگوید و در این صورت آخر، اگر نمازگزار می‌تواند در حال نشسته رکوع را با اشاره با سر انجام دهد، باید بنابر احتیاط واجب، نماز را هم ایستاده (كه ركوع آن با نیّت در قلب و همراه با اشاره دست و امثال آن باشد) بخواند و هم نشسته (كه ركوع آن با اشاره به سر انجام ‌شود) بجا آورد.

مسأله ۱۲۳۱. اگر ركوع را فراموش‌كند و پیش از آنكه به سجده برسد یادش بیاید، باید بایستد و بعد به ركوع برود و چنانچه بدون ایستادن در همان حالت خمیدگی به ركوع برود، کافی نیست.

مسأله ۱۲۳۲. اگر بعد از آنكه پیشانی به زمین رسید، یادش بیاید كه ركوع نكرده لازم است برگردد و ركوع را بعد از ایستادن به جا آورد و در صورتی كه در سجده دوم (پس از آنکه سر بر مهر گذاشت) یادش بیاید، نمازش، بنابر احتیاط لازم، باطل است.

مستحبّات رکوع


مسأله ۱۲۳۳. فقهاء رضوان الله تعالی علیهم، مستحبّات زیادی را برای رکوع بیان کرده‌‌اند از جمله اینکه:

1. قبل از رفتن به ركوع در حالی كه راست ایستاده، تكبیر بگوید.

2. در ركوع، مرد زانوها را به عقب بدهد به گونه‌‌ای که پاها صاف شود و پشتش را صاف نگهدارد و كف دست خود را روی زانوها بگذارد، انگشتان دست را باز كند به نحوی كه كاسه زانو را در برگیرد و مستحب است در ركوع، زن‌‌ دست‌ها را بالای زانو بگذارد و زانوها را به عقب ندهد و پشتِ خود را خیلی خم نكند و كمانی نسازد كه نشیمنگاهش ظاهر شود.

3. گردن را بكشد و مساوی پشت نگهدارد.

4. بین دو قدم را نگاه كند.

5. ذكر ركوع را تكرار کند و آن را به عدد فرد ختم نماید.

6. قبل از ذكر یا بعد از آن، صلوات بفرستد.

7. بعد از آنكه از ركوع برخاست و راست ایستاد، در حال آرامی بدن بگوید:«سَمِعَ اللهُ‏ُ لِمَنْ حَمِدَهُ».

7. سجده


مسأله ۱۲۳۴. نمازگزار باید در هر ركعت از نمازهای واجب و مستحب، بعد از ركوع، دو سجده انجام دهد و سجده این طور محقّق می‌شود كه پیشانی را به قصد خضوع در پیشگاه خداوند متعال، به شکل مخصوص بر زمین بگذارد و واجبات و احکام سجده در مسائل زیر ذکر می‌شود.

واجبات سجده


1.
قرار دادن قسمتهای هفت‌گانه بر زمین

مسأله ۱۲۳۵. در حال سجده در نماز، واجب است نمازگزار علاوه بر گذاشتن پیشانی، كف دو دست و دو زانو و دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد. منظور از پیشانی در مورد سجده، بنابر احتیاط واجب، وسط آن است و آن، شبیه مستطیلی است كه از كشیدن دو خط فرضی بین ابتدای دو ابرو[۹] در وسط پیشانی تا محلّ روییدن موی سر به دست می‌آید.

مسأله ۱۲۳۶. در سجده واجب نیست تمام پیشانی (منظور از پیشانی در مسأله قبل گذشت) را بر زمین یا مهر یا شیء دیگری که سجده بر آن صحیح است بگذارد؛ بلکه اگر مقداری از پیشانی را بر زمین یا مهر یا شیء دیگری که سجده بر آن صحیح است، بگذارد که عرفاً صدق سجده نماید، کافی است هرچند به اندازه یک بند انگشت یا کمتر از آن باشد.

مسأله ۱۲۳۷. در سجده باید دو كف دست (که شامل انگشتان هم می‌شود) را بر زمین بگذارد و بنابر احتیاط واجب، در صورت امكان همه كف دست را بر زمین بگذارد ولی در حال ناچاری و اضطرار پشت دست هم مانعی ندارد و اگر پشت دست هم ممكن نباشد، بنابر احتیاط واجب، باید مچ دست را بر زمین بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند، تا آرنج هر جا را كه می‌‌تواند بر زمین بگذارد و اگر آن هم ممكن نیست، گذاشتن بازو كافی است.

مسأله ۱۲۳۸. در سجده باید دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد، ولی لازم نیست سرِ دو انگشت بزرگ را بر زمین بگذارد؛ بلكه گذاشتن پشت یا روی دو انگشت بزرگ نیز کافی است.

مسأله ۱۲۳۹. اگر نمازگزار علاوه بر گذاشتن دو انگشت بزرگ پا بر زمین، سایر انگشت‌ها را هم بر زمین بگذارد، اشکال ندارد؛ امّا چنانچه انگشت بزرگ پا را بر زمین نگذارد و انگشت‌های دیگر پا یا روی پا را بر زمین بگذارد یا به دلیل بلند بودن ناخن، شَست به زمین نرسد، نماز باطل است و كسی كه به علّت ندانستن مسأله نمازهای خود را این طور خوانده، چنانچه در فراگیری مسأله كوتاهی كرده و مقصّر بوده باید دوباره بخواند و اگر در فراگیری مسأله كوتاهی از او سر نزده و جاهل قاصر بوده نمازهایی که خوانده صحیح است.

مسأله ۱۲۴۰. كسی كه مقداری از انگشت شست پایش قطع شده است، باید بقیه آن را بر زمین بگذارد و اگر چیزی از آن نمانده، یا اگر مانده خیلی كوتاه است كه نمی‌‌توان آن را به هیچ وجه بر زمین یا چیز دیگری گذاشت، بنابر احتیاط واجب، باید بقیه انگشتان را بگذارد و اگر هیچ انگشتی در پاهایش وجود ندارد، هر مقداری كه از پا باقی مانده بر زمین بگذارد، کافی است.

مسأله ۱۲۴۱. كسی كه می‌‌تواند پیشانی را به زمین بگذارد، اگر آن را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد، سجده نكرده است؛ هرچند جاهای دیگر به زمین برسد ولی اگر پیشانی را به زمین بگذارد و سهواً جاهای دیگر را به زمین نرساند، یا سهواً ذكر نگوید، سجده صحیح است.

مسأله ۱۲۴۲. اگر به طور غیر معمول سجده كند، مثلاً سینه و شكم را بر زمین بچسباند یا پاها را مقداری دراز كند، چنانچه بگویند سجده كرده، نمازش صحیح است؛ ولی اگر بگویند دراز كشیده و سجده صدق ننماید، نماز او باطل است.

2. ذکر سجده

مسأله ۱۲۴۳. نمازگزار واجب است در سجده، ذكر بگوید و بهتر آن است كه در حال اختیار در سجده، سه مرتبه «سُبْحانَ اللهِ‏ِ» یا یک مرتبه «سُبْحانَ رَبِّیَ الْأَعْلیٰ وَبِحَمْدِهِ[۱۰]» بگوید هرچند گفتن هر ذكری كه در آن تعظیم و تمجید خداوند متعال باشد، کافی است ولی بنابر احتیاط واجب، باید به همین مقدار باشد؛ مثلاً سه مرتبه «الْحَمْدُ ‌لِلّهِ» یا سه مرتبه «اللهُ أَكْبَرُ» بگوید و امّا گفتن سایر ذکرها، از قبیل استغفار، صلوات، دعاء و طلب حاجت برای خویش یا مؤمنین از خداوند متعال، به عنوان ذكر واجب سجده كافی نیست و كسی كه نمی‌‌تواند «سُبْحانَ رَبِّیَ الْأَعْلیٰ» را خوب ادا كند باید ذكری دیگر مانند سه بار «سُبْحانَ اللهِ» را بگوید.

مسأله ۱۲۴۴. در ذكر واجب سجده شرط است: الف. موالات را رعایت نموده و آن را به دنبال هم بگوید ب. آن را به عربی صحیح بگوید؛ یعنی مخارج حروف و حرکات در هنگام تلفّظ رعایت شود.

مسأله ۱۲۴۵. در وقت کم و در حال ناچاری و اضطرار، گفتن یک «سُبْحانَ اللهِ‏ِ» در سجده كافی است.

3و4. نشستن بین دو سجده و بنابر احتیاط واجب نشستن بعد از سجده دوم

مسأله ۱۲۴۶. بعد از تمام شدن ذكر سجده اول، واجب است راست بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.

مسأله ۱۲۴۷. در ركعت اول و ركعت سومی كه تشهّد ندارد، مثل ركعت سوم نماز ظهر و عصر و عشا، احتیاط واجب آن است كه بعد از سجده دوم، قدری بی حركت بنشیند و بعد برخیزد كه آن را جلسه استراحت می‌‌نامند.

5. استقرار و آرامش بدن

مسأله ۱۲۴۸. بدن نمازگزار در حال سجود باید آرام باشد و نباید بدن خود را، به اختیار طوری حركت دهد كه از حال آرام بودن خارج شود؛ حتّی بنابر احتیاط واجب زمانی که مشغول ذکر واجب نیست.

مسأله ۱۲۴۹. مکث به مقدار گفتن ذکر واجب در سجده و آرامش بدن در حال گفتن ذکرِ واجب لازم است؛ بنابراین اگر پیش از آنكه پیشانی به زمین برسد و بدن آرام بگیرد، عمداً بدون عذر ذكر سجده را بگوید، نماز باطل است مگر اینكه ذكر را دوباره در حال آرامش بگوید و اگر پیش از تمام شدن ذكر واجب عمداً سر از سجده بر دارد، نماز باطل می‌‌شود. ولی در هر دو مورد چنانچه به علّت ندانستن مسأله این طور عمل کرده باشد، در صورتی که جاهل قاصر باشد نمازش صحیح است.

مسأله ۱۲۵۰. اگر پیش از آنكه پیشانی به زمین برسد، سهواً ذكر سجده را بگوید و پیش از آنكه سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه كرده است، باید دوباره ذكر را در حال استقرار و آرامش بگوید ولی اگر پیشانی به زمین رسیده باشد و سهواً پیش از آرامش، ذكر را بگوید، تكرار آن در حال استقرار لازم نیست؛ هرچند مطابق با احتیاط مستحب است.

مسأله ۱۲۵۱. اگر در حال سجده هرچند مشغول گفتن ذكر نباشد، یكی از هفت عضو را به جز پیشانی، عمداً بدون عذر از زمین بردارد، چنانچه با استقراری كه در سجده لازم است (و در مسأله ۱۲۴۸ ذکر شد) سازگار نباشد، نمازش، بنابر احتیاط واجب، باطل می‌شود و حكم برداشتن پیشانی، از مسأله (1249) معلوم می‌شود.

مسأله ۱۲۵۲. اگر روی تشک پر یا ابر یا مانند آن سجده كند، در صورتی كه بدن روی آن آرام نگیرد، سجده باطل است؛ بلكه اگر پس از آنكه پیشانی را روی آن برای سجده قرار داد، پیشانی به سمت پایین حركت كند سپس ثابت شود و ذكر را بگوید، باز هم اشكال دارد و احتیاط واجب ترک این كار است؛ مگر آنكه مقدار حركت بسیار اندک باشد، یا این كار سهوی انجام شده باشد. بنابر این سجده بر مهرهایی كه تعداد سجده‌ها و ركعات نماز را نشان می‌دهد و وقتی سر روی آن قرار می‌‌گیرد، اندكی در حدود (‌2‌یا‌3‌) میلیمتر پایین می‌‌رود؛ سپس سر ثابت شده و نمازگزار ذكر را می‌‌گوید، اشكال ندارد.

6. هم‌سطح بودن پیشانی نسبت به انگشتان شست و دو زانو

مسأله ۱۲۵۳. جای پیشانی نمازگزار باید از جای زانوها و سر انگشتان پای او بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا پایین‏تر نباشد؛ بلكه احتیاط واجب آن است كه جای پیشانی او از جای ایستادنش نیز بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا پایین‏تر نباشد.

مسأله ۱۲۵۴. در زمین شیب‌‌دار هرچند كه شیب آن درست معلوم نباشد، اگر جای پیشانی نمازگزار از جای زانوها و انگشتان پای او بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا پایین‏تر باشد، بنابر احتیاط واجب نمازش صحیح نیست. همچنین است حکم اگر جای پیشانی او از جای ایستادنش، بیش از چهار انگشت بسته، اختلاف سطح داشته باشد.

مسأله ۱۲۵۵. اگر پیشانی را اشتباهاً بر چیزی بگذارد كه از جای زانوها و انگشت‌های پای او بیش از چهار انگشت بسته بلندتر باشد، چنانچه بلندی آن به قدری است كه نمی‌گویند در حال سجده است، باید سر را بر دارد و به شیئی كه بلندی آن بیش از چهار انگشت بسته نیست، بگذارد و اگر بلندی آن به قدری است كه می‌گویند در حال سجده است، چنانچه پس از انجام ذكر واجب متوجّه شود، می‌‌تواند سر از سجده بر دارد و نماز را تمام كند و دوباره خواندن آن لازم نیست و اگر قبل از انجام ذكر واجب متوجّه شود، باید پیشانی را از روی آن بر روی شیئی كه بلندی آن به اندازه چهار انگشت بسته یا كمتر است بكشد و ذكر واجب را به جا آورد و در این حال، برداشتن پیشانی جایز نیست و اگر كشیدن پیشانی ممكن نباشد، می‌‌تواند ذكر واجب را در همان حال به جا آورد و نماز را تمام كند و لازم نیست نماز را دوباره بخواند؛ هرچند وقت وسعت داشته باشد.

7. گذاشتن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح است

مسأله ۱۲۵۶. نمازگزار واجب است پیشانی را بر چیزی قرار دهد که سجده بر آن شرعاً صحیح است؛ و نیز اگر نتواند با پیشانی سجده نماید و وظیفه‌اش سجده با قسمت‌های دیگر صورت مثل جبین یا چانه باشد (که حکمش بعداً ذکر می‌شود) باید آن قسمت‌ را بر چیزی که سجده بر آن صحیح است، قرار دهد؛ امّا سایر مواضع سجده یعنی کف دو دست، دو زانو، دو انگشت بزرگ پا هرچند باید بر زمین گذاشته شود، امّا لازم نیست بر چیزی گذاشته شود که سجده بر آن صحیح است. همچنین تماس مستقیم آنها با زمین لازم نیست؛ بنابراین فردی که دستکش در دست یا جوراب به پا دارد، می‌تواند با همان حال سجده نماید و همین قدر که عرفاً دو دست یا دو انگشت بزرگ پایش روی زمین باشد، کافی است.

شرایط چیزی که سجده بر آن صحیح است


مسأله ۱۲۵۷. چیزی که بر آن سجده انجام می‌شود دارای شرایطی است که در مسائل بعد به ذکر آن پرداخته می‌شود.

شرط اول و دوم: پاک باشد و بنابر احتیاط واجب غصبی نباشد

مسأله ۱۲۵۸.  مهر یا چیز دیگری که فرد بر آن سجده می‌كند به مقداری كه سجده بر آن صحیح است، باید پاک باشد؛ ولی اگر مثلاً مهر پاک را روی فرش نجس بگذارد، یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانی را به طرف پاک آن بگذارد، یا قسمتی از روی مهر، پاک باشد و قسمتی، نجس باشد، چنانچه پیشانی را بر قسمت پاک بگذارد، اشكال ندارد.

مسأله ۱۲۵۹. مهر یا چیز دیگری که فرد بر آن سجده انجام می‌دهد بنابر احتیاط واجب باید مباح بوده و غصبی نباشد؛ بنابراین اگر نمازگزار عمداً بر مهر غصبی سجده نماید معصیت کرده و بنابر احتیاط واجب نمازش باطل است.

شرط سوّم: از اشیائی باشد که پیشانی بر آن ثابت شود

مسأله ۱۲۶۰. لازم است چیزی که سجده بر آن انجام می‌شود، شیئی باشد كه پیشانی بر آن مستقرّ و ثابت شود؛ پس سجده بر گِل رقیق و خاک نرم و سستی كه پیشانی روی آن آرام نمی‌گیرد، صحیح نیست و اگر پس از آنکه پیشانی، قدری به طرف پایین حرکت کرد، ثابت شود، حکم آن در مسأله (1252) ذکرشد و اگر فرد شیء دیگری غیر از گِلی كه پیشانی بر آن ثابت نمی‌شود، نداشته باشد، باید پیشانی خود را بر همان بگذارد و سنگینی خود را بر آن نیندازد.

شرط چهارم: مساحت آن به اندازه‌ای باشد که عرفاً سجده صدق کند

مسأله ۱۲۶۱. مهر یا چیز‌ دیگری که‌ پیشانی بر روی آن‌ برای سجده گذاشته‌ می‌شود،‌ همان طور که گذشت باید به اندازه‌ای باشد که عرفاً صدق سجده نماید؛ هرچند این مقدار، به اندازه یک بند انگشت یا کمتر از آن باشد.

مسأله ۱۲۶۲. لازم نیست مقداری که در مسأله قبل ذکر شد، در یک جا جمع باشد و پراکنده بودن آن اشکالی ندارد. بنابر این سجده بر دانه‌‌های تسبیح که از هم جداست، جایز می‌‌باشد؛ به شرط آنکه مجموع آنچه پیشانی بر روی آن قرار می‌‌گیرد، طوری باشد که عرفاً بگویند سجده با پیشانی انجام گرفته است.

مسأله ۱۲۶۳. باید بین پیشانی و آنچه بر آن سجده صحیح است، چیز دیگری فاصله نباشد، پس اگر مهر چرک باشد یا موهای سر فرد و یا چادر یا مقنعه و یا چیزهای دیگر روی پیشانی را گرفته باشد، به گونه‌ای که مانع به حساب آید و نگذارد پوست پیشانی، به مقدار واجب سجده، به طور مستقیم با شیئی که بر آن سجده انجام می‌شود، تماس پیدا کند، در این صورت سجده با وجود آن باطل است و باید مانع قبل از انجام سجده برطرف شود؛ ولی اگر مثلاً رنگ مهر تغییر كرده باشد اشكال ندارد.

مسأله ۱۲۶۴. اگر در سجده اول، مهر به پیشانی بچسبد، باید برای سجده دوم مهر را بر دارد سپس بر آن سجده نماید و همین‌طور در صورتی که مقداری از آنچه سجده بر آن صحیح است در سجده اوّل به پیشانی بچسبد - به گونه‌ای که مانع حساب شود و نگذارد پوست پیشانی، به مقدار واجب سجده، به طور مستقیم با چیزی که بر آن سجده انجام می‌شود تماس پیدا کند - فرد باید برای سجده بعد آن را برطرف كند.

شرط پنجم: جنس محلّ سجده رعایت شود

مسأله ۱۲۶۵. هنگام سجده باید پیشانی را بر زمین مثل خاک، سنگ، شن وماسه و اشیاء غیر خوراکی و پوشاکی انسان که از زمین می‌روید مانند چوب و برگ درختان قرار داد؛سجده بر چیزهایی که خوراکی انسان حساب می‌شود و خام یا پخته آن را می‌خورند مثل گندم، سبزیجات و میوه‌ها - چه از زمین بروید یا از جای دیگر تهیه شود - و نیز چیزهایی که پوشاک انسان حساب می‌شود، یعنی چیزی که معمولاً پوشیده می‌شود - مثل انواع لباس - یا چیزهایی که پوشش از آن تهیه می‌شود هرچند هنوز ریسیده و بافته نشده باشد - مثل پنبه، نخ و پارچه - صحیح نیست.

مسأله ۱۲۶۶. سجده بر آنچه كه از اجزای زمین شمرده نمی‌‌شود مانند شیشه، پلاستیک، طلا، نقره، نیکل، مس، آهن و سایر فلزّات و آنچه از فلز یا شیشه یا مواد پلاستیکی ساخته شده است و امثال اینها صحیح نیست ولی قیر و زِفْت (نوع پستی از قیر) در موقع ناچاری بر اشیاء دیگری كه سجود بر آنها صحیح نیست، مقدّم می‌باشند.

مسأله ۱۲۶۷. سجده كردن بر برگ درخت انگور در زمانی كه لطیف است و خوردن آن معمول می‌باشد، جایز نیست و در غیر این صورت، سجده كردن بر آن اشكال ندارد و نیز سجده بر چیزهایی كه از زمین می‌روید و خوراک حیوانات است مثل علف و كاه و یونجه، صحیح است.

مسأله ۱۲۶۸. سجده بر گُل‌‌هایی كه خوراكی نیستند مثل گل رُز، مریم، شمعدانی و مانند آن صحیح است بلكه سجده بر داروهای خوراكی كه از زمین می‌روید و آن را دَم كرده یا می‌جوشانند و آب آن را می‌نوشند، مانند گل بنفشه و گل گاو زبان یا ختمی نیز صحیح است.

مسأله ۱۲۶۹. گیاهی كه خوردن آن در بعضی از شهرها معمول است و در شهرهای دیگر معمول نیست، چنانچه در نزد مردم شهرهایی که خوردن آن گیاه به دلایلی معمول نیست هم، آن گیاه خوردنی به حساب می‌آید، سجده بر آن گیاه، صحیح نیست و نیز سجده بر میوه نارس، بنابر احتیاط واجب، صحیح نمی‌‌باشد.

مسأله ۱۲۷۰. سجده بر گردو، بادام، فندق، پسته و هسته زردآلو صحیح نیست و سجده بر پوست آنها بعد از جدایی از مغز، جایز است؛ همچنین سجده بر هسته خرما جایز می‌باشد.

مسأله ۱۲۷۱. سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ بلکه گچ و آهک پخته و نیز گل پخته و آجر و کوزه گلی صحیح است.

مسأله ۱۲۷۲. سجده بر سنگ‌‌های طبیعی قیمتی مثل عقیق، فیروزه و مانند آن اشكال ندارد. همچنین سجده بر انواع مختلف سنگ، أعمّ از زینتی و غیر زینتی، مانند سنگ مرمر، سنگ‌های سفید و سیاه یا سرخ یا دارای رنگ‌های دیگر صحیح است.

مسأله ۱۲۷۳. اگر كاغذ را از چیزی كه سجده بر آن صحیح است مانند چوب و كاه، ساخته باشند، می‌توان بر آن سجده كرد و همچنین اگر از پنبه یا كتان ساخته شده باشد[۱۱] ولی اگر از حریر (ابریشم) و مانند اینها ساخته شده باشد، سجده بر آن صحیح نیست و امّا دستمال كاغذی فقط در صورتی می‌‌توان بر آن سجده كرد كه معلوم باشد از شیئی ساخته شده كه سجده به آن صحیح است.

مسأله ۱۲۷۴. اگر چیزی ندارد كه سجده بر آن صحیح باشد یا اگر دارد به علّت سرما یا گرمای زیاد و مانند اینها نمی‌‌تواند بر آن سجده كند، سجده بر قیر و زِفْت مقدّم بر سجده بر غیر آنهاست؛ ولی اگر سجده بر آنها ممكن نباشد، باید بر لباسش یا هر شیء دیگر كه در حال اختیار سجده بر آن جایز نیست، سجده نماید ولی احتیاط مستحب آن است كه تا سجده بر لباسش ممكن است، بر چیز دیگر سجده نكند.

مسأله ۱۲۷۵. برای سجده بهتر از هر چیز، تربت حضرت سید الشهداء(علیه‌السلام) می‌باشد و بعد از آن خاک و بعد از خاک، سنگ و بعد از سنگ، گیاه است.

احکام دیگر سجده


مسأله ۱۲۷۶. اگر در بین نماز، چیزی كه نمازگزار بر آن سجده می‌كند، گم شود و چیز دیگری كه سجده بر آن صحیح است، نداشته باشد، در تنگی وقت باید به ترتیبی كه در مسأله‌ (1274) گفته شد عمل نماید؛ بلکه اگر وقت وسعت داشته باشد، باز هم وظیفه‌اش آن است که به ترتیبی كه در مسأله (1274) گفته شد عمل نموده و نماز را تمام كند و در این مورد، بنابر احتیاط واجب، نمی‌‌تواند نماز را بشکند و نیمه تمام رها نماید.

امّا اگر شیئی كه سجده بر آن صحیح است در اطراف او باشد و می‌تواند ذكر را قطع كرده و بدون آنكه روی خود را از قبله برگرداند، راه رفته و آن را بردارد، لازم است این كار را انجام دهد؛ به شرط آن كه این راه رفتن و حركت به اندازه‌‌ای زیاد نباشد كه صورت نماز را از بین ببرد و دیگر به آن نماز، صدق نکند.

مسأله ۱۲۷۷. هر گاه در حال سجده بفهمد سهواً پیشانی را بر چیزی گذاشته كه سجده بر آن باطل است، چنانچه پس از به جا آوردن ذكر واجب متوجّه شود می‌‌تواند سر از سجده بر دارد و نمازش را ادامه دهد و اگر قبل از به جا آوردن ذكر واجب متوجّه شود، باید پیشانی خود را به چیزی كه سجده بر آن صحیح است بكِشد و ذكر واجب را به جا آورد و برداشتن پیشانی جایز نیست؛ ولی اگر كشیدن پیشانی ممكن نباشد می‌‌تواند ذكر واجب را در همان حال به جا آورد و نمازش در هر دو صورت صحیح است.

مسأله ۱۲۷۸. اگر بعد از سجده بفهمد سهواً پیشانی را روی شیئی گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اشكال ندارد.

مسأله ۱۲۷۹. جایی كه انسان باید تقیه كند، می‌‌تواند بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود یا نماز را به تأخیر بیندازد ولی اگر بتواند در همان مكان بر حصیر یا چیزی كه سجده بر آن صحیح می‌باشد، طوری سجده كند كه مخالفت تقیه نكرده باشد، نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید.

مسأله ۱۲۸۰. اگر نمازگزار عمداً یک سجده را كم یا زیاد كند، نمازش باطل می‌شود و اگر نمازگزار سهواً یک سجده را اضافه كند، نمازش باطل نمی‌شود و احتیاط مستحب است که برای سجده اضافی، سجده سهو به جا آورد و چنانچه نمازگزار سهواً یک سجده را کم كند، نمازش باطل نمی‏شود و این صورت، تفصیلی دارد که حكم آن در مسائل (1410 تا 1412) خواهد آمد.

مسأله ۱۲۸۱. دو سجده روی هم یک ركن است و اگر كسی در نماز واجب، هرچند از روی فراموشی یا ندانستن مسأله، در یک ركعت هر دو را ترک كند، نمازش باطل است و همچنین است بنابر احتیاط لازم، اگر دو سجده را در یک ركعت از روی فراموشی یا جهل قصوری اضافه كند. (جهل قصوری این است كه جاهل در جهل خود معذور باشد).

مسأله ۱۲۸۲. اگر پیشانی بی‌‌اختیار از جای سجده بلند شود، چنانچه ممكن باشد باید نگذارد دوباره به جای سجده برسد و این یک سجده حساب می‌شود، چه ذكر سجده را گفته باشد یا نه و اگر نتواند سر را نگهدارد و بی‌‌‌‌اختیار دوباره به جای سجده برگردد، سجده نماز همان سجده‌‌ای است که در مرتبه اول انجام داده و برگشتن بی‌اختیار، جزء سجده نیست؛ ولی اگر ذكر نگفته باشد، احتیاط مستحب است كه آن را بگوید؛ ولی نه به قصد اینكه جزء نماز است، بلکه آن را به قصد قربت مطلقه بگوید.

مسأله ۱۲۸۳. اگر در پیشانی (به معنایی که در مسأله ۱۲۳۵ ذکر شد) دمل یا زخم و مانند آن باشد كه نتواند آن را،هرچند بدون فشار، بر زمین بگذارد، چنانچه آن دمل مثلاً همه پیشانی را فرا نگرفته باشد، باید با جای سالم پیشانی سجده كند و اگر برای سجده كردن با جای سالم پیشانی لازم باشد زمین را گود كند و دمل را در گودال و جای سالم را به مقداری كه برای سجده كافی باشد بر زمین بگذارد، باید این كار را انجام دهد.

مسأله ۱۲۸۴. اگر دمل یا زخم تمام پیشانی (به معنایی که در‌ مسأله ۱۲۳۵ گذشت) را فرا‌گرفته باشد، بنابر احتیاط واجب، باید بقیه پیشانی (دو طرف باقیمانده از پیشانی یا یكی از دو طرف آن) را هرطور كه می‌‌تواند بر زمین بگذارد و اگر نتواند قسمت باقیمانده پیشانی را بر زمین بگذارد، احتیاط لازم آن است كه در صورت امكان، به چانه سجده كند و اگر نمی‌‌تواند به چانه سجده كند، به یكی از دو طرف پیشانی كه آن را جَبین یا شقیقه می‌نامند، سجده نماید و اگر این كار را هم نتواند انجام دهد، به یک قسمت از اجزای دیگر صورت سجده كند و اگر سجده كردن با صورت، به هیچ وجه - هرچند با معالجه - ممكن نباشد، باید برای سجده با سر یا چشمش با توضیحی كه در مسأله (1286) می‌‌آید اشاره كند.

مسأله ۱۲۸۵. كسی كه می‌‌تواند بنشیند ولی نمی‌‌تواند پیشانی را بر زمین برساند، اگر بتواند به قدری خم شود كه عرفاً سجده بر آن صدق كند، باید به آن مقدار خم شود و مهر یا چیز دیگری را كه سجده بر آن صحیح است، روی مکان بلندی گذاشته و پیشانی را بر آن بگذارد؛ ولی باید كف دست‌‌ها و زانوها و انگشتان پا را در صورت امكان به طور معمول بر زمین بگذارد و اگر در این صورت، مکان بلندی نباشد كه مهر یا شیء دیگری كه سجده بر آن صحیح است را روی آن قرار دهد و كسی هم نباشد كه مثلاً مهر را بلند كند و بگیرد تا آن شخص بر آن سجده نماید، باید مهر یا شیء دیگر را با دست بلند كرده و بر آن سجده نماید.

مسأله ۱۲۸۶. كسی كه به هیچ وجه نمی‌‌تواند سجده نماید، یا آنکه می‌‌تواند مقداری خم شود، ولی بر آن مقدار، عرفاً سجده صدق نکند، باید برای سجده با سر اشاره كند و اگر نتواند، باید با چشم‌‌ها اشاره نماید و اگر با چشم‌‌ها هم نمی‌‌تواند اشاره كند، باید در قلب نیّت سجده كند و بنابر احتیاط لازم، با دست و مانند آن برای سجده اشاره كند و ذكر واجب را بگوید.

مسأله ۱۲۸۷. اگر انسان ناچار شود كه در زمینی که در آن گِل است، نماز بخواند، چنانچه آلوده شدن بدن و لباس برای او سختی فوق العاده ندارد، باید سجده و تشهّد را به طور معمول به جا آورد و اگر سختی فوق العاده دارد، در حالی كه ایستاده، برای سجده با سر اشاره كند و تشهّد را ایستاده بخواند و نمازش صحیح است.

مسأله ۱۲۸۸. سجده كردن برای غیر خداوند متعال حرام می‌باشد و بعضی از مردم كه مقابل قبر امامان(علیهم‌السلام) پیشانی را به زمین می‌گذارند اگر برای شكر خداوند متعال باشد، ایرادی ندارد و گرنه اشکال دارد.

مستحبات و مکروهات سجده


مسأله ۱۲۸۹. در سجده چند مورد مستحب و چند مورد مکروه شمرده شده است:

1. كسی كه ایستاده نماز می‌خواند بعد از آنكه سر از ركوع برداشت و كاملاً ایستاد و همچنین، كسی كه نشسته نماز می‌خواند بعد از آنكه كاملاً نشست، برای رفتن به سجده، تكبیر بگوید.

2. موقعی كه می‌خواهد به سجده برود، مرد، اول دست‌‌ها را و زن، اول زانوها را به زمین بگذارد.

3. بینی را بر مهر یا چیزی كه سجده بر آن صحیح است بگذارد.

4. در حال سجده، انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد طوری كه سر آنها رو به قبله باشد.

5. ذكر سجده را تكرار نماید.

6. ذکر سجده را به عدد فرد، مثل سه یا پنج یا هفت مرتبه، ختم کند.

7. در سجده دعا كند و از خداوند متعال حاجت بخواهد و این دعا را بخواند: «یا خَیرَ المَسْؤُوْلینَ وَیا خَیرَ الْمُعْطینَ، ارْزُقْنیٖ وَارْزُقْ عیٖالی مِنْ فَضْلِك، فَاِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ» یعنی «ای بهترین كسی كه از او درخواست می‌كنند و ای بهترین عطا كنندگان، از فضل خودت به من و خانواده من روزی بده، پس به درستی كه تو دارای فضل بزرگی هستی».

8. سجده را طولانی كند و تسبیح و ذكر را زیاد بگوید.

9. بعد از سجده، بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر كف پای چپ بگذارد كه این نوع نشستن را تَورُّک می‌‌نامند.

10. بعد از هر سجده، وقتی نشست و بدنش آرام گرفت تكبیر بگوید.

11. بعد از سجده اول، بدنش كه آرام گرفت «اَسْتَغْفِرُ اللهَ‏َ رَبِّی وَأَتُوْبُ اِلَیهِ» بگوید.

12. در موقع نشستن، دست‌‌ها را روی ران‌‌ها بگذارد.

13. برای رفتن به سجده دوم، در حال آرامی بدن «اللهُ أَكْبَر» بگوید.

14. در سجده‏ها صلوات بفرستد.

15. مردان آرنج‌‌ها و شكم را به زمین نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنان آرنج‌‌ها و شكم را بر زمین بگذارند و اعضای بدن را به یكدیگر بچسبانند.

16. در موقع بلند شدن برای قیام رکعت بعد، دست‌‌ها را بعد از زانوها از زمین بردارد.

17. در هنگام برخاستن برای قیام رکعت بعد، بگوید: بِحَوْلِ اللهِ وَقُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَأَقْعُدُ یا بگوید: بِحَوْلِ اللهِ وَقُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَأَقْعُدُ وَأَرْکَعُ وَأَسْجُدُ.

 - قرآن خواندن در سجده و فوت کردن جای سجده برای برطرف کردن گرد و غبار، مکروه شمرده شده است. البته اگر در اثر فوت كردن، دو حرف از دهان عمداً بیرون آید، بنابر احتیاط لازم، نماز باطل است. مکروهات دیگر در کتاب‌های مفصل‌ترآمده است.

سجده واجب قرآن


پس از ذکر احکام سجده، مناسب است در این قسمت احکام سجده واجب قرآن نیز ذکر شود.

مسأله ۱۲۹۰. در هر یک از چهار سوره «وَالنَّجْمِ» و «اقْرَأْ» و «الم تَنْزیٖل» و «حٰم سَجْده» یک آیه سجده‌‌دار است[۱۲]كه اگر انسان آن را به طور کامل بخواند یا گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آیه، واجب است فوراً سجده كند و آن را سجده تلاوت می‌‌گویند و اگر فراموش كرد، باید هر وقت یادش آمد، سجده نماید و در شنیدن بدون اختیار، سجده واجب نیست؛ هرچند سجده نمودن بهتر است.

مسأله ۱۲۹۱. اگر انسان موقعی كه آیه سجده‌‌دار را گوش می‌‌دهد، خودش نیز آن را بخواند، باید دو سجده تلاوت به جا آورد.

مسأله ۱۲۹۲. سبب واجب شدن سجده تلاوت، مجموع آیه است؛ بنابراین اگر فرد تمام آیه را نخواند و تنها قسمتی از آن را بخواند، هرچند قسمتی که خوانده دارای لفظ سجود باشد، سجده تلاوت واجب نمی‌شود.

مسأله ۱۲۹۳. اگر فرد آیه سجده را غلط بخواند یا آن را از شخصی که غلط می‌خواند گوش دهد، به گونه‌ای که عرف آن را قرآنی که غلط خوانده شده به حساب آورد، باید سجده تلاوت انجام دهد.

مسأله ۱۲۹۴. سجده تلاوت با نوشتن آیه سجده یا تصوّر آن در ذهن یا نگاه به آیه سجده بدون خواندن یا گوش دادن به آن واجب نمی‌شود؛ همچنین اگر فرد تنها ترجمه آیه سجده را بخواند یا گوش دهد سجده تلاوت واجب نمی‌شود.

مسأله ۱۲۹۵. اگر شخصِ خواب یا دیوانه یا بچه‏ای كه قرآن را تشخیص نمی‌دهد، آیه سجده‌‌دار را بخواند و فرد آن را گوش دهد، سجده واجب است؛ ولی اگر از ضبط صوت یا لوح‌های فشرده (CD یا DVD) و مانندِ آن، آیه سجده‌‌دار را گوش كند، سجده واجب نیست و در پخش رادیویی یا تلویزیونی نیز اگر صدای قرآن قبلاً ضبط شده و پخش می‌‌شود، همین حكم را دارد؛ ولی اگر شخصی در ایستگاه رادیو یا تلویزیون آیه سجده‌‌دار را بخواند و به طور مستقیم پخش شود و فرد آن را گوش دهد، سجده، واجب است.

مسأله ۱۲۹۶. اگر نمازگزار در نماز واجب یكی از چهار سوره‏ای را كه آیه سجده دارد و در مسأله‌ (1290) ذکر شد، عمداً بخواند، هرچند این کار جایز می‌باشد، ولی واجب است پس از خواندن آیه سجده، سجده نماید و چنانچه سجده تلاوت را به جا آورد، نمازش بنابر احتیاط واجب، باطل می‌شود و لازم است كه آن را دوباره بخواند؛ مگر این كه سهواً سجده كند و اگر سجده تلاوت را عمداً به جا نیاورد و نماز را ادامه دهد، نمازش صحیح است هرچند به علّت ترک سجده، گناه كرده است.

مسأله ۱۲۹۷. اگر در نماز واجب، مشغول خواندن سوره‏ای شود كه سجده واجب دارد، چه عمداً خوانده باشد چه سهواً، چنانچه پیش از رسیدن به آیه سجده‌‌دار بفهمد، می‌‌تواند سوره را رها كند و سوره دیگری بخواند و اگر بعد از خواندن آیه سجده‌‌دار بفهمد، باید طوری كه در مسأله پیش ذکر شد، عمل كند.

مسأله ۱۲۹۸. گوش دادن به آیه سجده در نماز جایز است و چنانچه نمازگزار در حال نماز، آیه ‌سجده‌دار را گوش‌دهد، نمازش‌صحیح است‌ و اگر در نماز واجب باشد، بنابر احتیاط ‌واجب‌ به قصد‌ سجده‌ تلاوت‌ اشاره نماید و بعد از نماز، سجده تلاوت را به شکل معمول به جا آورد.

مسأله ۱۲۹۹. در سجده واجب قرآن چند شرط معتبر است:

1. با نیّت باشد؛ یعنی گذاشتن پیشانی بر زمین، به نیت سجده تلاوت باشد. 2. طوری باشد که اگر مردم دیدند، بگویند سجده کرد. 3. بنابر احتیاط واجب، مکان سجده تلاوت غصبی نباشد. 4. بنابر احتیاط واجب فرد پیشانی را بر مهر یا شیء دیگری كه سجده بر آن صحیح است بگذارد.

احتیاط مستحب آن است که فرد در سجده واجب قرآن سایر مواضع سجده (غیر از پیشانی) را نیز به دستوری كه در سجده نماز ذکر شد، بر زمین بگذارد. همچنین احتیاط مستحب آن است که در حال سجده، جای پیشانی فرد از جای زانوها و سر انگشتانش بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا پایین‏تر نباشد.

مسأله ۱۳۰۰. در سجده تلاوت لازم نیست فرد با وضو یا غسل یا تیمّم باشد؛ بنابراین اگر برای فرد جنب یا حائض هم موجب سجده تلاوت پیش بیاید، واجب است سجده تلاوت را به جا آورد و جایز نیست انجام آن را تأخیر بیاندازد.

مسأله ۱۳۰۱. در سجده واجب قرآن لازم نیست فرد رو به قبله باشد و عورت خود را بپوشاند یا زن، موی سر و بدنش را بپوشاند؛ همچنین لازم نیست بدن و جای پیشانی او پاک باشد و نیز سایر مواردی كه در لباس نمازگزار شرط می‌باشد، در لباس او شرط نیست.

کیفیت سجده واجب قرآن

مسأله ۱۳۰۲. هر گاه در سجده واجب قرآن، پیشانی را به قصد سجده بر زمین بگذارد هر‌چند ذكر نگوید، كافی است و گفتن ذكر واجب در سجود نماز، در سجده تلاوت مستحب است و بهتر این است كه بگوید:«لا إلهَ إلَّا اللهُ‏ُ حَقّاً حَقّاً، لا إلهَ إلَّا اللهُ‏ُ إیماناً و تَصْدیقاً، لا إلهَ إلَّا اللهُ‏ُ ‏ُعُبُوْدیَّةً وَرِقّاً، سَجَدْتُ لَكَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً، لا مُسْتَنْكِفاً وَلا مُسْتَكْبِراً، بَلْ اَنْا عَبْدٌ ذَلیلٌ ضَعیفٌ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ».

مسأله ۱۳۰۳. سجده واجب قرآن، تكبیرة الاحرام، تشهّد و سلام ندارد و مستحب است بعد از سربرداشتن از سجده تلاوت، تكبیر بگوید.

موارد مستحبّی سجده تلاوت قرآن

مسأله ۱۳۰۴. انجام سجده تلاوت در یازده مورد مستحب شمرده شده است:

 سوره‌ مبارکه اعراف، هنگام رسیدن به عبارت «وَلَهُ يَسْجُدون» (آیه 206)؛ سوره مبارکه رعد هنگام رسیدن به عبارت «بِالغُدُوِّ وَالآصالِ» (آیه 15)؛ سوره مبارکه نحل، هنگام رسیدن به عبارت «وَ یَفعَلُونَ ما یُؤمَرُونَ» (آیه 50)؛ سوره‌ مبارکه اسراء، هنگام رسیدن به عبارت «وَ یَزیدُهُم خُشُوعاً» (آیه 109)؛ سوره مبارکه مریم، هنگام رسیدن به عبارت «وَ خَرّو سُجَّداً وُ بُکِیّاً» (آیه 58)؛ سوره‌ مبارکه حج، هنگام رسیدن به عبارت «یَفعَلُ ما یَشاءُ» (آیه 18)؛ سوره‌ مبارکه حج، هنگام رسیدن به عبارت «افعَلُوا الخَیرَ» (آیه 77)؛ سوره‌ مبارکه فرقان، هنگام رسیدن به عبارت «وَزادَهُم نُفُوراً» (آیه 60)؛ سوره‌‌ مبارکه نمل، هنگام رسیدن به عبارت «رَبِّ العَرشِ العَظیمِ» (آیه 26)؛ سوره مبارکه ص، هنگام رسیدن به عبارت «وَخَرَّ راکِعاً وَأنابَ» (آیه 24) و سوره‌ مبارکه انشقاق، هنگام رسیدن به عبارت «لایَسجُدُونَ» (آیه 21).

بلكه بهتر آن است که هنگام رسیدن به هر آیه‌ای كه در آن ذکر سجود باشد، سجده تلاوت انجام دهد.

8. تشهّد


مسأله ۱۳۰۵. در ركعت دوم تمام نمازهای واجب و مستحب و ركعت سوم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا، باید انسان بعد از سجده دوم بنشیند و در حال آرام بودن بدن، تشهّد بخواند، یعنی بگوید: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلٰهَ إلَّا اللهُ‏ُ ‏ُوَحْدَهُ لا شَریٖكَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» و اگر بگوید: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلٰهَ إلَّا اللهُ‏ُ و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِه عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» نیز کافی است و در نماز وتر هم تشهّد لازم است.

مسأله ۱۳۰۶. فرد هنگام تشهّد در صورت امکان، باید هرطور که عرفاً نشستن بر آن صدق می‌کند، بنشیند و هنگام گفتن ذکر، استقرار و آرامش بدن را رعایت نماید و نیز کلمات تشهّد را به عربی صحیح و طوری که معمول است پشت سرهم و با رعایت موالات بگوید. البتّه فاصله شدن بین عبارت‌های تشهّد، به ذکرها و دعاهایی که وارد شده است اشکال ندارد.

مستحبّات تشهّد


مسأله ۱۳۰۷. چند مورد در حال تشهّد مستحب شمرده شده است:

1. بر ران چپ بنشیند و روی قدم پای راست را بر كف قدم پای چپ بگذارد كه آن را تَوَرُّک می‌نامند.

2. دست‌‌ها را بر ران‌‌ها بگذارد و انگشت‌‌ها را به یكدیگر بچسباند.

3. به دامان خود نگاه كند. (مراد قسمت دو ران پا واقع در بالای زانو می‌باشد)

4. پیش از تشهّد بگوید: «الْحَمْدُ لِلهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللهِ‏ِ وَبِاللهِ ‏ِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ ‏ِ وَخَیرُ الْأَسْماءِ لِلّهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ وَالأَسْمٰاءُ الحُسْنیٰكُلُّها لِلّهِ»

5. بعد از صلوات در تشهّد اول بگوید: «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ».

6. در هنگام برخاستن برای قیام رکعت بعد، بگوید: بِحَوْلِ اللهِ وَقُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَأَقْعُدُ یا بگوید: بِحَوْلِ اللهِ وَقُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَأَقْعُدُ وَأَرْکَعُ وَأَسْجُدُ.

مسأله ۱۳۰۸. مستحب است زنان هنگام خواندن تشهّد، ران‌‌های دو پا را به هم بچسبانند.

9. سلام نماز


مسأله ۱۳۰۹. در ركعت آخر تمام نمازها بعد از تشهّد، واجب است نمازگزار سلام بگوید.

مسأله ۱۳۱۰. سلام دارای سه عبارت است:

1. «السَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا النَّبیُّ وَرَحْمَةُ اللّهِ‏ِ وَبَرَكاتُهُ» 2. «السَّلامُ عَلَیْنا وَعَلیٰ عِبادِ اللّهِ الصّالِحینَ» 3. «السَّلامُ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ‏ِ وَبَرَكاتُهُ»، سلام واجبی که با گفتن آن نمازگزار از نماز خارج می‌شود، سلام سوم است و نمازگزار می‌تواند به گفتن آن اکتفاء کند و مقدار واجب در آن گفتن «السَّلامُ عَلَیْكُمْ» است و احتیاط مستحب آن است كه جمله «وَ رَحْمَةُ اللهِ‏ِ وَبَرَكاتُهُ» را به آن اضافه كند؛ امّا بنابر احتیاط واجب به سلام دوّم نمی‌تواند اکتفاء نماید؛ پس اگرنمازگزار سلام دوّم را بگوید، بنابر احتیاط، واجب است سلام سوّم را هم بجا آورد؛ ولی سلام اول از مستحبّات است و نمازگزار با گفتن آن از نماز خارج نمی‌شود و محلّ گفتن این سلامِ مستحب، بعد از تشهّد و قبل از دو سلام دیگر می‌باشد و چنانچه نمازگزار هر سه سلام را بگوید مطابق با احتیاط مستحب رفتار نموده است.

مسأله ۱۳۱۱. فرد باید در صورت امکان در هنگام سلام، مانند حالت تشهّد نشسته باشد و هنگام گفتن سلام واجب، استقرار و آرامش بدن را رعایت کند و و آن را به عربی صحیح و طوری که معمول است، پشت سرهم و با رعایت موالات بگوید.

شایان ذکر است رعایت آرامش نسبت به سلام مستحب، حکم آرامش در ذکر‌های مستحبی را دارد که در مسأله (1201) ذکر شد.

مسأله ۱۳۱۲. اگر نمازگزار وقتی نماز را سلام می‌دهد، بخواهد سلامی را که گفته، احتیاطاً یا به دلیل دیگری تکرار کند:

در مورد سلام اوّل این تکرار بعید نیست اشکال نداشته باشد.

در مورد سلام دوّم اگر آن را صحیح گفته، احتیاط واجب است آن را تکرار نکند و اگر غلط گفته، تکرار آن اشکال ندارد و در صورتی که شک درصحیح گفتن آن دارد، اگر قبل از تمام شدن کلمه مشکوک، در آن شک کرده، می‌تواند آن را دوباره بگوید، امّا اگر بعد از تمام شدن کلمه مشکوک، شک در صحیح گفتن آن نموده، احتیاط واجب است آن را تکرار نکند.

در مورد سلام سوّم اگر آن را غلط گفته یا شک در صحیح بودن آن، قبل از تمام شدن کلمه مشکوک پیش آمده، لازم است آن را دوباره بگوید و اگر آن را درست گفته و یا شک، بعد از تمام شدن کلمه مشکوک بوده، تکرار آن اشکال ندارد؛ مگر آن که بخواهد نماز احتیاط بخواند.

مسأله ۱۳۱۳. اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعی یادش بیاید كه صورت نماز به هم نخورده و مرتکب عملی هم نشده باشد كه انجام آن - چه به طور عمدی و چه سهوی - نماز را باطل می‌كند  (مثل پشت به قبله كردن)، باید سلام را بگوید و نمازش صحیح است.

مسأله ۱۳۱۴. اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعی یادش بیاید كه صورت نماز به هم خورده یا آنكه كاری انجام داده باشد كه انجام آن چه به طور عمدی و چه سهوی، نماز را باطل می‌كند - مثل پشت به قبله كردن - نمازش صحیح است.

مستحبّات سلام


مسأله ۱۳۱۵. نشستن در هنگام سلام و نیز قرار دادن دستها طوری که در تشهّد ذکر شد، مستحب شمرده شده است. مستحبّات دیگر در کتاب‌های مفصّل‌تر ذکر شده است.

10. ترتیب


مسأله ۱۳۱۶. اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند، مثلاً سوره را قبل از حمد بخواند یا سجود را پیش از ركوع به جا آورد، نمازش باطل می‌شود.

مسأله ۱۳۱۷. اگر ركنی از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را به جا آورد، مثلاً پیش از آنكه ركوع كند، دو سجده نماید، نمازش، بنابر احتیاط واجب، باطل است.

مسأله ۱۳۱۸. اگر ركنی را فراموش كند و چیزی را كه بعد از آن است و ركن نیست به جا آورد، مثلاً پیش از آنكه دو سجده كند، تشهّد بخواند، باید ركن را به جا آورد و آنچه را اشتباهاً پیش از آن خوانده دوباره بخواند.

مسأله ۱۳۱۹. اگر چیزی را كه ركن نیست فراموش كند و ركن بعد از آن را به جا آورد مثلاً حمد را فراموش كند و مشغول ركوع شود، نمازش صحیح است و آن را ادامه دهد.

مسأله ۱۳۲۰. اگر چیزی را كه ركن نیست فراموش كند و چیزی را كه بعد از آن است و آن هم ركن نیست به جا آورد مثلاً حمد را فراموش كند و سوره را بخواند، باید آنچه را فراموش كرده به جا آورد و بعد از آن، چیزی را كه اشتباهاً جلوتر خوانده، دوباره بخواند.

مسأله ۱۳۲۱. اگر سجده اول را به خیال اینكه سجده دوم است، یا سجده دوم را به خیال اینكه سجده اول است، به جا آورد، نمازش صحیح است و اولین سجده او سجده اول و دومین سجده او سجده دوم، به حساب می‌آید.

11. موالات


مسأله ۱۳۲۲. انسان باید نماز را با موالات بخواند؛ یعنی كارهای نماز مانند ركوع و سجود و تشهّد را پی در پی و پشت سر هم به جا آورد و چیزهایی را كه در نماز می‌خواند به طوری كه معمول است، پشت سر هم بخواند و اگر به قدری بین آنها فاصله بیندازد كه نگویند نماز می‌خواند، نمازش باطل است.

مسأله ۱۳۲۳. انسان باید حروف یک کلمه را طوری پشت سرهم بگوید که بر آنچه گفته، آن کلمه (که قصد گفتنش را داشته) صدق کند. همچنین کلمات یک آیه، یا یک ذکر را باید طوری پشت سر هم بگوید که همان آیه یا ذکر (که قصد گفتنش را داشته) بر آنچه گفته، صدق نماید. بنابراین رعایت موالات بین مضاف و مضاف إلیه، صفت و موصوف، جارّ و مجرور، مبتدا و خبر، فعل و فاعل و مانند آن لازم است. همین‌طور رعایت موالاتِ معتبر بین آیات - طوری که بر آن چه گفته، آن سوره (که قصد خواندنش را داشته) صدق کند - لازم می‌باشد.

با توجّه به مطالب فوق، معلوم است که برای رعایت موالات بین آیاتِ یک سوره، فرصت بیشتری نسبت به رعایت موالات بین کلماتِ یک آیه یا ذکر، وجود دارد و همین طور است موالات بین دو کلمه نسبت به موالات در حروف یک کلمه.

مسأله ۱۳۲۴. اگر در نماز سهواً بین حرف‌‌ها یا كلمات (به جز تکبیرة الاحرام) فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد كه صورت نماز از بین برود، چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد، باید آن حرف‌‌ها یا كلمات را به طور معمول بخواند و در صورتی كه چیزی بعد از آن خوانده، لازم است آن را تكرار نماید و اگر مشغول ركن بعد شده باشد، نمازش صحیح است و آن را ادامه دهد.

مسأله ۱۳۲۵. طول دادن ركوع و سجود و خواندن ‌سوره‏های بزرگ ‌موالات را به‌هم نمی‌زند.

قنوت نماز


مسأله ۱۳۲۶. در تمام نمازهای واجب و مستحب، قبل از ركوع ركعت دوم، مستحب است قنوت خوانده شود و در نمازهای صبح ومغرب و عشاء و نماز جمعه، این مستحب تأکید بیشتری دارد؛ ولی در نماز شَفْع احتیاط واجب آن است که قنوت را رجاءً انجام دهد و در نماز وتْر با آنكه یک ركعت می‌باشد، خواندن قنوت قبل از ركوع مستحب است. نماز جمعه، دو قنوت مستحب دارد كه یکی در رکعت اول قبل از رکوع و دیگری در رکعت دوم بعد از رکوع می‌باشد و نماز آیات پنج قنوت و نماز عید فطر و قربان در دو ركعت چند قنوت دارد که توضیح آن در فصل مربوط به هریک، ذکر می‌شود.

مسأله ۱۳۲۷. مستحب است قبل از قنوت تکبیر بگوید و در قنوت، دست‌‌ها را مقابل صورت و كف آنها را رو به آسمان و پهلوی هم نگه دارد و به جز انگشت شست، انگشت‌‌های دیگر را به هم بچسباند و به كف دست‌‌ها نگاه كند؛ بلكه بنابر احتیاط واجب، بدون دست بلند كردن، جز در مورد ضرورت، قنوت صحیح نیست.

مسأله ۱۳۲۸. دعا كردن در قنوت نماز، به غیر زبان عربی، اشكال ندارد و نماز را باطل نمی‌‌کند؛ هرچند احتیاط مستحب آن است كه به غیر عربی دعا نكند ولی وظیفه قنوت با دعا به غیر زبان عربی، بنابر احتیاط واجب، انجام نمی‌‌شود.[۱۳]

مسأله ۱۳۲۹. در قنوت، هر دعا یا مناجات یا ذكری را بگوید هرچند یک «سُبْحانَ اللهِ» باشد كافی است و بهتر است این دعاء را که دعای فرج نامیده می‌شود بخواند: «لا اِلهَ إلَّا اللهُ الْحَلیمُ الْكَریمُ، لا ‌اِلهَ إلَّا اللهُ الْعَلیُّ الْعَظیٖمُ، سُبْحانَ اللّهِ‏ِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الاَرَضینَ السَّبْعِ وَمٰا فیهِنَّ وَمٰا بَینَهُنَّ وَرَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمینَ» و بهتر است بعد از آن بگوید: «اللّهُمَّ اغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا وَعافِنا وَاعْفُ عَنّا إِنَّكَ عَلیٰ كُلِّ شَی‌ءٍ قَدیرٌ».

مسأله ۱۳۳۰. مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند؛ ولی برای كسی كه نماز را به جماعت می‌خواند، اگر امام جماعت صدای او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نیست.

مسأله ۱۳۳۱. اگر عمداً قنوت نخواند قضاء ندارد و اگر آن را فراموش كند و پیش از آنكه به حدّ ركوع برسد یادش بیاید، مستحب است بایستد و آن را بخواند و اگر در ركوع یادش بیاید، مستحب است بعد از ركوع آن را قضاء ‌كند و امّا اگر در سجده یا بعد از آن یادش بیاید، مستحب است بعد از سلامِ نماز، قنوت را قضاء نماید؛ هرچند مدّت طولانی گذشته باشد و در این حال بهتر است قضای آن را نشسته و رو به قبله انجام دهد و اگر در حال رفتن به سمت سجده یادش بیاید بنابر احتیاط واجب نباید برگردد؛ بلکه بعد از نماز رجاءً قضای آن را انجام دهد.

ترجمه نماز


1. ترجمه سوره حمد


 «بِسْمِ اللهِ‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحیٖمِ»: «بِسْمِ اللهِ‏ِ» یعنی «ابتدا می‌كنم به نام خدا، ذاتی كه جامع جمیع كمالات است و از هر گونه نقص، منزّه می‌‌باشد و عقل‌ها در آن متحیرند».

 «الرَّحْمنِ الرَّحیٖمِ» یعنی «رحمتش واسع و بی‌نهایت است و در دنیا شامل مؤمن و كافر می‌شود و در آخرت مختصّ به مؤمنین است».

 «اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» یعنی «ثنا و حمد مخصوص خداوندی است كه پرورش دهنده همه موجودات است».

 «اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ» معنای آن گذشت.

 «مٰالِكِ یوْمِ الدّیٖنِ» یعنی «ذات توانایی كه صاحب اختیار روز جزاست».

 «إیٖاكَ نَعْبُدُ وَإیٖاكَ نَسْتَعیٖنُ» یعنی «فقط تو را عبادت می‌كنیم و فقط از تو كمک می‌خواهیم».

 «اِهْدِنا الصِّراطَ الْمُسْتَقیٖمَ» یعنی «ما را به راه راست هدایت كن (كه آن دین اسلام است)».

 «صِراطَ الَّذیٖنَ اَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ» یعنی «به راه كسانی كه به آنان نعمت داده‏ای (كه آنان پیغمبران و جانشینان پیغمبران(علیهم‌السلام) و شهداء و صدّیقین و بندگان صالح و شایسته خداوند متعال هستند)».

 «غَیرِ الْمَغْضُوْبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضّالّیٖنَ» یعنی «نه به راه كسانی كه بر ایشان غضب كرده‏ای و نه راه آن كسانی كه گمراهند».

2. ترجمه سوره توحید (قل هو الله‏ احد)


 «بِسْمِ اللهِ‏ِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖمِ» معنای آن گذشت.

 «قُلْ هُوَ اللهُ‏ُ اَحَدٌ» یعنی «بگو (ای محمّد(صلى الله عليه و آله)) كه خداوند، خدایی است یگانه».

 «اللهُ‏‏ الصَّمَدُ» یعنی «خدایی كه از تمام موجودات بی نیاز و همه به او نیازمند هستند».

 «لَمْ یلِدْ وَلَمْ یوْلَدْ» یعنی «فرزند ندارد و فرزند كسی نیست».

 «وَ لَمْ یكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ» یعنی «هرگز مشابه و معادلی ندارد و كسی همتای او نیست».

3. ترجمه ذكر ركوع و سجود و ذكرهایی كه بعد از آنها مستحب است


 «سُبْحانَ رَبِّیَ الْعَظیمِ وَبِحَمْدِهِ» یعنی «پروردگار بزرگ من از هر عیب و نقصی پاک و منزّه است و من مشغول ستایش او هستم».

 «سُبْحانَ رَبِّیَ الْأَعْلیٰوَبِحَمْدِهِ» یعنی «پروردگار من که از هر کسی بالاتر است، از هر عیب و نقصی پاک و منزّه می‌‌باشد و من مشغول ستایش او هستم».

 «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» یعنی «خدا بشنود و بپذیرد ثنای كسی كه او را ستایش می‌كند».

 «اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَاَتُوْبُ اِلَیهِ» یعنی «طلب آمرزش می‌كنم از خداوندی كه پرورش دهنده من است و من به سوی او توبه و بازگشت می‌نمایم».

 «بِحَوْلِ اللهِ وَقُوَّتِهِ اَقُوْمُ وَاَقْعُدُ» یعنی «به یاری خدای متعال و قوّه او برمی‌خیزم و می‌نشینم».

4. ترجمه قنوت


 «لا اِلهَ‌ إلَّا اللهُ ‌الْحَلیٖمُ ‌الْكَریٖمُ» یعنی «نیست‌ خدایی ‌سزاوار پرستش مگر خداوند یكتای بی‌همتایی كه صاحب حلم و كرم است».

 «لا إِلهَ إلَّا اللهُ ‌‏الْعَلیُّ‌ الْعَظیٖمُ» یعنی «نیست خدایی سزاوار پرستش مگر خداوند یكتای بی‌همتایی كه بلند مرتبه و بزرگ است».

 «سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ و رَبِّ الْأَرَضیٖنَ السَّبْعِ» یعنی «پاک ومنزّه است خداوندی كه پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمین است».

 «وَمٰا فیٖهِنَّ وَمٰا بَینَهُنَّ و رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیٖمِ» یعنی «پروردگار هر چیزی است كه در آسمان‌ها و زمین‌‌ها و ما بین آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است».

 «وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعٰالَمینَ» یعنی «حمد و ثنا مخصوص خداوندی است كه پرورش دهنده تمام جهانیان است».

5. ترجمه تسبیحات اربعه


 «سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلا اِلهَ إلَّا اللهُ‏ُ وَاللهُ اَكْبَرُ» یعنی «خداوند متعال، پاک و منزّه است و حمد و ثناء، مخصوص اوست و نیست خدایی سزاوار پرستش مگر خداوند متعال و او بزرگتر است از اینكه او را وصف كنند».

6. ترجمه تشهّد و سلام نماز


 «اَلْحَمْدُ لِلّهِ، اَشْهَدُ اَنْ‌لا اِلهَ إلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریٖكَ لَهُ» یعنی «حمد و ستایش مخصوص پروردگار است و شهادت می‌دهم كه خدایی سزاوار پرستش نیست مگر خدایی كه یگانه است و شریک ندارد».

 «وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» یعنی «شهادت می‌دهم كه محمّد(صلى الله عليه و آله) ‏ بنده خدا و فرستاده اوست».

 «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلیٰمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» یعنی «خدایا رحمت بفرست بر محمّد و آل محمّد».

 «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ و ارْفَعْ دَرَجَتَهُ» یعنی «قبول كن شفاعت پیغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند و رفیع گردان».

 «السَّلامُ عَلَیكَ اَیُّهَا النَّبیُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ» یعنی «درود و سلام بر تو ای پیغمبر و رحمت و بركات خدا بر تو باد».

 «السَّلامُ عَلَینا وَعَلیٰعِبادِ اللهِ‏ِ الصّٰالِحیٖنَ» یعنی «درود و سلام از خداوند متعال بر ما نمازگزاران و تمام بندگان شایسته او».

 «السَّلامُ عَلَیكُمْ وَرَحْمةُ اللهِ‏ِ وَبَركاتُهُ» یعنی «درود و سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما باد» و احتیاط مستحب است در این دو سلام به طور اجمالی قصد سلام بر کسانی را داشته باشد که مقصود شرع مقدس اسلام از این دو سلام، آن‌ها بوده‌اند. هرچنداز بعضی از روایات استفاده می‌شود آن‌ها دو ملک راست و چپ و مؤمنین می‌باشند.

تعقیبات نماز


مسأله ۱۳۳۲. مستحب است انسان بعد از نماز مقداری مشغول تعقیب، یعنی خواندن ذكر و دعا و قرآن شود و این مستحب، بعد از نمازهای واجب مخصوصاً صبح، تأکید بیشتری دارد.

مسأله ۱۳۳۳. تعقیب نماز لازم است متّصل به آخر نماز باشد و فرد مشغول کاری که صورت تعقیب را به هم زده و با صدق «تعقیب» سازگار نیست، نشده باشد و از آن جا که حالات افراد و زمان و مکان - از نظر مسافر یا غیر مسافر بودن، اضطرار یا اختیار داشتن، مریض یا سالم بودن - مختلف است، برخی از کارها در بعضی از حالات با صدق تعقیب سازگار است؛ ولی همان کار در بعضی از حالات دیگر سازگار نیست، حالتی که مسلّماً در آن حال، صورت تعقیب به هم نخورده و خواندن ذکر و دعا و قرآن در آن، تعقیب شمرده می‌شود (در موارد معمولی و غیر سفر و حالت اضطراری دیگر) حالت نشسته می‌باشد، که فرد به دعا و مانند آن مشغول باشد و ظاهر آن است که تنها نشستن بعد از نماز بدون این که مشغول دعا و ذکر و مانند آن شود تعقیب نیست.

مسأله ۱۳۳۴. بهتر است نمازگزار در همان جایی که نماز خوانده، رو به قبله و پیش از آنکه وضو و غسل و تیمّم او باطل شود، تعقیبات را بخواند.

مسأله ۱۳۳۵. لازم نیست تعقیبات به عربی خوانده شود؛ ولی بهتر است مواردی كه در كتاب‌‌های معتبر دعا[۱۴] نقل شده است خوانده شود. از جمله تعقیبات نقل شده، گفتن سه مرتبه «اللهُ أَكْبَر» بعد از سلام نماز است به این گونه که مثل سایر تكبیرات نماز، در حال گفتن هر تکبیر، دست‌ها را بلند کند و تا مقابل صورت بالا بیاورد، آنگاه آن را پایین بیاندازد و از تعقیباتی که سفارش زیادی به آن شده است، تسبیح حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) است كه باید به این ترتیب گفته شود: (34) مرتبه «اللهُ أَكْبَرُ»، بعد از آن (33) مرتبه «الْحَمْدُ لِلّهِ»، بعد از آن (33) مرتبه «سُبْحانَ اللهِ‏» و می‌توان «سُبْحانَ اللهِ‏» را پیش از «الْحَمْدُ لِلهِ» گفت، ولی بهتر است بعد از «الْحَمْدُ لِلهِ ‏» گفته شود.

سجده شكر


مسأله ۱۳۳۶. مستحب است نمازگزار بعد از نماز، چه نماز واجب و چه نماز مستحب، سجده شكر نماید و همین قدر كه پیشانی را به قصد شكر بر زمین بگذارد، كافی است ولی بهتر است صد مرتبه یا سه مرتبه یا یک مرتبه «شُكْراً لِلّهِ یا «شُكْراً» یا «عَفْواً» بگوید و نیز مستحب است هر وقت نعمتی به انسان می‌رسد یا بلایی از او دور می‌شود، سجده شكر به جا آورد.

مسأله ۱۳۳۷. احتیاط واجب آن است كه در سجده شكر، پیشانی را بر مهر یا شیء دیگری كه سجده بر آن صحیح است، گذاشته و بنابر احتیاط مستحب، جاهای دیگر بدن را به دستوری كه در سجده نماز گفته شد، بر زمین بگذارد.

شایان ذکر است اگر سبب و علّتی برای انجام سجده شكر پیش آمد و فرد نمی‌توانست بر زمین سجده نماید، برای سجده، با سرش اشاره ‌‌كند و گونه‌‌اش را بر ظاهر یا باطن كف دستش[۱۵]قرار ‌‌دهد و شكر خداوند متعال را انجام ‌‌دهد.

 احکام صلوات


مسأله ۱۳۳۸. هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول اکرم(صلى الله عليه و آله) مانند محمّد و احمد یا لقب و كنیه آن جناب مثل مصطفی و ابو القاسم را بگوید یا بشنود، هرچند در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد. همچنین است حکم، اگر کلماتی مانند رسول اللّه، پیامبر اکرم، پیغمبر خدا و مانند آن، که مراد از آن، حضرتش باشد یا ضمیری که به حضرتش برگشت می‌کند، را بگوید یا بشنود.

مسأله ۱۳۳۹. موقع نوشتن اسم یا لقب یا کنیه مبارک حضرت رسول(صلى الله عليه و آله) مستحب است فرد، صلوات را هم به طور كامل بنویسد و نیز بهتر است هر وقت آن حضرت(صلى الله عليه و آله) را یاد می‌كند، صلوات بفرستد.

مکروهات نماز


مسأله ۱۳۴۰. موارد ذیل در نماز مكروه شمرده شده است:

1. نمازگزار در نماز صورت را كمی به طرف راست یا چپ برگرداند به طوری که نگویند روی خود را از قبله برگردانده است.

2. نمازگزار در یک ركعت از نماز واجب بعد از حمد، دو سوره بخواند مگر مورد استثنایی که در مسأله‌ (1160) گذشت.

3. در نماز چشم‌‌ها را بر هم بگذارد یا به طرف راست و چپ بگرداند.

4. با ریش و دست خود بازی كند.

5. ناخن خویش را بجود.

6. موی محاسن خویش را به دندان گرفته و بجود.

7. انگشت‌‌ها را داخل هم نماید یا انگشت‌ها را بشکند.

8. آب دهان را بیرون بیندازد.

9. آب بینی را بگیرد (دماغ پاک کردن).

10. خمیازه بکشد البتّه در صورتی که موجب تولید حرف نگردد.

11. مرد دو قدم پا را در حال قیام متّصل و چسبیده به یكدیگر بگذارد.

12. به نقش انگشتر یا به قرآن یا كتابی که در مقابل اوست یا هر شیء دیگری که او را به خود مشغول نماید نگاه كند.

13. موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذكر، برای شنیدن حرف كسی ساكت شود.

14. حدیث نفس کند و در ذهن خویش امور دنیوی را ترتیب دهد.

15. و نیز هر كاری كه خضوع و خشوع را از بین ببرد، مكروه می‌باشد.

مسأله ۱۳۴۱. موقعی كه انسان خوابش می‌آید و نیز موقعی که نیاز به دفع ادرار و مدفوع دارد، مكروه است نماز بخواند و غیر از اینها مكروهات دیگری هم در سایر كتب به طور مفصّل ذکر شده است.


۱. شایان ذکر است واجباتی ‌مانند استقرار در حال ذکرهای ‌واجب یا نشستن بین دو سجده و. . . به عنوان واجباتی ‌در ضمن واجباتِ شمرده شده در متن لحاظ شده‌اند و در این تقسیم ‌در کنار بقیه ذکر نشده‌اند و توضیح هر یک در فصل مربوط به خود ذکر می‌‌شود.
۲. فرق ندارد که انگیزه ضمیمه‌‌ای ‌مستقل باشد یا غیر آن.
۳. این حکم در موردی ‌است که راست ایستادن لازم در قیام که در مسأله 1146 گذشت رعایت شده باشد مثل فردی ‌که راست ایستاده است و بدنش به سمتی ‌خمیده نیست در این حال مستحب است ستون فقرات و گردنش را نیز صاف و راست نگه دارد.
۴. شایان ذکر است اگر در نماز جماعت وظیفه مأموم خواندن حمد و سوره باشد باید آن را آهسته بخواند هرچند نماز مغرب و عشاء و نمازگزار مرد باشد.
۵. مثل اینکه زن قرائت نمازش را با صدای ‌لطیف و ظریف به گونه‌ای ‌که معمولاً برای ‌شنونده مهیج است، بخواند.
۶. شایان ذکر است از آنجا که بعضی ‌از احکام این فصل بین اذکار نماز و قرائت نماز مشترک می‌باشد، از بیان مستقلّ آن در فصل قراتت صرف نظر شده و در این مبحث مطرح شده است.
۷. شایان ذکر است، تکرار سلام‌های نماز احکام خاصی دارد که در مسأله 1312 ذکر می‌شود.
۸. گفتن «سبحان ربّی ‌العظیم» کافی ‌است و احتیاط مستحب است که «و بحمده» را نیز بگوید.
۹. منظور از ابتدای ‌دو ابرو، طرفی ‌از ابروان است که نزدیک تیغه بینی ‌قرار دارد.
۱۰. گفتن «سبحان ربّی ‌الاعلی» کافی ‌است و احتیاط مستحب است که «و بحمده» را نیز بعد از آن بگوید.
۱۱. حکم پنبه در این مورد (کاغذ)، از آن‌چه در مسأله 1265 ذکر شد استثناء شده است.
۱۲. سوره النجم آیه 62، سوره اقرأ آیه 19، سوره الم تنزیل (سجده) آیه 15، سوره حم سجده (فصلت) آیه 37.
۱۳. بنابراین اگر در قنوت، تنها به دعای فارسی اكتفا كند، بنابر احتیاط واجب مثل این است كه قنوت را به جا نیاورده است.
۱۴. در این زمینه می‌‌توان به کتاب مفاتیح الجنان محدّث قمی ‌رضوان الله تعالی ‌علیه مراجعه نمود.
۱۵. کف دست شامل انگشتان دست هم می‌‌شود
مبطلات نماز ← → أذان و اقامه
العربية فارسی اردو English Azərbaycan Türkçe Français