پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آقای سید علی حسینی سیستانی

کتب فتوایی » توضیح المسائل جامع

زكات فطره (فطریّه) ← → خمس

زكات مال


مسأله ۲۴۷۶. زكات در ده مورد واجب است:

1. گندم 2. جو 3. خرمای خشک (تَمْر) 4. انگور (كشمش)، به این چهار مورد، «غلّات چهارگانه» گفته می‌شود.

5. طلا 6. نقره به این دو مورد، «نقدَین» گفته می‌شود.

 7. شتر 8. گاو 9. گوسفند به این سه مورد، «أنعام سه گانه» گفته می‌شود.

 10. مال التجاره (بنابر احتیاط واجب).

این موارد ده‌گانه، «اموال زکوی» نامیده می‌شود.

سال زکاتی


مسأله ۲۴۷۷. در «شتر، گاو، گوسفند، طلا و نقره» زکات زمانی واجب می‌شود که فرد، یازده ماه کامل مالک این اموال بوده و سایر شرایط تعلّقِ زکات نیز فراهم باشد ولی اولِ سال بعد را باید پس از تمام شدن ماه دوازدهم حساب كند و به تعبیری دیگر، آغاز سال بعد وقتی است که یک سال کامل (دوازده ماه) بر این اموال بگذرد و این سال را «سال زکاتی» می‌نامند امّا در برخی دیگر از اموال متعلّقِ زکات یعنی گندم، جو، خرما و كشمش گذشتن یک سال کامل شرط نیست و توضیح آن در مسائل آینده خواهد آمد.

مسأله ۲۴۷۸. در رابطه با مال التجاره، زکات زمانی واجب می‌شود که فرد دوازده ماه کامل مالک آن بوده و سایر شرایط تعلّقِ زکات نیز فراهم باشد و به تعبیری دیگر یک سال زکاتی بر آن سپری گردد در حالی که سایر شرایط تعلّقِ زکات نیز جمع باشد.

مسأله ۲۴۷۹. سال زکاتی بر مبنای سال قمری لحاظ می‌گردد نه سال شمسی. بنابر این، منظور از سپری شدن یازده ماه در مسأله (2477)، یازده ماه قمری می‌باشد. همچنان که منظور از سپری شدن دوازده ماه در مورد مال التجاره که در مسأله (2478) بیان شد، دوازده ماه قمری می‌باشد.

شرایط عمومی واجب شدن زکات


شرایط ثبوت یا وجوب زکات به دو دسته تقسیم می‌شود: الف. شرایط عمومی ثبوت یا وجوب زکات و ب. شرایط اختصاصی ثبوت یا وجوب زکات،

شرایط عمومی عبارتند از:

شرط اول: شیء متعلّقِ زکات، دارای مالک باشد


مسأله ۲۴۸۰. چناچه اموال زکوی[۱] مالکی نداشته‌ باشد - مثل گندم و جویی که به صورت خودرو در بیابان یا مانند آن روییده‌اند، یا گاو و شتری که در بیابان و مانند آن رها بوده و هیچ صاحب و مالکی ندارند و کسی با حیازت یا صید ومانند آن، آن را به ملک خویش در نیاورده است - زکات ندارد ونیز مال زکوی که هنوز به طور کامل به ملکیّت فردی در نیامده - مثل مالی که به فرد بخشیده شده ولی هنوز آن را قبض نکرده - زکاتش بر آن فرد واجب نیست.

شرط دوم: مالک آن، شخص حقیقی باشد نه أعیان یا جهات یا عناوین کلّی


مسأله ۲۴۸۱. چنانچه اموال زکوی، ملکِ مسجد، حسینیه، مشاهد مشرّفه، خانه خدا (کعبه) و مانند آن باشد، زکات آنها واجب نیست. همچنین، اگر مالِ زکوی ملکِ شرعی جهت باشد مثل جهت عزاداری یا عزاداری امام حسین(علیه‌السلام)، آموزش و تعلیم قرآن کریم، درمان و معالجه بیماران و مانند آن، در این صورت نیز زکات اموال مذکور، واجب نیست و نیز اگر مالِ زکوی ملکِ عنوان کلّی باشد مثل فقرا، علما، دانشجویان و مانند آن، زکات این اموال واجب نیست مگر آنکه اموال مذکور توسّط متولّی عنوان به ملکِ فرد یا افرادی از آن عنوان درآید که در این صورت، با جمع بودن سایر شرایط تعلّقِ زکات، اموال مذکور مشمول زکات می‌گردند.

شرط سوم: مالک آن، آزاد بوده و برده نباشد


مسأله ۲۴۸۲. اموال بردگان هرچند به حد نصاب برسد، مشمول زکات نمی‌باشد.

شرط چهارم: مال، شخصی باشد نه کلّی در ذمّه


مسأله ۲۴۸۳. اگر فردی مال زکوی را از کسی طلب داشته باشد مثل آنکه آن را قبل از تعلّق زکات به دیگری قرض بدهد، پرداخت زکات آن طلب بر وی واجب نیست؛ هرچند بتواند آن را وصول نماید.

مسأله ۲۴۸۴. اگر فرد مالی را که هنوز به آن زکات تعلّق نگرفته است، به دیگری قرض بدهد و آن مال بعد از قبض و تحویل، متعلّقِ زکات شود، زکات، در صورت جمع بودن سایر شرایط ثبوت زکات، بر عهده قرض گیرنده (بدهکار) است.

شرط پنجم: مالک از تصرّف در مال زکوی، شرعاً ممنوع نباشد


مسأله ۲۴۸۵. اگر مال زکوی در ملکیّت فرد باشد ولی از تصرّف در آن شرعاً ممنوع باشد، زکات بر او واجب نمی‌شود. بنابر این به اموالی مثل مالی که قبل از تعلّق زکات به رهن (گروه) گذاشته شده‌ باشد یا مالی که قبل از تعلّق زکات به آن وقف شده ‌باشد - هرچند وقف خاص باشد زکات تعلّق نمی‌گیرد[۲] - و نیز مالی که قبل از تعلّق زکات به آن، حاکم شرع به علّت تعلّق حق طلبکاران به آن، مالکش را از تصّرف در آن منع نموده‌باشد.

مسأله ۲۴۸۶. اگر فرد نذر شرعی نماید که عین مال زکوی را صدقه بدهد، این نذر موجب ساقط شدن زکات از مال مذکور نمی‌شود. بنابر این، پرداخت زکات از مالی دیگر، واجب است تا آنکه با وفای به نذر منافات نداشته باشد.

زكات گندم، جو، خرما و انگور (كشمش)


مسأله ۲۴۸۷. کسانی که مالک گندم یاجو یا خرما یا انگور هستند، در صورت دارا بودن شرایط عمومی که در مسائل قبل ذکر شد و شرایط اختصاصی که خواهد آمد، باید زکات آن‌ها را بپردازند.

شرایط اختصاصی تعلّق زکات به گندم، جو، خرما و انگور (کشمش)


شرط اوّل: غلّات مذکور، در زمان تعلّق زکات، در ملکیّت فرد باشد

مسأله ۲۴۸۸. اگر فردی مالک گندم یا جو یا خرما یا انگور (كشمش) باشد و زکات در ملکیّت او به آن تعلّق بگیرد، باید زکات آن را بپردازد و فرق ندارد مالکیت مذکور از راه کشت و زراعت حاصل شده باشد یا از طریق خرید یا قبول بخشش یا ارث و مانند آن، پدید آمده باشد اما اگر قبل از زمان تعلّق زکات به غلّات مذکور، آنها از ملکیّت فرد خارج شده و به ملک فرد دیگری درآید و در ملک فرد جدید متعلّقِ زکات گردد، پرداخت زکات آن بر عهده مالک اول نیست و مالک دوم باید زکات را بپردازد.

شرط دوم: غلّات مذکور، به حدّ نصاب معیّن برسد

مسأله ۲۴۸۹. زكات گندم، جو، خرما و انگور (كشمش) وقتی واجب می‌شود كه به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها «سیصد صاع» است كه گفته شده تقریباً «847 كیلوگرم» می‌باشد.[۳]

مسأله ۲۴۹۰. معیار در تعیین مقدار نصاب (حجم یا وزن) غلّات چهار گانه، هنگام خشک شدن آنها می‌باشد. بنابر این، اگر غلّات مذکور بعد از خشک شدن در وقت وجوب پرداخت زکات (که خواهد آمد) به حدّ نصاب برسد، پرداخت زکات آن واجب می‌باشد امّا اگر محصولات مذکور در حالی که تر و مرطوب است به حد نصاب رسیده باشد ولی بعد از خشک شدن در وقت وجوب پرداخت زکات، از مقدار نصاب کمتر شود، زکات ندارد.

زمان تعلّق زکات به غلّات چهار‌گانه


مسأله ۲۴۹۱. زمان تعلّق زكات به گندم و جو، هنگامی است كه محصول به حدّی از رشد رسیده باشد که عرفاً به آنها گندم و جو گفته شود و زکات انگور و کشمش وقتی واجب می‌شود که عرفاً به آن انگور بگویند و نیز زکات خرما، هنگامی است كه عُرفِ عرب زبانان به آن تَمْر (خرمای خشک) بگویند.

مسأله ۲۴۹۲. خرما غالباً به سه شکل مورد استفاده قرار می‌گیرد:

1. خرما را در حالی که خشک شده و به آن تَمْر (خرمای خشک) می‌گویند، مورد استفاده قرار دهند.

2. خرما را در حالی که نرم و تازه است و به آن رُطَب می‌گویند، مصرف نمایند.

3. خرما را در حالی که نارس می‌باشد و به آن خَلال یا خارک می‌گویند، استفاده کنند.

خرمای خشک (تَمْر) مشمول زکات می‌باشد و حكم آن در مسائل قبل ذکر شد. خرمای تازه (رطب) مشمول زکات نمی‌باشد؛ اما چنانچه به گونه‌ای باشد كه خشک آن به مقدار نصاب برسد، احتیاط مستحب آن است كه زكات آن را بدهند و همچنین، خرمای نارس (خلال یا خارک)، ظاهر این است كه زكات در آن واجب نباشد.

مسأله ۲۴۹۳. به طور کلّی، انگور دو قسم است:

1. انگورهایی که قابل کشمش شدن می‌باشد و می‌توان آن را خشک نمود و از کشمش آن استفاده کرد. چنین انگورهایی، با فراهم شدن تمامی شرایط تعلّق زکات، مشمول زکات هستند.

2. انگورهایی که قابل كشمش شدن نمی‌باشد و آن را در حالی كه تازه است استفاده می‌کنند یا اگر هم‌خشک شود كشمش آن عرفاً قابل استفاده نیست. چنین انگورهایی، زکات ندارند.

زمان وجوب پرداخت زکات غلّات چهار‌گانه و احکام مربوط به آن


مسأله ۲۴۹۴. زمان وجوب پرداخت زكات در گندم و جو، هنگام تصفیه آنها و جدا كردن دانه‌های گندم و جو از كاه و پوسته‌های آنها می‌باشد.

مسأله ۲۴۹۵. زمان وجوب پرداخت زكات در خرمای خشک (تمر)، هنگامی است که متعارف است خرمای خشک (تمر) در آن زمان چیده شده و جمع آوری می‌شود و چنانچه خرما را قبل از خشک شدن بچینند سپس آن را با پهن کردن زیر نور و حرارت آفتاب و مانند آن خشک کنند، در این صورت زمان وجوب پرداخت زکات هنگامی است که خرمایی را که خشک نموده‌اند جمع آوری نمایند.

مسأله ۲۴۹۶. زمان وجوب پرداخت زكات در انگور، هنگام جمع آوری کشمش آن است. بنابر این، در صورتی که انگور بر روی درخت تبدیل به کشمش شده، هنگامی که متعارف است کشمش را می‌چینند و آن را جمع آوری می‌نمایند، زمان وجوب پرداخت زكات می‌باشد و چنانچه انگور را قبل از کشمش شدن بچینند و بعد از چیدن، آن را به روش‌های طبیعی یا مصنوعی خشک نموده و تبدیل به کشمش کنند، در این صورت، زمان وجوب پرداخت زكات، هنگام جمع آوری کشمش تولید شده می‌باشد.

مسأله ۲۴۹۷. فرد در زمانی که باید زکات غلّات چهارگانه را بپردازد، یا باید اقدام به پرداخت زکات به مستحقین آن بنماید یا اینکه آن را از مال خود جدا کرده و کنار بگذارد و بعد از جداكردنِ زكات، اگر برای غرض عقلایی پرداخت زکات را تأخیر بیاندازد، اشكال ندارد که توضیح آن در مسأله (2634) خواهد آمد.

مسأله ۲۴۹۸. واجب نیست فرد صبر نماید تا جو و گندم به زمان برداشت و جداسازی گندم و جو از کاه برسد یا انگور تبدیل به کشمش شده و زمان جمع آوری آن فرا برسد یا خرمای خشک شده (تمر) از نخل چیده شود و آنگاه زكات را بپردازد، بلكه همین كه زكات به آن تعلّق گرفت می‌تواند زکات آن را بپردازد، هم چنان که جایز است مقدار زكات را قیمت نموده و به عنوان زكات، قیمت آن را از نقد رایج بدهد.

مسأله ۲۴۹۹. اگر زکات به انگور تعلّق بگیرد و فرد بخواهد زکات آن را قبل از کشمش شدن بپردازد، چنانچه به قصدِ زكات از انگور مذکور به قدری به مصرف زكات برساند كه اگر خشک شود به اندازه زكاتی باشد كه بر او واجب است، اشكال ندارد و کافی می‌باشد.

مقدار زکات غلّات چهار‌گانه


مسأله ۲۵۰۰. مقدار زکات غلّات چهارگانه به طریقه آبیاری آنها بستگی دارد. اگر برای آبیاری گندم، جو، خرما و انگور از آب باران یا نهر یا قنات استفاده گردد یا مثل زراعت‌های مصر از رطوبت زمین استفاده شود (که در آنها آبیاری نیاز به عِلاج[۴] ندارد) زكات آن یک دهم (10 درصد) است و اگر با آب چاه (چاه عمیق یا نیمه عمیق یا کم عمق) به وسیله پمپِ آب همان‌طور که معمول است آبیاری شود یا به وسیله دَلْو (سطل)، تلمبه و مانند آن از چاه یا رودخانه آب بکشند و زراعت یا محصول زکوی را آبیاری نمایند (که در این صورت، آبیاری با آنها نیاز به علاج دارد) زكات آن، یک بیستم (پنج درصد) است.

مسأله ۲۵۰۱. اگر برای آبیاری گندم، جو، خرما و انگور هم از آب باران استفاده گردد و هم از آب چاه و مانند آن استفاده شود، چنانچه طوری باشد كه عرفاً بگویند آبیاری آن به وسیله آب چاه و مانند آن شده، زكات آن، یک بیستم است و اگر عرفاً بگویند آبیاری با آب نهر و باران شده، زكاتش یک دهم می‌باشد و اگر طوری است كه عرفاً می‌گویند به هر دو طریق آبیاری شده - هرچند آبیاری به یکی از دو روش بیشتر از روش دیگر باشد - زكات آن سه چهلم (هفت و نیم درصد) است.

مسأله ۲۵۰۲. ملاک در آبیاری درختان نخل یا انگور، شیوه آبیاری ثمره آنها می‌باشد نه خود درختان و نهال‌ها یعنی معیار، کیفیت آبیاری درختان مذکور در زمانی است که آن درختان دارای ثمره می‌باشند نه قبل از آن. بنابراین اگر فرد نهال خرما یا انگور را بکارد و آنها را با آب چاه و مانند آن آبیاری کند تا به سنّ ثمره دهی برسند و پس از ظاهر شدن ثمره برای رشد ثمره درختان، آن را آبیاری ننماید بلکه درختان مذکور از رطوبت زمین استفاده کنند، زکات محصول به دست آمده یک دهم می‌باشد.

مسأله ۲۵۰۳. چنانچه فرد شک کند ونداند که در عرف می‌گویند محصول زکوی به هر دو طریق آبیاری شده، یا اینكه می‌گویند آبیاری آن با آب باران و مانند آن بوده است، در این صورت، پرداخت سه چهلم به عنوان زکات كافی است.

مسأله ۲۵۰۴. اگر فرد شک كند و نداند كه در عرف می‌گویند محصول زکوی به هر دو طریق آبیاری شده، یا اینكه می‌گویند با آب چاه و دلو و مانند آن، آبیاری شده است، در این صورت، پرداخت یک بیستم به عنوان زکات كافی است.

مسأله ۲۵۰۵. اگر فرد شک كند و نداند كه در عرف می‌گویند محصول زکوی با آب چاه و مانند آن آبیاری شده یا با آب باران و مانند آن آبیاری گردیده یا به هر دو طریق آبیاری شده است، در این صورت، پرداخت یک بیستم به عنوان زکات كافی است.

مسأله ۲۵۰۶. اگر گندم، جو، خرما و انگور با آب باران و نهر آبیاری شود و با وجود آبیاری با آب باران و نهر، دیگر احتیاج به آبیاری با آب چاه و مانند آن نداشته باشد ولی باز هم با آب چاه آبیاری شود به گونه‌ای که آب چاه به زیاد شدن محصول كمک نكند، در این فرض زكات محصول مذکور یک دهم است.

 و اگر محصول زکوی با آب چاه و مانند آن آبیاری شود و با وجود آبیاری با آب چاه و مانند آن، دیگر احتیاج به آبیاری با آب نهر و باران و مانند آن نباشد، ولی باز هم با آب نهر و باران آبیاری شود و آنها به زیاد شدن محصول كمک نكنند، در این فرض زكات محصول مذکور یک بیستم است.

مسأله ۲۵۰۷. اگر فردی زراعتی را با آب چاه و مانند آن آبیاری كند و همان فرد، در زمین مجاور آن نیز زراعتی داشته باشد که نیاز به آبیاری با آب چاه نداشته باشد - به گونه‌ای که تنها از رطوبت زمین مجاورش که با آب چاه آبیاری ‌شده، استفاده می‌نماید و آن را با آب چاه آبیاری نمی‌نماید - زكات زراعتی كه با آب چاه آبیاری شده، یک بیستم و زكات زراعتی كه پهلوی آن است، بنابر احتیاط واجب، یک دهم می‌باشد.

مسأله ۲۵۰۸. اگر فرد پیش از پرداخت زكات از انگور، خرمای خشک، جو و گندمی كه زكات آنها واجب شده، مقداری از این اموال را مصرف نماید، به عنوان مثال، به مصرف خود و خانواده‌اش برساند، یا به فقیر به غیر عنوان زكات بدهد، باید زكات مقداری را كه مصرف كرده بپردازد.

مسأله ۲۵۰۹. اگر فرد خرمای نارس (خَلال) یا خرمای تازه (رُطَب) را قبل از اینكه تبدیل به خرمای خشک (تمر) شود و به آن زكات تعلّق گیرد مصرف نماید مثل اینكه آن را خود یا خانواده‌اش یا مهمانانش بخورند یا به دیگری اهداء نماید و آن را تحویل وی دهد یا آن را بفروشد، به این مقدار، زكات تعلّق نمی‌گیرد؛ هرچند اگر در ملک او باقی می‌مانْد، تبدیل به خرمای خشک (تمر) می‌شد و به حدّ نصاب می‌رسید.

مسأله ۲۵۱۰. اگر فرد انگور را در حالی كه نام انگور (عِنَب) بر آن صادق است مصرف كند مثل اینكه آن را خود یا خانواده یا مهمانانش بخورند یا به دیگری اهداء نماید و آن را تحویل وی دهد یا آن را بفروشد، در صورتی كه اگر باقی می‌مانْد و تبدیل به كشمش یا مویز می‌شد، به حدّ نصاب می‌رسید - هرچند به ضمیمه مقدار باقیمانده - ، باید زكات آن را بدهد و اما اگر انگور را در حالی که نرسیده و غوره است به طوری که به آن عِنَب نگویند، مصرف نماید، پرداخت زکات آن لازم نیست.

مسأله ۲۵۱۱. اگر فرد گندم یا جو را پیش از وقت خشک شدن مصرف كند، چنانچه وزن خشک آنها به اندازه نصاب باشد - هرچند به ضمیمه مقدار باقیمانده- باید زكات آنها را بدهد.

‌حکم مخارج و هزینه‌های محصول زکوی


مسأله ۲۵۱۲. هنگام محاسبه محصول زکوی برای اینکه معلوم شود به حد نصاب رسیده یا نه فرد نمی‌تواند مخارج و هزینه‌هایی را كه برای گندم، جو، خرما و انگور قبل از تعلّق زکات به آن یا بعد از آن، انجام داده است، از حاصل كسر نموده و بعد ملاحظه نصاب نماید، بنابراین چنانچه مال زکوی پیش از ملاحظه مخارج، به مقدار نصاب برسد، باید زكات آن را بدهد.

مسأله ۲۵۱۳. بذری را كه فرد به مصرف زراعت رسانده، چه از خودش باشد یا خریده باشد، نمی‌تواند از حاصل كسر كند و سپس ملاحظه نصاب بنماید، بلكه باید نصاب را نسبت به مجموع محصول حاصل شده ملاحظه نماید.

مسأله ۲۵۱۴. آنچه را كه دولت از خود مال (نه پولِ آن) تحت عنوان مالیات و مانند آن می‌گیرد، پرداخت زكات آن واجب نیست مثلاً اگر حاصل زراعت «دوهزار كیلوگرم» باشد و دولت «صد كیلوگرم» را به عنوان مالیات بگیرد، فقط پرداخت زكات در «هزار و نهصد كیلوگرم» آن واجب می‌باشد و اگر حاصل زراعت بعد از تعلّق زكات «هزار كیلوگرم» باشد و دولت «چهارصد كیلوگرم» را به عنوان مالیات بگیرد - به گونه‌ای كه مقدارباقیمانده از حدّ نصاب كمتر باشد - باز هم باید زكات باقیمانده محصول «ششصد كیلوگرم» را بدهد و كمتر شدن از حدّ نصاب بعد از تعلّق زكات، موجب ساقط شدن زکات نمی‌گردد.

مسأله ۲۵۱۵. مخارج و هزینه‌هایی را که انسان قبل یا بعد ازتعلّق زکات برای محصول صرف می‌نماید، بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند از حاصل کسر نموده و فقط زکات بقیه رابدهد حتّی مخارجی را که بعد از تعلّق زکات، برای مقدار زکات خرج نموده، هرچند از حاکم شرع یا وکیل او در صرف آن‌ها اجازه گرفته‌باشد، بنابر احتیاط واجب،  نمی‌تواند کسر نماید. البتّه بعد از تعلّق زکات می‌تواند آن مال زکوی را پیش از درو کردن یا چیدن، به مستحق یا حاکم شرع یا وکیل آنها به طور مشاع تحویل دهد، که اگر چنین کند، پس از آن در مخارج شریک می‌باشند و در این صورت لازم نیست آنها را مجّانی به طور مشاع نگه‌ دارد؛ بلكه می‌تواند برای ماندن آنها در زمینش تا وقت درو یا خشک شدن، اجرت مطالبه نماید.

مسأله ۲۵۱۶. اجرت وزن كردن و پیمانه نمودن گندم و جو و انگور (كشمش) و خرمایی را كه برای زكات می‌دهد، با خود اوست. بنابر این وی نمی‌تواند اجرت مذکور را از زکات کسر نماید.

احکام دیگر مربوط به زکات غلّات چها‌گانه


مسأله ۲۵۱۷. اگر انسان در چند مکان كه فصل یا زمانِ رسیدن محصولات آنها با یكدیگر فرق دارد، گندم یا جو یا خرما یا انگور داشته باشد و همه آنها عرفاً محصول یک سال محسوب شود، چنانچه محصولی كه در ابتدا می‌رسد، به اندازه نصاب باشد، باید زكات آن را موقعی كه می‌رسد بدهد و زكات بقیه را هر وقت بدست می‌آید، ادا نماید و اگر آنچه در ابتدا می‌رسد به اندازه نصاب نباشد (هرچند اطمینان داشته باشد که با محصولی که بعد بدست می‌آید به اندازه نصاب خواهد شد) باید صبر ‏كند تا بقیه آن برسد، پس اگر روی هم به مقدار نصاب شود، زكات آن واجب است و اگر به مقدار نصاب نشود، زكات آن واجب نیست.

مسأله ۲۵۱۸. اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه ثمره و میوه بدهد، چنانچه روی هم به مقدار نصاب باشد ولی به تنهایی هیچ کدام به مقدار نصاب نباشد، بنابر احتیاط، زكات آن واجب است.

مسأله ۲۵۱۹. اگر بعد از آنكه زكات گندم، جو، خرما و انگور واجب شد، مالک آن بمیرد، باید زكات محصول زکوی پرداخت شود؛ ولی اگر فرد پیش از تعلّق زكات به اموال زکوی بمیرد و مال مذکور به ورثه ارث برسد و در ملکِ آنان متعلّق زکات شود، هریک از ورثه كه سهم او به اندازه نصاب است، باید زكات سهم خود را بدهد.

مسأله ۲۵۲۰. كسی كه شرعاً بدهكار است و مالی هم دارد كه زكات به خودِ آن مال تعلّق گرفته است، اگر بمیرد در حالی که خود آن مال موجود باشد باید تمام زكات را از مالی كه زكات آن واجب شده بدهند و سپس بدهی او را ادا نمایند و در این مورد چیزی از سهم زکات کم نمی‌شود هرچند بدهی او به اندازه کلّ ماتَرَک متوفّی باشد ولی اگر زكات در ذمّه او واجب باشد مانند سایر دیون است بنابر این:

الف. چنانچه مجموع بدهی زکات و سایر بدهی‌ها که در ذمّه مدیون بوده، مساوی یاکمتر از کلّ ماترک او باشد، باید کلّ بدهی زکات و سایر بدهی‌ها پرداخته شود.

ب. چنانچه مجموع بدهی زکات و سایر بدهی‌ها که در ذمّه مدیون بوده بیشتر از کلّ ماترک او باشد، باید ماترک او را بین مستحقّین زکات و سایر طلبکاران به نسبت تقسیم نمود؛ بنابر این هم‌چنان که سهم طلبکاران کم می‌شود، از سهم زکات نیز به نسبت، کم می‌شود.

مسأله ۲۵۲۱. كسی كه شرعاً بدهكار است و در حالی که به گندم یا جو یا خرما یا انگورهای وی هنوز زکات تعلّق نگرفته است، بمیرد:

الف. چنانچه پیش از آنكه به غلّات مذکور زکات تعلّق گیرد، ورثه، بدهی و دین او را از مال دیگرِ متوفّی بدهند و بعد از آن در ملکِ ورثه، زکات به غلّات مذکور تعلّق گیرد، هر كدام از ورثه كه سهمشان به اندازه نصاب برسد باید زكات بدهد.

ب. اگر پیش از تعلّقِ زكات به غلّات مذکور، بدهی و دین او را ندهند، چنانچه مجموع مال میت فقط به اندازه بدهی او باشد، واجب نیست زكات را بدهند و اگر مال میت بیشتر از بدهی او باشد، در صورتی كه بدهی او به قدری است كه اگر بخواهند ادا نمایند باید مقداری از غلّات مذکور را هم به طلبكار بدهند، آنچه را به طلبكار می‌دهند زكات ندارد و در بقیه مال، هر كدام از ورثه كه سهمش به اندازه نصاب شود و سایر شرایط تعلّق زکات را هم دارا باشد، باید زكات سهم خود را بدهد.

مسأله ۲۵۲۲. اگر گندم و جو و خرما و انگوری (كشمش) كه زكات آنها واجب شده خوب و بد دارد (دارای جنس مرغوب و نامرغوب می‌باشد)، احتیاط واجب آن است كه فرد زكات جنس خوب را از جنس بد ندهد ولی لازم نیست زکات همه را از جنس خوب بدهد؛ بلکه می‌تواند زکات هر قسم را از خود آن بدهد.

مسأله ۲۵۲۳. واجب نیست زکات غلّات را از خود آن بپردازند بلکه پرداخت قیمت آن از نقد رایج (مثل پول و ‌اسکناس‌های کاغذی) نیز کافی است ولی پرداخت قیمت آن از اجناس و کالاهای دیگر محل اشکال است.

مسأله ۲۵۲۴. اگر پرداخت زكاتِ خرمای خشک یا كشمش بر فرد واجب باشد، نمی‌تواند زكات آن را از خرمای تازه یا انگور بدهد، بلكه چنانچه مقدار زکات را قیمت گذاری نماید و بخواهد معادل قیمت آن، خرمای تازه یا انگور، بابت قیمت آن بدهد یا كشمش یا خرمای خشک دیگر، بابت قیمت بدهد نیز محل اشكال است. همچنین اگر زكات انگور بر او واجب باشد، نمی‌تواند زكات آن را كشمش بدهد مگر آنکه کشمش مذکور از عینِ همان انگور متعلّق زکات پدید آمده باشد.

مسأله ۲۵۲۵. گندم، جو، خرما و انگوری (كشمش) كه زكات آنها پرداخته شده اگر چند سال هم نزد فرد بماند زكات ندارد.

مسأله ۲۵۲۶. چنانچه مالک گندم، جو، خرما و انگور (كشمش) بچّه نابالغ یا فرد مجنون باشد، در صورت جمع بودن سایر شرایطِ ثبوت زکات، به اموال مذکور زکات تعلّق می‌گیرد و بر ولیّ شرعی بچه نابالغ یا فرد مجنون، واجب است زکات مذکور را از مال او پرداخت نماید. همچنین اگر صاحب غلّات مذکور در تمام سال یا مقداری از آن، مست یا بیهوش باشد، زكات از او ساقط نمی‌شود.

مسأله ۲۵۲۷. برای ثبوتِ زکات در گندم، جو، خرما و انگور (كشمش)، لازم نیست مالک قدرت بر تصرّف در غلّات مذکور را داشته باشد. بنابراین، اگر در هنگام تعلّق زکات به غلّات به سبب مانعی، مالک نتواند خودش یا وکیلش، در آن تصرّف نماید، زکات به غلّات وی تعلّق می‌گیرد و چنانچه در آینده به آنها دسترسی پیدا کند، باید زکات آن را بپردازد، مثل مالی که غصب شده یا توسّط ظالم توقیف شده یا به سرقت رفته یا گم شده و مالک آن، مکان آن را نمی‌داند و دسترسی به آن ندارد یا در محلّی دفن شده و مالکِ آن محلّش را فراموش کرده باشد.

مسأله ۲۵۲۸. همان طور که ذکر شد برای تعلّق زکات به گندم یا جو یا خرما یا انگور (كشمش)، شرط نیست غلّه مذکور در یک مکان باشد. بنابراین اگر شخصی زراعت یا درختان خرما یا انگور در شهر یا روستایی دارد که محصول آن به مقدار نصاب نیست و آن شخص مثل همان زراعت یا درختان را در شهر یا روستای دیگری دارد که محصول آن نیز به مقدار نصاب نیست ولی مجموع محصول هر دو مکان به حد نصاب می‌رسد، در صورتی که هر دو محصول عرفاً محصول یک سال به حساب آید واجب است زکات مجموع پرداخت شود.

زکات طلا و نقره


مسأله ۲۵۲۹. کسانی که طلا و نقره دارند، در صورت دارا بودن شرایط عمومی که قبلا ذکر شد و شرایط اختصاصی که خواهد آمد، باید زکات طلا و نقره خویش را بپردازند.

شرایط اختصاصی تعلّقِ زکات به طلا و نقره


شرط اول و دوّم: مالک طلا و نقره، بالغ و نیز درتمام سال عاقل باشد

مسأله ۲۵۳۰. چنانچه مالک طلا ونقره بچه نابالغ یا فرد دیوانه[۵] باشد، به طلا یا نقره مذکور زکات تعلّق نمی‌گیرد و هنگامی که فرد، بالغ یا عاقل شد، در صورت جمع بودن سایر شرایط ثبوت زکات، از آن زمان، سالِ مربوط به زکات آغاز می‌شود.

مسأله ۲۵۳۱. اگر صاحب طلا و نقره در تمام سال یا مقداری از آن، مست یا بیهوش شود، زكات از او ساقط نمی‌شود.

شرط سوم: طلا یا نقره به حدّ نصاب معیّن برسد

مسأله ۲۵۳۲. طلا دو نصاب دارد:

نصاب اول: بیست مثقال شرعی است كه هر مثقال آن معادل «18 نخود» است، پس وقتی كه طلا به بیست مثقال شرعی برسد - كه بنابر آنچه گفته شده معادل پانزده مثقال بازاری است - ، چنانچه سایر شرایط تعلّق زکات را هم داشته باشد، انسان باید یک چهلم آن (دو ونیم درصد) را كه معادل نُه نخود می‌شود، بابت زكات بدهد و اگر به این مقدار نرسد، زكات آن واجب نیست.

نصاب دوم: چهار مثقال شرعی است كه بنابر آنچه گفته شده معادل سه مثقال بازاری می‌شود، یعنی اگر سه مثقال بازاری به پانزده مثقال بازاری سابق اضافه شود، باید زكات تمام هیجده مثقال را از قرار یک چهلم بدهد و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط باید زكات پانزده مثقال آن را بدهد و زیادی آن زكات ندارد و همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر سه مثقال بازاری اضافه شود باید زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقداری كه اضافه شده زكات ندارد.

مسأله ۲۵۳۳. نقره دو نصاب دارد:

نصاب اول: دویست درهم که بنابر آنچه گفته شده معادل «105» مثقال بازاری است كه اگر نقره به «105» مثقال بازاری برسد و شرایط دیگر را هم داشته باشد، انسان باید یک چهلم آن (دو و نیم درصد) را كه «2» مثقال و «15» نخود است بابت زكات بدهد و اگر به این مقدار نرسد، زكات آن واجب نیست.

نصاب دوم: چهل درهم که بنابر آنچه گفته شده معادل «21» مثقال بازاری است، یعنی اگر «21» مثقال بازاری به «105» مثقال بازاری اضافه شود، باید زكات تمام «126» مثقال بازاری را از قرار یک چهلم بدهد و اگر كمتر از «21» مثقال بازاری اضافه شود، فقط باید زكات «105» مثقال آن را بدهد و زیادی آن زكات ندارد و همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر «21» مثقال بازاری اضافه شود باید زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقداری كه اضافه شده و كمتر از «21» مثقال است زكات ندارد.

مسأله ۲۵۳۴. اگر فرد، شک داشته باشد كه طلا یا نقره به حدّ نصاب رسیده است یا خیر، بنابر احتیاط واجب، باید تحقیق و جستجو كند.

مسأله ۲۵۳۵. كسی كه طلا یا نقره او به اندازه نصاب است - هرچند زكات آن را داده باشد - تا وقتی از نصاب اول كم نشده است و سایر شرایط وجوب زکات نیز جمع باشد، هر سال باید زكات آن را بدهد.

‌ شرط چهارم: طلا یا نقره، سکّه دار بوده و معامله با آن رایج باشد[۶]

مسأله ۲۵۳۶. اگر معامله با طلا و نقره سکه‌دار رایج باشد؛ هرچند نقش سکّه از بین هم رفته‌باشد، باید زكات آن را بدهند ولی اگر از رواج افتاده باشد، زكات ندارد هرچند نقش سكه آن باقی باشد.

مسأله ۲۵۳۷. طلا و نقره سكّه‌داری كه زن‌ها برای زینت به كار می‌برند، در صورتی كه رواج معامله با آن باقی باشد یعنی طلا و نقره به عنوان پول در معاملات بکار گرفته ‌شوند، بنابر احتیاط، زكات آن واجب است ولی اگر معامله با آن رایج نباشد، زكاتش واجب نیست. همچنین زیورآلات طلا و نقره غیر سکّه‌دار زکات ندارد.

مسأله ۲۵۳۸. در زمان کنونی که طلا و نقره به عنوان پول در معاملات بکار گرفته نمی‌شوند، اسکناس و پول‌های کاغذی یا پول‌های فلزی که از غیر طلا و نقره مثل نیکل ساخته می‌شوند، حکم طلا و نقره را ندارند.

مسأله ۲۵۳۹. نصاب طلا و نقره جداگانه حساب می‌شود. بنابر این كسی كه هم طلا و هم نقره دارد، اگر هیچ كدام آنها به اندازه نصاب اول نباشد، مثلاً «104» مثقال بازاری نقره و «14» مثقال بازاری طلا داشته باشد، زكات بر او واجب نیست هرچند هر دو با هم به حدّ نصاب برسد.

شرط پنجم: فرد یک سال زکاتی - با وجود سایر شرایط عمومی و اختصاصی - مالک طلا یا نقره باشد

مسأله ۲۵۴۰. اگر طلا و نقره در بین یازده ماه، از ملکِ فرد خارج شود یا از نصاب اول طلا و نقره كمتر شود، زكات بر او واجب نیست؛ اما اگر بعضی از شرایط بعد از تمام شدن ماه یازدهم و ورود به ماه دوازدهم از بین برود، زکات به طلا یا نقره مذکور تعلّق گرفته است.

مسأله ۲۵۴۱. اگر فرد در بین یازده ماه طلا و نقره‏ای را كه دارد با شیء دیگری عوض نماید یا آنها را آب كند (ذوب نماید)، زكات بر او واجب نیست؛ ولی اگر برای فرار از پرداخت زكات آنها را با طلا و نقره سکّه‌دار دیگر عوض كند یعنی طلای سکّه‌دار را با طلا یا نقره سکّه‌دار عوض نماید یا نقره سکّه‌دار را با نقره یا طلای سکّه‌دار عوض نماید و سایر شرایط تعلّق زکات هم تا تمام شدن ماه یازدهم باقی بماند، احتیاط واجب آن است كه زكات آن را بدهد.

مسأله ۲۵۴۲. اگر فرد در ماه دوازدهم، طلا و نقره‌ای که مشمول زکات است، را آب كند (ذوب نماید)، باید زكات آنها را بدهد و چنانچه به سبب ذوب كردن، وزن یا قیمت آنها كم شود، باید زكاتی را كه پیش از ذوب كردن بر او واجب بوده بدهد.

مسأله ۲۵۴۳. چنانچه در سکّه طلا و نقره‏ای ‌که مشمول زکات است، بیشتر از اندازه معمول، فلز دیگری باشد، اگر به آن، سکّه طلا و نقره بگویند، در صورتی كه به حدّ نصاب برسد زكاتش واجب است، هرچند خالصش به حدّ نصاب نرسد، ولی اگر به آن، سکّه طلا و نقره نگویند، زكاتش واجب نیست، هرچند خالصش به حدّ نصاب برسد.

مسأله ۲۵۴۴. اگر سکّه طلا و نقره ‏به مقدار معمول با فلز دیگری مخلوط باشد، چنانچه زكات آن را از سکّه طلا و نقره‏ای كه بیشتر از معمول فلز دیگر دارد، یا از پولی غیر از سکّه طلا و نقره بدهد، ولی به قدری باشد كه قیمت آن به اندازه قیمت زكاتی باشد كه بر او واجب است اشكال ندارد.

شرط ششم: مالک طلا و نقره بتواند عرفاً در اموال مذکور تصرّف نماید

مسأله ۲۵۴۵. اگر مالک طلا یا نقره سکّه‌دار به سبب وجود مانع یا عاملی دیگر برای مدّت قابل توجّهی نتواند در مالش تصرّف نماید، مثل آنکه مالش به سرقت رفته یا غصب شده یا گم شده‌باشد، آن مال زکات ندارد.

زمان پرداخت زکات طلا و نقره


مسأله ۲۵۴۶. فرد باید زكات طلا و نقره را بعد از تمام شدن ماه یازدهم، به فقیر بدهد، یا از مال خود جدا نماید و حکم تأخیر در پرداخت زکات در مسأله (2634) خواهد آمد.

زكات شتر، گاو و گوسفند


مسأله ۲۵۴۷. کسانی که مالک شتر یا گاو یا گوسفند هستند در صورت دارا بودن شرایط عمومی که قبلا ذکر شد و شرایط اختصاصی که خواهد آمد، باید زکات شتر یا گاو یا گوسفند خویش را بپردازند.

شرایط اختصاصی تعلّقِ زكات به شتر، گاو و گوسفند


شرط اول: مالک بتواند در اموال مذکور عرفاً تصرّف داشته باشد

مسأله ۲۵۴۸. اگر مالک شتر یا گاو یا گوسفند، به سبب عاملی برای مدّت قابل توجّهی نتواند در مالش تصرّف نماید، مثل آنکه مالش به سرقت رفته یا غصب شده یا گم شده‌باشد، آن مال زکات ندارد.

شرط دوم: حیوانات مذکور در تمام سال از چراگاه‌های طبیعی واقع در دشت، بیابان و مانند آن، چرا نمایند[۷]

مسأله ۲۵۴۹. شتر، گاو و گوسفندانی که در طول سال از چراگاه‌های طبیعی استفاده می‌‌کنند، زکاتشان واجب است و فرق ندارد علف و گیاهی که حیوان از آن چرا می‌کند بدون مالک باشد یا دارای مالک باشد، علف مذکور خشک باشد یا تازه. بنابراین اگر فرد مالک زمینی باشد که دارای علف‌ها و گیاهان خودرو است و گوسفندانش در طول سال در آن چرا می‌کنند، در صورت جمع بودن سایر شرایط، باید زکات آنها را بپردازد.

مسأله ۲۵۵۰. اگر شتر یا گاو یا گوسفند در تمام سال یا مقداری از آن، از علفِ چیده شده یا زراعتی که کاشته شده تغذیه نماید، زکات ندارد و فرق ندارد علف یا زراعت، مالِ مالک حیوانات باشد یا فرد دیگر، غصبی باشد یا مباح و نیز فرقی ندارد چریدن حیوان به اختیار صاحب حیوان باشد یا از روی ناچاری.

مسأله ۲۵۵۱. اگر شتر یا گاو یا گوسفند در تمام سال مقدار كمی از علف چیده شده بخورد یا مقدار اندکی از زارعت مزرعه تغذیه نماید به طوری كه عرفاً بگویند در تمام سال از علف بیابان و مانند آن، چرا نموده است یا چرا می‌کند، پرداخت زكات آن واجب می‌باشد و میزان در تشخیص امر مذکور، عرف می‌باشد.

مسأله ۲۵۵۲. اگر انسان برای شتر، گاو و گوسفند خود چراگاهی را كه كسی نكاشته خریداری نماید یا اجاره كند، بنابر احتیاط، واجب است زکات آن‌ها را بپردازد.[۸]

شرط سوم: فرد یک سال زکاتی - با وجود سایر شرایط عمومی و اختصاصی - مالک حیوانات مذکور باشد.

مسأله ۲۵۵۳. اگر در بین یازده ماه، چهارپایان مذکور از ملکِ فرد خارج شوند مثل اینکه آنها را بفروشد یا تعداد آنها از نصاب اول زکات آن حیوان كمتر شود، زكات بر او واجب نیست؛ امّا از بین رفتن بعضی از شرایط، بعد از تمام شدن ماه یازدهم و پس از ورود به ماه دوازدهم، اثری ندارد و  زکات به حیوانات مذکور تعلّق گرفته است و واجب است پرداخت شود.

مسأله ۲۵۵۴. اگر فرد پیش از تمام شدن ماه یازدهم، گاو و گوسفند و شتری را كه دارد با حیوانی از جنس خودش یا غیر جنس خودش عوض كند و این كار به قصد فرار از زكات نباشد، در این صورت، زكات بر او واجب نیست؛ امّا اگر این تعویض برای فرار از زکات انجام می‌شود، مثلاً به قصد فرار از زکات، چهل گوسفند بدهد و چهل گوسفند دیگر بگیرد در صورتی كه هر دو مورد یک نوع منفعت داشته باشند،[۹] مثلاً هر دو گوسفند شیر ده باشند و سایر شرایط تعلّق زکات هم تا تمام شدن ماه یازدهم باقی بماند، احتیاط لازم آن است كه زكات آنها را بدهد.

شرط چهارم: تعداد حیوانات مذکور، به حدّ نصاب برسد

مسأله ۲۵۵۵. شتر دوازده نصاب دارد:

اوّل: پنج شتر و زكات آن یک گوسفند است و تا تعداد شترها به این مقدار نرسد، زكات ندارد.

دوّم: ده شتر و زكات آن دو گوسفند است.

سوّم: پانزده شتر و زكات آن سه گوسفند است.

چهارم: بیست شتر و زكات آن چهار گوسفند است.

پنجم: بیست و پنج شتر و زكات آن پنج گوسفند است.

ششم: بیست و شش شتر و زكات آن یک شتری است كه داخل سال دوم شده باشد.

هفتم: سی و شش شتر و زكات آن یک شتری است كه داخل سال سوم شده باشد.

هشتم: چهل و شش شتر و زكات آن یک شتری است كه داخل سال چهارم شده باشد.

نهم: شصت و یک شتر و زكات آن یک شتری است كه داخل سال پنجم شده باشد.

دهم: هفتاد و شش شتر و زكات آن دو شتری است كه داخل سال سوم شده باشند.

یازدهم: نود و یک شتر و زكات آن دو شتری است كه داخل سال چهارم شده باشند.

دوازدهم: صد و بیست و یک شتر و بالاتر از آن است كه باید یا برای هر چهل شتر، یک شتری بدهد كه داخل سال سوم شده باشد و یا برای هر پنجاه شتر یک شتری بدهد كه داخل سال چهارم شده باشد و یا با چهل و پنجاه، هر دو حساب كند و در بعضی موارد هم مخیّر است كه با چهل، یا پنجاه حساب كند مانند دویست، ولی در هر صورت، باید طوری حساب كند كه چیزی باقی نماند، یا اگر چیزی باقی می‌ماند، از نُه شتر بیشتر نباشد، مثلاً اگر «140» شتر دارد، باید برای صد شتر دو شتری كه داخل سال چهارم شده و برای چهل شتر یک شتری كه داخل سال سوم شده، بدهد.

مسأله ۲۵۵۶. زكات ما بین دو نصاب واجب نیست، پس اگر تعداد شترهایی كه دارد از نصاب اول كه پنج است بگذرد، تا به نصاب دوم كه ده است نرسیده باشد، فقط باید زكات پنج شتر آن را بدهد و حکم در نصاب‌های بعد نیز همین‌طور است.

مسأله ۲۵۵۷. گاو دو نصاب دارد:

نصاب اول: سی تا است که زکات آن یک گوساله‏ كه داخل سال دوم شده می‌باشد و احتیاط واجب است كه آن گوساله نر باشد و تا تعداد گاوها به سی نرسیده زکات واجب نیست.

نصاب دوم: چهل است و زكات آن یک گوساله ماده‏ای است كه داخل سال سوّم شده باشد و زكات ما بین سی و چهل واجب نیست، مثلاً كسی كه سی و نُه گاو دارد، فقط باید زكات سی گاو را بدهد

و نیز اگر از چهل گاو زیادتر داشته باشد تا به شصت نرسیده، فقط باید زكات چهل گاو را بدهد و بعد از آنكه به شصت رسید چون دو برابر نصاب اول را دارد، باید دو گوساله‏ای كه داخل سال دوّم شده بدهد و همچنین هر چه بالا رود، باید یا بر اساس عدد سی یا چهل، یا هر دو حساب كند و زكات آن را به دستوری كه گفته شد بدهد، ولی باید طوری حساب كند كه چیزی باقی نماند، یا اگر چیزی باقی می‌ماند از نُه تا بیشتر نباشد، مثلاً اگر هفتاد گاو دارد، باید با سی و چهل حساب كند، چون اگر فقط بر اساس عدد سی حساب كند، ده گاوِ زكات نداده می‌ماند و در بعضی موارد مانند صد و بیست (120) مخیّر است.

مسأله ۲۵۵۸. گوسفند پنج نصاب دارد:

اول: چهل عدد است و زكات آن یک گوسفند است و تا تعداد گوسفندان به عدد چهل نرسیده است، زكات ندارد.

دوم: صد و بیست و یک است و زكات آن دو گوسفند می‌باشد.

سوم: دویست و یک است و زكات آن سه گوسفند می‌باشد.

چهارم: سیصد و یک است و زكات آن چهار گوسفند می‌باشد.

پنجم: چهارصد و بالاتر از آن است كه باید برای هر صد گوسفند یک گوسفند بدهد.

مسأله ۲۵۵۹. زكات ما بین دو نصاب واجب نیست، پس اگر شماره گوسفندهای كسی از نصاب اول كه چهل است بیشتر باشد، تا به نصاب دوم كه صد و بیست و یک است نرسیده باشد، فقط باید زكات چهل گوسفند را بدهد و زیادی آن زكات ندارد و حكم در نصاب‌های بعد نیز همین‌طور است.

مسأله ۲۵۶۰. برای واجب شدن زکات حیوانات، در مورد زکات شتر، شتر عربی و غیر عربی، در مورد زکات گاو، گاو و گاومیش و در مورد زکات گوسفند، گوسفند و بز و میش و شیشک، یک جنس محسوب می‌شود و نر یا ماده بودن حیوانات هم فرقی ندارد.

مسأله ۲۵۶۱. اگر چند نفر با هم در شتران یا گاوها یا گوسفندان شریک باشند، هركدام آنان كه سهمش به نصاب اول مربوط به آن حیوان رسیده باشد، باید زكات بدهد و بر كسی كه سهم او كمتر از نصاب اول است زكات واجب نیست.

مسأله ۲۵۶۲. اگر یک نفر در چند جا گاو یا شتر یا گوسفند داشته باشد و روی هم به اندازه نصاب باشند، باید زكات آنها را بدهد.

مسأله ۲۵۶۳. شتری كه به عنوانِ زكات داده می‌شود باید ماده باشد ولی اگر فرد در مورد نصاب ششم، در بین شترانش، شتر ماده دو ساله نداشته باشد، شتر نر سه ساله كافی است و اگر آن را هم نداشته باشد در خرید هر كدام مخیّر است.

مسأله ۲۵۶۴. گوسفندی که به عنوان زکات شتران یا زکات گوسفندان پرداخت می‌شود، بنابر احتیاط واجب، باید أقلاً داخل سال دوم شده باشد و بزی که به عنوان زکات آنها پرداخت می‌شود، بنابر احتیاط واجب باید داخل سال سوم شده باشد.

مسأله ۲۵۶۵. گوسفندی را كه فرد بابت زكات می‌دهد، اگر قیمتش مختصری از گوسفندهای دیگر او كمتر باشد اشكال ندارد ولی بهتر است گوسفندی را كه قیمت آن از تمام گوسفندهایش بیشتر است بدهد و حکم در مورد گاو و شتر نیز همین‌طور است.

مسأله ۲۵۶۶. اگر فرد دارای گاو یا گوسفند یا شترانی باشد كه مریض و معیوب هستند، این امر موجب ساقط شدن زکات نمی‌شود و باید زكات آنها را بپردازد.

مسأله ۲۵۶۷. اگر فرد دارای گاو یا گوسفند یا شترانی باشد كه همه مریض یا معیوب یا پیر هستند، می‌تواند زكات را از خود آنها بدهد ولی اگر همه سالم و بی‌عیب و جوان باشند، نمی‌تواند زكات آنها را از آن حیوانی که مریض یا معیوب یا پیر است بدهد، بلكه اگر بعضی از آنها سالم و بعضی مریض و دسته‏ای معیوب و دسته دیگر بی‌عیب و تعدادی پیر و تعدادی جوان باشند، احتیاط واجب آن است كه برای زكات آنها، حیوان سالم و بی‌عیب و جوان بدهد.

مسأله ۲۵۶۸. لازم نیست زكات شترهایی که به حد نصاب رسیده از خود نصاب بدهد، بلكه اگر شتر دیگری بدهد کافی است و این حکم در گاو و گوسفند نیز جاری است. بنابراین مالک در پرداخت زکات از نصاب و غیر آن، مخیّر می‌باشد بلکه جایز است مطابق قیمت شتر یا گاو یا گوسفندی که باید بابت زکات بپردازد، پول بدهد هرچند پرداخت زکات از خود نصابی که به آن زکات تعلّق گرفته بهتر و مطابق با احتیاط مستحب است و پرداخت اجناس دیگر به جز پول بابت قیمت بنابر احتیاط واجب کافی نیست.

مسأله ۲۵۶۹. كسی كه باید زكات گاو، گوسفند و شتر را بدهد، تا زمانی که تعداد آنها از مقدار نصاب اول کمتر نشده است، باید هر سال زکات بپردازد. بنابر این، چنانچه زكات آنها را از مال دیگرش بدهد، تا وقتی شماره آنها از نصاب كم نشده و سایر شرایط ثبوت زکات نیز جمع باشد، همه ساله باید زكات را بدهد و اگر از خود آنها بدهد و از نصاب اول كمتر شوند، زكات بر او واجب نیست؛ مثلاً كسی كه چهل گوسفند دارد، اگر از مال دیگرش زكات آنها را بدهد، تا وقتی كه گوسفندهای او از چهل كم نشده، همه ساله باید یک گوسفند بدهد و اگر از خود آنها بدهد، تا وقتی به چهل نرسیده، زكات بر او واجب نیست.

احکام دیگر مربوط به زکات شتر، گاو و گوسفند


مسأله ۲۵۷۰. فرد باید زكات شتر، گاو و گوسفند را بعد از تمام شدن ماه یازدهم، به فقیر بدهد، یا از مال خود جدا نماید و حکم تأخیر در پرداخت زکات در مسأله (2634) خواهد آمد.

مسأله ۲۵۷۱. چنانچه مالک شتر، گاو و گوسفند، بچه نابالغ یا فرد مجنون باشد، با وجود سایر شرایطِ ثبوت زکات، به این اموال زکات تعلّق می‌گیرد و بر ولیِّ شرعی بچه نابالغ یا فرد مجنون، واجب است زکات را از مال او پرداخت نماید. همچنین اگر صاحب آن حیوانات در تمام سال یا مقداری از آن، مست یا بیهوش شود، زكات از او ساقط نمی‌شود.

مسأله ۲۵۷۲. مشهور فرموده‌اند: در تعلّق زکات به شتر، گاو و گوسفند شرط است حیوانات مذکور، بیکار باشند یعنی از جمله چهارپایانی باشند که در کارهایی مانند آبیاری، شخم زدن و مانند آن به کار گرفته نمی‌شوند؛ امّا این حکم محل اشکال است و بنابر‌احتیاط واجب، به چهارپایان مذکور که در کارهایی مانند آبیاری، شخم زدن، کوبیدن خرمن، حمل و نقل بار و مانند آن، به کار گرفته می‌شوند و بیکار محسوب نمی‌شوند، زکات تعلّق می‌گیرد و امّا اگر عرفاً صدق كند كه چهار پایان مذکور بیكارند، پرداخت زکات آنها بنابر فتوی واجب است.

مسأله ۲۵۷۳. برای تعلّق زکات به شتر یا گاو یا گوسفند شرط نیست این چهارپایان در یک مکان باشند، بنابراین اگر شخصی دارای گوسفندانی می‌باشد که در چند روستا پراکنده هستند و گوسفندان هر مکان به تنهایی به حد نصاب نمی‌رسند ولی مجموع گوسفندانِ چند مکان به حد نصاب می‌رسند، در صورتی که سایر شرایط تعلّق زکات نیز فراهم باشد، واجب است فرد زکات مجموع آنها را بپردازد.

زکات مال التجاره


مسأله ۲۵۷۴. کسانی که مال التجاره و سرمایه کسب دارند و قصد دارند از طریق آن، کسب و تجارت نمایند، در صورت دارا بودن شرایط عمومی که قبلا ذکر شد و شرایط اختصاصی که خواهد آمد، بنابر احتیاط واجب، باید زکات مال التجاره و سرمایه کسب خویش را بپردازند که مقدار آن یک چهلم (دو ونیم درصد) می‌باشد.

شرایط اختصاصی تعلّقِ زكات به مال التجاره


شرط اول و دوم: مالک مال التجاره، بالغ و نیز در تمام سال عاقل باشد

مسأله ۲۵۷۵. چنانچه مالک مال التجاره، بچه نابالغ یا فرد دیوانه[۱۰] باشد، به آن زکات تعلّق نمی‌گیرد و هنگامی که فرد، بالغ یا عاقل شد، چنانچه سایر شرایط ثبوت زکات وجود داشته باشد سایر شرایط ثبوت زکات، از آن زمان، سالِ مربوط به زکات آغاز می‌شود.  

شرط سوم: فرد، مال التجاره را به عقد معاوضی مالک شده باشد

مسأله ۲۵۷۶. ثبوت زكات در مال التجاره، مشروط به آن است كه فرد مال التجاره و سرمایه کسبش را از طریق معاوضه مثل خریدن یا مصالحه معاوضی و مانند آن مالک شده باشد و این حکم شامل مال التجاره‌ای که به فرد بخشیده شده یا به او ارث رسیده یا به او مجّانی و بدون عوض مصالحه شده و مانند آن نمی‌شود.

شرط چهارم: مال التجاره به حدّ نصاب برسد

مسأله ۲۵۷۷. نصاب مال التجاره همانند نصاب طلا و نقره می‌باشد که در مسائل‌ (2532 و 2533) گذشت.

شرط پنجم: یک سال زکاتی بر آن مال گذشته باشد

مسأله ۲۵۷۸. در تعلّق زکات به مال التجاره، شرط است یک سال زکاتی از هنگامی كه فرد قصد تجارت و منفعت بردن داشته است بر آن مال گذشته باشد و همان طور که مسأله (2479) گذشت، منظور از سال زکاتی در مال التجاره، سپری شدن دوازده ماه کامل قمری می‌باشد.

شرط ششم: در تمام سال، قصد تجارت با مال التجاره باقی باشد

مسأله ۲۵۷۹. اگر در میان سال از آن قصد منصرف شود و مثلاً قصد صرف مال‌التجاره را در مؤونه نماید، زكات واجب نیست.

شرط هفتم: مال التجاره در تمام سال، به اندازه قیمت اصل[۱۱] آن یا بیشتر، قابل فروش باشد

مسأله ۲۵۸۰. اگر مال‌التجاره در قسمتی از سال به مقدار اصل سرمایه، قابل فروش نبوده و خریدار نداشته باشد، واجب نیست زكات مال التجاره را بپردازد. به عنوان مثال اگر سرمایه و مال التجاره فرد، صد میلیون ریال ارزش داشته باشد؛ لکن در بین سال ارزش آن کاسته شده و بیشتر از نود میلیون ریال قابل فروش نباشد، زکات ندارد.

شرط هشتم: مالک بتواند در مال التجاره عرفاً تصرّف داشته باشد

مسأله ۲۵۸۱. اگر مالک مال‌التجاره برای مدّت قابل توجّهی، عرفاً نتواند در مالش تصرّف نماید، مثل آنکه مالش به سرقت رفته یا غصب شده یا گم شده‌باشد، آن مال زکات ندارد.

مواردی که پرداخت زکات مستحب است


مسأله ۲۵۸۲. حبوبات و دانه‌های خوراکی که از زمین می‌روید[۱۲]، چه با پیمانه فروخته شوند یا با وزن نمودن، مانند نخود، عدس، ماش، لوبیا، برنج، ذرت، ارزن، کنجد و مانند اینها، پرداخت زکات آنها مستحب می‌باشد؛ اما در سبزیجات مانند تره، جعفری، اسفناج، گشنیز، نعناع و ریحان و همچنین در مثل خربزه، خیار و مانند آن، پرداخت زکات مستحب نمی‌باشد.

مسأله ۲۵۸۳. اگر ولیِّ شرعی بچه نابالغ یا فرد مجنون با اموال متعلّق به کودک نابالغ یا شخصِ مجنون، برای آنان تجارت کند، مستحب است زکات مال التجاره آنان را در صورت وجود شرایط تعلّقِ زکات در آن، از مالشان پرداخت نماید.

موارد مصرف زكات


مسأله ۲۵۸۴. زكات در هشت مورد صرف می‌شود:

مورد اول و دوم: فقراء و مساکین


مسأله ۲۵۸۵. تعریف فقیر و مسکین و احکام مربوط به آنها در مورد استحقاق دریافت زکات همانند مبحث خمس است که تفصیل احکام فقهی آن در فصل مصرف خمس بیان شد.

مسأله ۲۵۸۶. كسی كه باید زكات بدهد، اگر از فقیری طلبكار باشد، می‌تواند طلبی را كه از او دارد،در صورت فراهم بودن سایر شرایط استحقاق زکات،بابت زكات حساب كند.

مسأله ۲۵۸۷. اگر فقیر بمیرد و مال او به اندازه قرضش نباشد، انسان می‌تواند طلبی را كه از او دارد بابت زكات حساب كند، بلكه اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند، یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد و وصول نماید، نیز می‌تواند طلبی را كه از او دارد، بابت زكات حساب كند.

مسأله ۲۵۸۸. اگر فرد به فقیر بودن شخصی یقین داشته باشد یا از طریق عقلایی اطمینان به فقر او داشته باشد یا بیّنه یعنی دو مرد عادل شهادت به فقر آن شخص دهند، کافی است و فرد می‌تواند در صورت فراهم بودن سایر شرایط استحقاق زکات در شخص مذکور زکاتش را به او بپردازد.

شایان ذکر است راه‌های اثبات فقر اشخاص و فروعات احکام مربوط به آن در کلّیه وجوهات شرعیه فرق ندارد و یکسان می‌باشد.

مسأله ۲۵۸۹. به كسی كه قبلاً فقیر بوده و حال نیز می‌گوید فقیرم و شک در از بین رفتن فقرش باشد، هرچند از گفته او اطمینان پیدا نشود، می‌توان زكات داد، ولی كسی كه معلوم نباشد قبلاً فقیر بوده یا نه، بنابر احتیاط واجب، نمی‌توان تا وقتی كه اطمینان به فقرش حاصل نشده یا از طریق حجّت شرعی دیگری مثل بیّنه، فقر او ثابت نشده، به او زكات داد.

مسأله ۲۵۹۰. كسی كه می‌گوید فقیرم و قبلاً فقیر نبوده، چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود یا از طریق حجّت شرعی دیگری مثل بیّنه فقر او ثابت نشود، نمی‌شود به او زكات داد.

مسأله ۲۵۹۱. اگر به خیال اینكه كسی فقیر است به او زكات بدهد، بعد بفهمد فقیر نبوده، یا به علّت ندانستن مسأله، به كسی كه می‌داند فقیر نیست زكات بدهد، كافی نمی‌باشد. پس چنانچه چیزی را كه به او داده باقی باشد، باید از او بگیرد و به مستحق بدهد و اگر از بین رفته باشد، چنانچه كسی كه آن چیز را گرفته می‌دانسته زكات است، انسان می‌تواند عوض آن را از او بگیرد و به مستحقّ بدهد و اگر نمی‌دانسته زكات است، نمی‌تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش عوض زكات را به مستحق بدهد، حتّی اگر در شناخت فقیر تحقیق كرده یا به حجّت شرعی مستند بوده، باز هم بنابر احتیاط واجب همین حکم جاری است.

مسأله ۲۵۹۲. اگر پیش از آنكه زكات به اموال فرد تعلّق گیرد، مالی بابت زكات به فقیر بدهد، آن مال، زکات حساب نمی‌شود؛ اما می‌تواند بعد از آنكه زكات بر او واجب شد - اگر مالی را كه به فقیر داده از بین نرفته باشد و آن فقیر هم به فقر خود باقی باشد و سایر شرایط استحقاق زکات را دارا باشد - مالی را كه به او داده، بابت زكات حساب كند.

مسأله ۲۵۹۳. فقیری كه می‌داند زكات بر انسان واجب نشده است، اگر مالی بابت زكات بگیرد و نزد او تلف شود ضامن است و عوض آن را بدهکار می‌شود؛ ولی زمانی كه زكات بر انسان واجب می‌شود، اگر آن فقیر به فقر خود باقی باشد و سایر شرایط استحقاق دریافت زکات را داشته باشد، انسان می‌تواند آن طلب را بابت زكات حساب كند.

مسأله ۲۵۹۴. فقیری كه نمی‌داند زكات بر انسان واجب نشده است، اگر مالی بابت زكات بگیرد و نزد او تلف شود، ضامن نیست و انسان نمی‌تواند عوض آن را بابت زكات حساب كند.

مورد سوم: عاملین و کارگزاران زکات


مسأله ۲۵۹۵. عامل و کارگزار زکات كسی است كه از طرف امام(علیه‌السلام) یا نائب خاص حضرتش یا نائب عام ایشان (حاکم شرع)، مأمور شده كه زكات را جمع آوری و نگهداری نماید و به حساب آن رسیدگی كند و آن را به امام(علیه‌السلام) یا نائب ایشان یا فقراء و مستحقین آن برساند و در إزای کارش به عنوان اجرت و حق الزحمه از زکات به او پرداخت گردد.

شایان ذکر است مؤسّسات خیریه و مانند آن که افرادی را برای جمع آوری زکات استخدام می‌نمایند، نمی‌توانند زكات را بدون اجازه امام(علیه‌السلام) یا نائب خاص یا عام ایشان، در این مورد مصرف نمایند و به عنوان اجرت و حق الزّحمه به چنین افرادی پرداخت کنند.

مورد چهارم: کسانی که با دادن زکات به ایشان زمینه گرایش آنها به اسلام یا مذهب حق فراهم می‌شود (المؤلفه قلوبهم)


مسأله ۲۵۹۶. این سهم در موارد ذیل مصرف می‌شود:

الف. كفّاری كه اگر به آنان زكات بدهند، به دین اسلام رغبت پیدا می‌کنند یا در جنگ یا غیر آن به مسلمانان كمک می‌كنند.

ب. مسلمانانی كه ایمان آنان به بعضی از آنچه پیامبر اكرم(صلى الله عليه و آله) آورده‏اند، ضعیف است و چنانچه زكات به آنان داده شود، موجب تقویت ایمانشان می‌گردد.

ج. مسلمانانی كه ایمان به ولایت امیر مؤمنان(علیه‌السلام) ندارند و اگر به آنان زكات داده شود، به ولایت رغبت پیدا می‌كنند و به آن ایمان می‌آورند.

شایان ذکر است مالک مال زکوی یا سایر افراد، نمی‌توانند زكات را بدون اجازه امام(علیه‌السلام) یا نایب خاص حضرتش یا نایب عام ایشان (حاکم شرع)، در این مورد مصرف نمایند.

مورد پنجم: خریداری بنده‌‌ها و آزاد کردن آنان[۱۳]


مورد ششم: بدهکاران


مسأله ۲۵۹۷. كسانی كه بدهكار هستند (غارِمین) و زیر بار قرض رفته‌اند و نمی‌توانند بدهی خود را بپردازند، هرچند مخارج سال خود را داشته باشند، می‌توان برای دادن قرض و دیونشان به آنان زكات داد یا بدهی‌شان را از زكات اداء كرد (مثل آنان كه در آتش‏سوزى، سیل، غرق كشتی و حوادث طبیعی دیگر، هستی و دارایی خود را از دست داده‏اند یا آنکه در تجارت و معاملات متضرّر شده و ورشکست شده‌اند) مشروط به آنكه آن فرد شرایط ذیل را دارا باشد:

الف. باید مالی را كه قرض كرده در معصیت خرج نكرده باشد.

ب. احتیاط واجب آن است كه آن دین، بدون مدّت بوده یا اگر مدّت دار بوده سر رسید ادای آن فرا رسیده باشد.

ج. طلبکار امید نداشته باشد که بدهکار بدهی‌اش را به تدریج به او اداء كند ولی چنانچه طلبکار راضی به پرداخت تدریجی بدهی توسط بدهکار است و او هم می‌تواند بدون سختی فوق‌العاده بدهی‌اش را بدهد، بنابر احتیاط واجب، پرداخت زكات جایز نیست.

د. دین مذكور شرعاً ثابت باشد. بنابراین پرداخت زكات به كسی كه ادّعاء دارد بدهكار است جایز نیست مگر آنكه به علم یا اطمینان یا حجّت معتبر دیگر بدهكاری او ثابت گردد.

مسأله ۲۵۹۸. كسی كه بدهكار است و نمی‌تواند بدهی خود را بدهد هرچند نفقات و مخارج او بر انسان واجب باشد، می‌توان با رعایت شرایط گذشته برای ادای بدهی و قرضش به او زكات داد یا بدهی و قرضش را از زكات اداء نمود ولی اعطاء زكات به او برای نفقات واجبش جایز نیست که توضیح آن خواهد آمد.

مسأله ۲۵۹۹. اگر شخصی به كسی كه بدهكار است و نمی‌تواند بدهی خود را بدهد، برای ادای قرض و بدهی‌اش زكات بدهد، بعد بفهمد قرض را در معصیت مصرف كرده، چنانچه آن بدهكار، شرعاً فقیر باشد و سایر شرایطی را که در فصل بعد برای مستحقین زکات گفته می‌شود، دارا باشد می‌تواند آنچه را كه به او داده، بابت سهم فقراء حساب كند.

مورد هفتم: فی سبیل الله‏


مسأله ۲۶۰۰. منظور از فی سبیل الله‏ که یکی از مصارف زکات می‌باشد، كارهایی است كه نفعش به عموم مسلمین می‌رسد مثل ساختن مسجد و مدرسه‏ای كه علوم دینی ‌در آن ‌تحصیل می‌شود یا تأسیس بیمارستان‌ها یا کتابخانه‌های عمومی یا چاپ کتاب‌های مذهبی مفید برای جامعه یا نظافت شهر و آسفالت راه‌ها و توسعه آنها و مانند اینها از آنچه مسلمانان به آن احتیاج دارند و از مصالح عمومی مسلمین محسوب می‌شود، ولی این سهم را نمی‌توان در امور یا کارهایی که مصلحت عمومی ندارد مصرف نمود هرچند فرد دریافت کننده سهم، نتواند آن کار را بدون دریافت سهم مذکور انجام دهد.

شایان ذکر است مالک اموال زکوی یا مؤسّسات خیریه و مانند آن، بنابر احتیاط لازم، نمی‌توانند زكات را بدون اذن حاکم شرع، در این مورد مصرف نمایند.

مسأله ۲۶۰۱. انسان نمی‌تواند از سهم سبیل الله ‏قرآن یا كتاب دینی، یا كتاب دعا بخرد و وقف نماید، مگر آنكه مصلحت عمومی اقتضای این كار را داشته و از حاكم شرع، بنابر احتیاط لازم، اجازه بگیرد.

مسأله ۲۶۰۲. پدر نمی‌تواند از سهم سبیل الله كتاب‌های علمی و دینی كه مورد احتیاج فرزندش است بخرد و در معرض استفاده او قرار دهد، مگر آنكه مصلحت عمومی اقتضای این كار را داشته باشد و از حاكم شرع، بنابر احتیاط لازم، اجازه بگیرد.

مسأله ۲۶۰۳. انسان نمی‌تواند از زكات، ملک، باغ و بستان و مانند آن، خریداری نماید و بر اولاد خود، یا بر كسانی كه مخارج آنان بر او واجب است وقف نماید كه محصول و درآمد آن را به مصرف مخارج خود برسانند.

مسأله ۲۶۰۴. انسان می‌تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند اینها از سهم سبیل الله‏ زكات بگیرد، هرچند فقیر نباشد یا اینكه به مقدار خرج سالش زكات گرفته باشد، ولی این در صورتی است كه رفتن او به حج یا زیارت و مانند اینها دارای منفعت و مصلحت عمومی باشد و بنابر احتیاط واجب، از حاكم شرع برای صرف زكات در آن اجازه بگیرد.

مورد هشتم: ابن السبیل (مسافر در راه مانده)


مسأله ۲۶۰۵. مسافری كه خرجی او تمام شده یا وسیله نقلیه‌اش از كار افتاده، چنانچه سفر او، سفر معصیت نباشد و نتواند با قرض كردن، یا فروختن چیزی خود را به مقصد برساند، هرچند در وطن خود فقیر نباشد، می‌تواند زكات بگیرد، ولی اگر بتواند در جای دیگر با قرض كردن یا فروختن چیزی مخارج سفر خود را فراهم كند، فقط به مقداری كه به آنجا برسد، می‌تواند زكات بگیرد و بنابر احتیاط واجب، اگر بتواند با فروش یا اجاره مالی در وطن خود خرج راه را تهیه كند نباید زكات بگیرد.

مسأله ۲۶۰۶. مسافری كه در سفر درمانده شده و زكات گرفته، بعد از آنكه به وطنش رسید، اگر چیزی از زكات زیاد آمده باشد، چنانچه نتواند آن را به دهنده زكات برساند، باید به حاكم شرع برساند و اطّلاع دهد مال مذکور، زكات می‌باشد.

حکم پرداخت زکات به فقیه جامع الشرایط


مسأله ۲۶۰۷. در زمان غیبت امام عصر(عجل‌الله‌فرجه) پرداخت زکات به فقیه جامع الشرایط واجب نیست هرچند این کار مطابق با احتیاط مستحب است، البته قبلاً ذکر شد که در مورد سوم و چهارم از مصارف زکات، بنابر فتوی و در مورد هفتم، بنابر احتیاط واجب، فرد باید زکات را به فقیه جامع الشرایط تحویل دهد یا از فقیه جامع الشرایط برای مصرف آن اجازه بگیرد.

شرایط كسانی كه مستحقّ زكات‌اند


مسأله ۲۶۰۸. در مورد مستحقین زکات که می‌توان زکات را به آنان پرداخت نمود علاوه بر شروطی که سابقاً گذشت، چند شرط دیگر معتبر است که در مسائل بعد احکام آن ذکر می‌شود.

شرط اول: زکات گیرنده باید شیعه دوازده امامی باشد


مسأله ۲۶۰۹. اگر انسان كسی را شیعه بداند و به او زكات بدهد، بعد معلوم شود شیعه نبوده، باید دوباره زكات بدهد، حتّی اگر تحقیق كرده باشد، یا به حجّت شرعی (مثل بیّنه) استناد كرده باشد، بنابر احتیاط واجب، باید دوباره زكات را بپردازد.

مسأله ۲۶۱۰. اگرشیعه فقیر، بچه نابالغ یا دیوانه باشد، انسان می‌تواند به ولی شرعی او زكات بدهد به قصد اینكه آنچه می‌دهد ملک طفل یا دیوانه باشد و می‌تواند خودش یا به وسیله یک نفر امین زكات را به مصرف طفل یا دیوانه برساند؛ ولی نباید این كار با حقّ حضانت (سرپرستی) كسی كه بچه را نگهداری می‌كند یا ولایت فردی كه ولیِّ او است منافات داشته باشد و باید موقعی كه زكات را به مصرف آنان می‌رساند، نیّت زكات كند.

شرط دوم و سوم و چهارم: زکات گیرنده زکات را در مسیر حرام مصرف نکند - بنابر احتیاط واجب پرداخت زکات به او کمک یا تشویق به گناه محسوب نشود - بنابر احتیاط واجب شراب‌خوار و بی‌نماز نبوده و آشکارا معصیت نکند


مسأله ۲۶۱۱. احکام مربوط به شرط دوم و سوم و چهارم در مورد مستحقین زکات همانند مبحث خمس می‌باشد که تفصیل آن در فصل مصرف خمس بیان شد.

شرط پنجم: زکات گیرنده، واجب النفقه زکات دهنده نباشد


مسأله ۲۶۱۲. انسان نمی‌تواند مخارج و نفقات لازم كسی را كه مثل اولاد یا پدر و مادر یا زن دائمی‌اش كه نفقه و مخارجش بر او واجب است از زكات بدهد.[۱۴] البتّه این حكم در موردی است كه پرداخت زكات، به عنوان فقر باشد و امّا اگر زكات را به عنوان دیگری به او بدهد، اشكال ندارد؛ مثل اینكه آن فرد، غارِم و بدهكار یا ابن السبیل است و از جهت مذكور استحقاق دریافت زكات را داشته باشد. البتّه چنانچه فرد، عاجز و ناتوان از پرداخت نفقه واجب افراد واجب النفقه‏اش باشد و زكات بر او واجب باشد می‌تواند از زكات، نفقه آنها را بدهد هرچند احتیاط مستحب ترک این كار است.

مسأله ۲۶۱۳. اگر مخارج دیگران بر‌ شخص مورد انفاق واجب باشد ولی بر فرد انفاق کننده واجب نباشد و شخص مورد انفاق نتواند مخارج آنان را بدهد - مثل اینکه فرزند انسان فقیر باشد و نتواند مخارج همسر دائمیش را بپردازد - جایز است انسان زكاتش را به او (فرزند) بدهد كه به مصرف آنان برساند.[۱۵]

مسأله ۲۶۱۴. پرداخت زكات به زن دائمی كه فقیر است و شوهرش نفقه او را می‌پردازد، جایز نیست؛ بلكه اگر شوهرش می‌تواند نفقه همسرش را بدهد ولی از پرداخت نفقه امتناع می‌ورزد، چنانچه بتوان او را - بدون سختی غیر قابل تحمّل- مجبور به پرداخت نفقه كرد، (هرچند با مراجعه به مراکز دولتی و حکومتی)، نمی‌توان به چنین زنی زكات داد، امّا اگر شوهر نمی‌تواند مخارج او را بدهد یا دارد و نمی‌دهد و مجبور كردن او به پرداخت نفقه - بدون سختی غیر قابل تحمّل- امكان ندارد، می‌شود به وی زكات داد.

همچنین به فقیری كه نفقه‌اش بر شخص دیگری واجب است و شخص مذكور توانایی پرداخت نفقه آن فقیر را دارد و در صورت مطالبه از پرداخت آن امتناع نمی‌ورزد و بدون منّتی كه عادتاً قابل تحمل نیست حاضر به پرداخت آن می‌باشد، در این صورت احتیاط واجب آن است که به فقیر مذکور زكات ندهند؛ اما اگر آن شخص عاجز و ناتوان از پرداخت نفقه است یا اصلاً حاضر به نفقه دادن نیست یا نفقه دادن با منّتی همراه است كه به طور معمول غیر قابل تحمّل است، در چنین مواردی می‌شود به فقیر مذکور زكات داد.

مسأله ۲۶۱۵. زنی كه صیغه شده اگر فقیر باشد، شوهرش و دیگران می‌توانند به او زكات بدهند ولی اگر بر شوهرش در ضمن عقد شرط كند كه مخارج او را بدهد، یا به جهت دیگری دادن مخارجش بر شوهر واجب باشد، در صورتی كه مخارج آن زن را بدهد نمی‌توان به آن زن زكات داد.

مسأله ۲۶۱۶. زن می‌تواند به شوهر خود که شرعاً فقیر محسوب می‌شود و سایر شرایط استحقاق زکات را دارا است زكات بدهد، هرچند شوهر زكات را صرف مخارج خود آن زن نماید.

مسأله ۲۶۱۷. اگر انسان زكات را به فرزندش بدهد كه با آن دین و بدهی خود را ادا كند، در صورتی که فرزند مذکور استحقاق دریافت زکات را دارا باشد مثل اینکه فقیر باشد، اشكال ندارد.

مسأله ۲۶۱۸. پدر می‌تواند به پسرش که احتیاج به ازدواج دارد و استحقاق دریافت زکات را نیز دارا می‌باشد مثل اینکه فقیر است، زکات خود را بدهد تا زن بگیرد و حکم پسر نسبت به پدر خویش نیز همین‌طور است.

شرط ششم: در صورتی که زکات دهنده عام و غیر سید است، زکات گیرنده، هاشمی و سید نباشد


مسأله ۲۶۱۹. زکات فرد عام (غیر سید) بر فرد سید حرام است و سید نمی‌تواند از غیر سید زكات بگیرد مگر در حال اضطرار و بنابر احتیاط واجب، باید اضطرار به حدّی باشد كه نتواند از خمس و سایر وجوهات، مخارج خود را تأمین كند و همچنین، بنابر احتیاط واجب، در صورت امكان باید در هر روز به گرفتن مخارج ضروری همان روز اكتفا كند؛ امّا شخص سید می‌تواند زکاتش را به فرد سید یا غیر سید بدهد.

شایان ذکر است حرام بودن زکات فرد غیر سید بر فرد سید، اختصاص به مورد زکات واجب دارد و شامل زکات مستحبی نمی‌شود، بنابراین در اموالی که پرداخت زکات آنها مستحب است دادن زکات مستحبی فرد عام به فقیر سید، اشکال ندارد.

مسأله ۲۶۲۰. راه‌های اثبات سیادت در مسأله (2444 و 2445) ذکر شد؛ به كسی كه معلوم نیست سید است یا نه، می‌شود زكات داد ولی اگر خود، ادّعای سیادت كند، جایز نیست فرد غیر سید به او زكات بدهد و در این صورت با دادن زكات به چنین فردی، زکات از او ساقط نمی‌شود.

نیت زكات و احکام مربوط به آن


مسأله ۲۶۲۱. انسان باید زكات را به قصد قربت یعنی برای تذلّل و اظهار بندگی در پیشگاه خداوند متعال و با اخلاص بپردازد و اگر بدون قصد قربت یا بدون رعایت اخلاص بدهد كافی است هرچند گناه كرده است.

مسأله ۲۶۲۲. اگر بر عهده انسان هم زکات مال و هم زکات فطره واجب باشد، باید در نیّت معیّن كند كه آنچه را می‌دهد زكات مال است یا زكات فطره می‌باشد، بلكه اگر مثلاً زكات گندم و جو، هر دو بر او واجب باشد و بخواهد پولی را به عنوان قیمت زكات بدهد باید - هرچند اجمالاً - معیّن كند كه زكات گندم است یا زكات جو، امّا اگر تنها یک نوع زکات بر وی واجب باشد، مثلاً فقط زکات گندم بر او واجب باشد، لازم نیست در نیّت خود زکات گندم را قصد نماید؛ بلکه کافی است آن را به نیّت زکات واجب بر عهده‌اش بپردازد.

مسأله ۲۶۲۳. كسی كه زكات چند مال بر او واجب شده است، اگر مقداری زكات بدهد و نیّت هیچ كدام آنها را نكند، چنانچه شیئی را كه داده است تنها زکات یکی از آنها می‌تواند به حساب آید، زکات همان مال پرداخت شده است مثلاً كسی كه زكات چهل گوسفند و زكات پانزده مثقال طلا بر او واجب است، اگر یک گوسفند بابت زكات بدهد و نیّت هیچ كدام آنها را نكند، زكات گوسفندان محسوب می‌شود.

ولی اگر شیئی که به عنوان زکات پرداخت نموده است، بتواند زکات دو یا چند مال محسوب گردد مانند اینکه در مثال قبل، پول و اسكناس بابت زکات بدهد كه هم‌جنس هیچ كدام آنها نیست و می‌تواند زکات هر کدام به حساب آید، بعضی از فقهاء رضوان الله تعالی علیهم فرموده‌اند: زکات پرداخت شده به نسبت بین همه آنها تقسیم می‌شود، ولی این حکم خالی از اشكال نیست و احتمال دارد كه از هیچ كدام حساب نشود و در ملکِ مالک باقی‌بماند لذا مراعات مقتضای احتیاط در این مورد ترک نشود.

مسأله ۲۶۲۴. اگر فرد، كسی را وكیل كند كه زكات مال او را بدهد، موقعی كه زكات را به آن وكیل می‌دهد باید نیّت كند و احتیاط مستحب این است كه نیّت او تا زمان رسیدن زكات به فقیر مستمر باشد.

احکام دیگر پراخت زکات


مسأله ۲۶۲۵. کسی که زکات مالش را از اموال خود جدا کرده، چنانچه در نگهداری آن کوتاهی کرده و به سبب آن زکات از بین برود، ضامن است و باید عوض آن را بدهد.

همین‌طور اگر در نگهداری آن کوتاهی نکرده ولی با اینکه می‌توانسته زکات را به مستحق برساند، در رساندن آن تأخیر کرده و در این فاصله زکات از بین برود - حتّی بنابر احتیاط واجب در صورتی که برای تأخیر خود غرض صحیحی داشته مثلاً فقیر معیّنی را در نظر داشته یا می‌خواسته به صورت تدریجی آن را به فقراء برساند - ضامن زکات است.

امّا اگر دسترسی به مستحق نداشته و پرداخت زکات رابرای یافتن مستحق به تأخیر انداخته است و بدون آنکه در نگهداری آن کوتاهی کند زکات از بین برود، ضامن نیست.

مسأله ۲۶۲۶. اگر فرد، زکات اموال خویش را به حاکم شرع جامع الشرایط بدهد و حاکم شرع به عنوان ولایتی که بر اموال زکوی دارد زکات را قبض نماید، زکات از مالک و پرداخت کننده ساقط می‌شود، هرچند پس از آن زکات در دست حاکم شرع تلف گردد یا اشتباهاً به فردی که مستحق نیست داده شود.

مسأله ۲۶۲۷. اگر شیئی از اموال زکوی قبل از تعلّق زکات تلف شود، چنانچه باقیمانده آن اموال از حد نصاب کمتر باشد، به آنها زکات تعلّق نمی‌گیرد و اگر باقیمانده به مقدار نصاب باشد و سایر شرایط تعلّق زکات نیز فراهم باشد، واجب است زکات بخش باقیمانده پرداخت شود.

مسأله ۲۶۲۸. انتقال زکات از شهر یا روستایی که آن را از مال خویش جدا نموده به شهر یا روستای دیگر جایز است ولی زمانی که در مکانی که زکات را از مال خویش جدا نموده، مستحق وجود داشته باشد، هزینه انتقال آن به مکان دیگر بر عهده مالک می‌باشد و چنانچه زکات به واسطه انتقال تلف گردد، ضامن آن می‌باشد؛ مگر آنكه به امر حاكم شرع برده باشد به توضیحی که در مسأله بعد خواهد آمد.

مسأله ۲۶۲۹. اگر در شهر یا روستای كسی كه می‌خواهد زكات بدهد مستحقّی نباشد و نتواند زكات را به مصرف دیگری هم كه برای آن معیّن شده برساند و فرد آن را به جای دیگری منتقل سازد، هزینه انتقال آن به مکان دیگر را می‌تواند از زكات حساب كند و چنانچه زکات به علت انتقال، تلف گردد، در صورتی که در نگهداری آن كوتاهی نكرده باشد، ضامن نیست و در غیر این صورت، ضامن است و همچنین، فرد می‌تواند از حاكم شرع جامع الشرایط وكالت بگیرد و زکات را به وكالت از طرفِ حاکم شرع قبض كند و به اجازه او آن را به مکان دیگر منتقل سازد که در این صورت نیز هزینه انتقال آن به مکان دیگر را می‌تواند از زكات حساب كند و چنانچه زکات به علت انتقال تلف گردد، در صورتی که در نگهداری آن كوتاهی نكرده باشد، ضامن نیست.

مسأله ۲۶۳۰. اگر فرد، زكات را از خود مال كنار بگذارد، می‌تواند در بقیه آن تصرّف كند و نیز اگر از مال دیگرش - مطابق با دستور شرع - كنار بگذارد، می‌تواند در تمام مال تصرّف نماید.

مسأله ۲۶۳۱. انسان نمی‌تواند زكاتی را كه كنار گذاشته برای خود بردارد و مال دیگری به جای آن بگذارد.

مسأله ۲۶۳۲. اگر فرد بدون اجازه حاكم شرع با مالی كه برای زكات كنار گذاشته تجارت كند و ضرر نماید، نباید چیزی از زكات كم كند ولی اگر منفعت كند، بنابر احتیاط لازم، باید آن را به مستحق بدهد.

مسأله ۲۶۳۳. اگر از زكاتی كه كنار گذاشته منفعت و درآمدی حاصل شود، مثلاً گوسفندی كه برای زكات گذاشته برّه بیاورد، منفعت حاصل شده در حكم زكات است.

مسأله ۲۶۳۴. هنگامی که زمان واجب شدن پرداخت زکات فرا برسد، این فرد نباید بدون عذر پرداخت آن را تأخیر اندازد امّا اگر زکات مال را کنار بگذارد چنانچه برای غرض عقلایی پرداخت آن را به تأخیر اندازد و سهل انگاری در پرداخت زکات محسوب نشود، اشکال ندارد؛ بنابر این اگر زکات را برای پرداخت به فقیر معیّنی کنار بگذارد و دسترسی به آن فقیر فعلاً ممکن نباشد - مثلا اینکه مسافرت باشد - می‌تواند پرداخت زکات را به تأخیر اندازد.

مسأله ۲۶۳۵. اگر مالک، مالی را که به آن زکات تعلّق گرفته قبل از پرداخت زکات بفروشد، گناه کرده و باید زکات را هرچند از اموال دیگرش بپردازد؛ امّا در هرحال معامله صحیح است و چنانچه خریدار هم بداند که فروشنده زکات آن را نداده به هر دو نفر واجب است زکات را پرداخت نمایند.[۱۶]

همین‌طور است حکم مال زکوی که به دیگری بخشیده شده باشد.

مسأله ۲۶۳۶. اگر دو نفر در مالی كه زكات آن واجب شده با هم شریک باشند و یكی از آنها زكات سهم خود را بدهد و شریک دیگر زکات سهم خود را ندهد، تا زمانی که زکات قسمت دیگر داده نشده، نمی‌توانند در مال مشترک (مال مشاع) تصرّف کنند ولی اگر مال را تقسیم کنند و هر کس سهم خویش را بردارد، تصرّف فردی که زکات مالش را پرداخت کرده در سهم خودش، اشكال ندارد هرچند بداند شریكش زكات سهم خود را نداده و بعداً نیز نمی‌دهد.

مسأله ۲۶۳۷. اگر فرد بداند که به اموالش زکات تعلّق گرفته ولی شک كند آن را پرداخت نموده است یا نه، چنانچه مال زكات‌دار اکنون موجود است، باید زكات آن را بدهد و اگر مال زکات‌دار اکنون - خودش - موجود نیست پرداخت زكات بر او واجب نیست.

مسأله ۲۶۳۸. فقیر نمی‌تواند پیش از گرفتن زكات، آن را به كمتر از مقدار آن صلح كند، یا مالی را گران‌تر از قیمت آن بابت زكات قبول نماید و همچنین مالک نمی‌تواند زكات را به مستحق داده و بر او شرط كند كه آن را به او برگرداند ولی اگر مستحق پس از گرفتن زكات قلباً راضی شود كه آن را به او برگرداند مانعی ندارد، مثلاً كسی كه زكات زیادی بدهكار است و فقیر شده و نمی‌تواند زكات را بدهد و حال توبه كرده، اگر فقیر راضی شود زكات او را بگیرد و به وی ببخشد، اشكال ندارد.

مسأله ۲۶۳۹. اگر مالک، فقیری را وكیل كند كه زكات مال او را بدهد، چنانچه آن فقیر احتمال بدهد كه قصد مالک این بوده كه خود آن فقیر از زكات بر ندارد، نمی‌تواند چیزی از آن را برای خودش بردارد و اگر یقین داشته باشد كه قصد مالک این نبوده می‌تواند برای خودش هم بردارد.

مسأله ۲۶۴۰. اگر فقیر شتر، گاو، گوسفند، طلا، نقره و مال التجاره را بابت زكات بگیرد، چنانچه شرط‌هایی كه برای واجب شدن زكات گفته شد در آنها وجود داشته‌باشد، باید زكات آنها را بدهد.

مسأله ۲۶۴۱. چیزی را كه انسان بابت زكات به فقیر می‌دهد، لازم نیست به او بگوید كه زكات است، بلكه اگر فقیر خجالت بكشد مستحب است مال را به قصد زكات به او داده و زكات بودنش را اظهار ننماید.

مسأله ۲۶۴۲. مستحب است فرد، زكات شتر، گاو و گوسفند را به فقیرهای آبرومند بدهد و در دادن زكات، خویشان خود را بر دیگران و اهل علم و كمال را بر غیر آنان و كسانی كه اهل سؤال و درخواست نیستند بر اهل سؤال مقدّم بدارد ولی ممكن است دادن زكات به فقیری از جهت دیگری بهتر باشد.

مسأله ۲۶۴۳. برای کسی که زکات را می‌گیرد مستحب است برای دهنده زکات دعا نماید.

مسأله ۲۶۴۴. مكروه است انسان از مستحق درخواست كند زكاتی را كه از او گرفته به او بفروشد، ولی اگر مستحق بخواهد مالی را كه گرفته بفروشد، بعد از تعیین قیمت آن، بهتر است كسی را كه زكات را به او داده در خریدن آن بر دیگران مقدّم نماید.


۱. اموال زکوی همان ده موردی است که در مسأله (2476) ذکر شد.
۲. البتّه محصولات و درآمد موقوفه، چنانچه قبل از زمان وجوب زکات به ملک موقوف علیه در‌آید و شرایط دیگر هم وجود داشته باشد، پرداخت زکات آنها بر موقوف علیه، ‌لازم می‌شود.
۳. آنچه در مورد نصاب غلّات در روایات آمده است تعیین آن به وسیله کیل و پیمانه‌های متداول در آن زمان بوده است ومقدار دقیق آن بر حسب کیل و پیمانه‌هایی که در زمان معاصر از آنها استفاده می‌شود معلوم نیست. همچنین تطبیق کیل و پیمانه بر حسب وزن به صورت یک ضابطه و معیار عام که در همه غلّات مورد استفاده قرار گیرد، امکان پذیر نمی‌باشد؛ زیرا غلّات از نظر سبکی و سنگینی (وزن حجمی) بر حسب طبیعتشان و عوامل دیگر متفاوت هستند. به عنوان مثال، پیمانه‌ای که 1000 سانتیمتر مکعّب حجم دارد، چنانچه آن را از گندم پر نمایند وزن آن بیشتر از هنگامی است که آن را از جو پر نمایند، همچنان که اگر پیمانه مذکور را از خرما به طور غیر فشرده پر کنند وزن آن کمتر از هنگامی است که آن را از گندم پر نمایند زیرا خرما و گندم در شکل و حجم با هم متفاوت هستند و منافذ و فضاهای خالی واقع بین خرماهای موجود در پیمانه، بیشتر از منافذ و فضاهای خالی بین دانه‌های گندم است؛ بلکه گاه افراد یک نوع هم با هم تفاوت دارند ودارای صنف‌های مختلف می‌باشند مثلاً میزان رطوبت در یک صنف بیشتر از صنف دیگر است؛ ولی آنچه امر را آسان می‌کند این است که هنگامی که مکلّف نتوانست رسیدن محصول زکوی‌اش را به حدّ نصاب احراز نماید، پرداخت زکات آن واجب نیست، ولی با رسیدن وزن غلات به مقدار نقل شده در متن، ( 847 کیلو گرم) یقین یا اطمینان حاصل می‌شودکه مال زکوی به حدّ نصاب رسیده است.
۴. منظور از علاج، ابزارو وسایل کمکی مانند پمپ آب، تلمبه و سطل می‌باشد.
۵. حتّی ‌اگر در دوره‌ای ‌از سال دیوانه باشد، زکات بر او واجب نمی‌شود البتّه اگر تنها برای مدّت یک ساعت و مانند آن در طول سال دیوانه شود در صورت جمع بودن سایر شرایط زکات واجب می‌شود.
۶. از این شرط معلوم می‌شود امروزه که معمول نیست افراد معاملات خویش را با پولی ‌که از جنس طلا ونقره باشد انجام دهند، موضوعی ‌برای ‌زکات طلا و نقره وجود ندارد.
۷. به چنین حیواناتی که از چراگاه‌های طبیعی استفاده می‌کنند،«سائمه»گفته می‌شود.
۸. زیرا در صدق عنوان سائمه نسبت به چنین موردی، اشکال وجود دارد.
۹. به عبارت دیگر، حیوانات مذکور که عوض و معوّض واقع می‌شوند، دارای ارزش استعمالی مشترک باشند یعنی منفعت غالب آنها که به جهت آن نگهداری می‌شوند و ارزش اصلی حیوانات مذکور به همان است، یکسان باشد.
۱۰. حتّی ‌اگر در دوره‌ای ‌از سال دیوانه باشد، زکات بر او واجب نمی‌شود البتّه اگر تنها برای مدّت یک ساعت و مانند آن در طول سال دیوانه شود با وجود سایر شرایط زکات، بنابر احتیاط، واجب می‌شود.
۱۱. قیمت خرید یا قیمت تمام شده مال‌التجاره
۱۲. شایان ذکر است پرداخت زکات گندم و جو در صورت وجود شرائط، واجب است.
۱۳. از آنجا که این مورد در حال حاضر محل ابتلاء نیست، احکامش در این بخش ذکر نمی‌شود.
۱۴. همچنین بنابراحتیاط واجب، نباید زكات خود را به فردی ‌که واجب النفقه او محسوب می‌‌شود، بدهد كه در نفقات توسعه‌‌ای ‌غیر واجبش صرف نماید در صورتی ‌كه فرد توانایی داشته باشد آن را از مالش مجّاناً بدهد.
۱۵. البته این در صورتی ‌است که همسر مذکور واجب النفقه شخص دیگری ‌مثل پدرش (پدر زوجه) نباشد و گرنه در صورتی ‌که پدرِ همسر (پدر زوجه) حاضر به تأمین نفقات او باشد، انسان نمی‌‌تواند زکات خویش را به پسرش داده تا آن را صرف نفقات همسرش نماید.
۱۶. اگر فروشنده زکات را پرداخت کرد، بر خریدار تکلیفی ‌نیست و اگر خریدار پرداخت نمود، چنانچه فروشنده او را فریب داده می‌تواند مقدار زکات پرداختی ‌را از او مطالبه نماید.
زكات فطره (فطریّه) ← → خمس
العربية فارسی اردو English Azərbaycan Türkçe Français