پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آقای سید علی حسینی سیستانی

کتب فتوایی » مناسک حج

مستحبات طواف ← → احکام مصدود

احکام محصور

مسأله 445: محصور: کسى است که مرض یا مانند آن مانع از رسیدن او به اماکن مقدسه، جهت انجام مناسک عمره و یا حج بعد از بستن احرام، می‌شود.
مسأله 446: اگر کسى که در عمره مفرده محصور شود، و بخواهد از احرام بیرون بیاید، باید قربانى یا قیمت آن را با همسفرانش به مکه بفرستد، و با آنها قرارداد کند که در روز مشخصى آن را در مکه قربانى کنند، و آنگاه که آن وقت برسد سر خود را بتراشد یا کوتاه کند و از احرام بیرون رود.
و در صورتى که نتواند قربانى و یا قیمت آن را بفرستد به علت پیدا نکردن کسى که با او بفرستد، جایز است در جاى خود قربانى کند و از احرام بیرون رود.
و اگر در حج محصور باشد حکم همان است که گذشت، ولى قربانى باید در روز عید در منى کشته شود.
و بیرون آمدن محصور از احرام در مورد ذکر شده، موجب حلال شدن محرمات احرام می‌شود، مگر زنها که حلال نمی‌شوند تا پس از اینکه طواف وسعى بین صفا و مروه را در حج و یا عمره بجا آورد.
مسأله 447: اگر کسى که احرام عمره بسته مریض شود، و قربانى را به مکه بفرستد، و پس از آن مرضش کاهش پیدا کند، به طورى که بتواند به سفر خود ادامه دهد و به مکه قبل از کشته شدن قربانی‌اش برسد، واجب است به سفر خود ادامه دهد و به مکه برود، پس اگر عمره اش مفرده باشد، باید آن را تمام کند و چیزى بجز آن بر او واجب نیست.
و اگر عمره تمتع باشد، پس اگر بتواتند قبل از ظهر روز عرفه اعمال آن را به اتمام برساند، اشکالى نیست، و اگر نتواند ظاهر این است که منقلب به حج اِفراد می‌شود.
و همچنین است ـ در هر دو صورت ـ اگر قربانى را نفرستاده باشد، و صبر کرده تا اینکه مرضش کاهش پیدا کرده، و توانایى ادامه دادن سفر به طرف مکه را پیدا کرده است.
مسأله 448: اگر کسى که احرام حج بسته مریض شود و قربانى را بفرستد، و بعد از آن مرضش کاهش پیدا کند، پس اگر گمان کند به حج مى رسد، واجب است حرکت کند تا خود را برساند، و در این حال اگر به هر دو موقف رسید یا به مشعر به تنهایى رسید ـ به توضیحى که سابقاً داده شد ـ حج را درک کرده است، و مناسک را بجا می‌آورد و قربانى را می‌کشد، و اگر به هیچ کدام نرسید پس اگر قبل از رسیدنش از طرف او قربانى نکرده باشند، حجش منقلب به عمره مفرده می شود، واگر کرده باشند موى خود را بتراشد یا کوتاه کند و از احرام بیرون رود، و همه چیز بر او حلال می‌شود، به‌جز زنها، تا اینکه طواف وسعى را در حج و یا عمره بجا آورد، و آنگاه آنها نیز بر او حلال می‌شوند.
مسأله 449: اگر محصور از طواف وسعى شد، مثل اینکه مرضى یا مانند آن مانع از رسیدنش به جایگاه طواف وسعى شد، جایز است نائب جهت انجام طواف وسعى شد، جایز است نائب جهت انجام طواف وسعى بگیرد، و نماز طواف را خود شخصاً پس از طواف نائب بجا آورد.
و اگر محصور از رفتن به منى و انجام مناسک آن شد، باید جهت رمى و قربانى کردن نائب بگیرد، و پس از انجام آنها توسط نائب، سر خود را بتراشد یا کوتاه کند، و در صورت امکان موى خود را به منى بفرستد، و باقى مناسک حج را بجا آورد تا اینکه حجش به اتمام برسد.
مسأله 450: اگر کسى محصور شود و قربانى را بفرستد، ولى قبل از آنکه قربانى بجاى خود برسد، سرش او را اذیت کند، جایز است سر خود را بتراشد، و پس از آن باید در همان جایی که هست یک گوسفند قربانى کند، یا سه روز روزه بگیرد، یا شش بینوا را به هرکدام دو مد اطعام کند، (گفته شده است: مد سه ربع کیلو (750 گرم) تقریباً می‌باشد).
مسأله 451: کسى که در حج یا عمره محصور شده، و قربانى خود را فرستاده و از احرام بیرون آمده، براى او بجاى حج یا عمره کفایت نمی‌کند، پس اگر قصد حجةالاسلام را داشته است، و استطاعتش باقى ماند یا حج مستقر در ذمه او شده بود، باید آن را بعداً بجا آورد.
مسأله 452: کسى که محصور شده، اگر نتوانست نه قربانى و نه قیمت آن را تهیه کند، ده روز روزه بجاى آن بگیرد.
مسأله 453: اگر محرم نتوانست به حرکت خود به طرف اماکن مقدسه جهت انجام مناسک عمره یا حج، به علتى غیر از مصدود و محصور شدن، ادامه دهد، پس اگر احرام عمره مفرده بسته است، جایز است در جاى خود قربانى کند، و بنا بر احتیاط سر تراشیدن یا کوتاه کردن را به آن ضمیمه کند، و از احرام خود بیرون رود.
و همچنین است اگر احرام عمره تمتع بسته است و نتواند حج را نیز درک کند، وگرنه ظاهر این است که عمره اش منقلب به حج اِفراد می‌شود.
و اگر احرام حج بسته است و نتواند به وقوفین یا وقوف در مشعر به تنهایی برسد، باید با عمره مفرده از احرام بیرون رود.
و اگر نتواند به جایگاه طواف وسعى جهت انجام آنها برسد، و یا نتواند به منى جهت انجام مناسک آنجا برود، حکم این دو صورت همان است که در مسأله (449) گذشت.
مسأله 454 : جمعى از فقها فرموده اند: اگر کسى که احرام حج یا عمره بسته است قربانى به همراه خود نیاورده باشد، و هنگام بستن احرام با خداوند متعال شرط کرده باشد، هرگاه از ادامه سفر به اماکن مقدسه به هر دلیلى معذور شود او را حلال یعنى غیر محرم بداند، و اتفاقاً براى او مانعی، مثل دشمن یا مرض یا مانند آنها، پیش آید که جلو رسیدنش به خانه خدا یا موقفین را بگیرد، نتیجه آن شرط این خواهد بود که به محض پیش آمدن مانع، از احرام بیرون می‌رود و همه محرمات احرام براى او حلال می‌شوند، و واجب نیست جهت بیرون رفتن از احرام قربانى کند و سر خود را بتراشد یا کوتاه کند، همچنان که واجب نیست اگر محصور باشد، طواف وسعى را جهت حلال شدن زنها بجا آورد.
و این فرمایش اگرچه خالى از وجه نیست، ولى احتیاط واجب آن است که آنچه در مسائل گذشته در مورد چگونگى بیرون رفتن از احرام هنگام محصور و مصدود شدن بیان شود، رعایت شود، و اثر ذکر شده براى شرط کردن بیرون رفتن از احرام، بر آن ترتیب داده نشود.
تا اینجا واجبات حج را بیان نمودیم، واینک مقدار کمى از مستحبات آن را بیان می‌کنیم، زیرا فقها مقدار زیادى مستحبات ذکر فرموده‌اند که این رساله گنجایش آنها را ندارد.
و باید دانسته شود که استحباب پاره از مستحباتى که ذکر خواهد شد مبتنى بر قاعده فقهى (تسامح در ادّله مستحباب است) بنابراین مستحباتى که ذکر می‌شوند به‌قصد رجاء مطلوبیت بجا آورده شوند ـ یعنى به این قصد
که اگر اینها واقعاً از شارع مقدس صادر شده باشند جهت امتثال امر او بجا آورده می‌شوند ـ و نه به اعتقاد صادر شدن آنها بجا آورده شوند، و همچنین مکروهاتى که ذکر خواهد شد.
مستحبات طواف ← → احکام مصدود
العربية فارسی اردو English Azərbaycan Türkçe Français