پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آقای سید علی حسینی سیستانی

کتب فتوایی » مناسک حج

واجبات طواف ← → طواف

شرایط طواف

در طواف چند چیز شرط است :
اوّل : نیت یعنى اینکه طواف را تنها به این قصد انجام دهد که امر خداوند را امتثال کرده باشد و از روى خضوع و بندگى در برابر آن ذات متعال عمل را بجا می‌آورد، و نه هیچ منظور دیگر، و در نیت طواف تعیین اینکه چه مناسکى را می‌خواهد انجام دهد نیز معتبر است، همچنان که در مبحث نیت احرام توضیح داده شد .
دوّم : طهارت از حدث اصغر و اکبر، بنابراین اگر در حالى که محدث بوده طواف نماید، طوافش باطل است، خواه از روى عمد و یا ناآگاهى و یا فراموشى باشد .
مسأله 285 : اگر حدثى از محرم در حین انجام طواف سر زند، چند صورت وجود دارد:
اوّل : اینکه قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد، و در این صورت طوافش باطل است و باید پس از تحصیل طهارت آن را دوباره انجام دهد، و بنا بر اظهر در صورتی که پس از گذشتن از نیمه شوط چهارم و قبل از تمام آن محدث شود، باز هم حکم همین است .
دوّم : اینکه بدون اختیار پس از تمام شدن شوط چهارم مُحدث شود، و در این صورت باید طوافش را قطع نماید و بعد از تحصیل طهارت از همان‌جا که قطع کرده ادامه دهد و به اتمام برساند .
سوّم : اینکه از روى اختیار پس از تمام شدن شوط چهارم باشد، و در این صورت احتیاط این است که طوافش را قطع نماید و بعد از تحصیل طهارت از همان‌جا که قطع کرده ادامه دهد و به اتمام برساند، و سپس طواف را اعاده نماید .
مسأله 286 : اگر قبل از شروع در طواف شک در طهارت نماید، چنانچه بداند که قبلاً با طهارت بوده و تنها احتمال میدهد که بعد از آن طهارت محدث شده، در این صورت بنا را بر طهارت بگذارد، و اگر نداند سابقاً با طهارت بوده، باید قبل از طواف تحصیل طهارت نماید .
و همچنین است در صورتى که شک در طهارت براى او در اثناء طواف پیدا شود و بداند که حالت سابقه طهارت بوده است، ولى اگر این را نداند، چنانچه شک ذکر شده قبل از تمام کردن شوط چهارم براى او پیدا شود، باید پس از تحصیل طهارت، طواف را به اتمام برساند .
مسأله 287 : اگر بعد از فارغ شدن از طواف، شک کند در حین طواف طاهر بوده، لازم نیست به شک خود اعتنا کند، هرچند احوط این است که آن را دوباره انجام دهد، ولى باید براى نماز طواف حتماً تحصیل طهارت نماید .
مسأله 288 : اگر مکلف به دلیل عذرى که دارد نمی‌تواند وضو بگیرد، در صورت یأس از زوال عذر، تیمّم بگیرد و طواف را انجام دهد، و اگر نتواند تیمّم هم بگیرد، در این صورت حکم شخصى را پیدا می‌کند که تمکن از اصل طواف ندارد، و چنانچه از حصول تمکن بر طهارت مأیوس باشد، باید جهت طواف نائب بگیرد، و احوط و اولى این است که خود نیز طواف را بدون طهارت انجام دهد .
مسأله 289 : واجب است بر زنى که عادت ماهانه داشته وزنی که تازه زایمان کرده است، پس از سپرى شدن روزهاى عادت و روزهایی که در آنها خون نفاس دیده، و همچنین بر شخص جُنُب، اینکه براى طواف غسل کنند، و چنانچه نتوانند غسل کنند و از حصول توانائى نیز مأیوس باشند، باید با تیمم طواف کنند،و احوط و اولى این است که نائب هم بگیرد، و چنانچه توانائى تیمم ندارند، و از حصول توانائى نیز مأیوس باشند، واجب است نائب بگیرند .
مسأله 290 : اگر زن در عمره تمتع پیش از احرام و یا در حین احرام و یا بعد از آن و قبل از شروع در طواف، عادت ماهانه ببیند، پس اگر وقت کافى داشته باشد که تا پس از سپرى شدن روزهاى عادت صبر کند و اعمال عمره را قبل از رسیدن وقت حج، انجام دهد باید صبر کند تا سپرى شدن روزهاى عادت و آنگاه غسل کند و اعمال عمره را بجا آورد، و اگر وقت کافى نداشته باشد، . مسأله دو صورت دارد :
اوّل : اینکه عادت را پیش از احرام یا در حین احرام دیده باشد، و در این صورت حجش منقلب به حج اِفراد می‌شود، و بعد از فارغ شدن از انجام حج اِفراد، باید عمره مفرده را در صورت توانائى و تمکن انجام دهد .
دوّم : اینکه عادت را پس از احرام ببیند، و در این صورت نیز احوط این است که به حج اِفراد عدول نماید به همان کیفیتى که در صورت اوّل ذکر شد، هرچند ظاهر این است که می‌تواند بر عمره تمتع خود باقى بماند، و اعمال آن را بجز طواف و نماز آن انجام دهد، یعنى اینکه سعى و تقصیر نماید، و بعد از آن احرام ببندد، و پس از فارغ شدن از اعمال منى و بازگشتن به مکه، قبل از اینکه طواف حج را انجام دهد طواف عمره و نماز آن را انجام دهد .
و اگر یقین داشته باشد که حیضش باقى خواهد ماند و توانائى براى طواف حتى پس از بازگشت از منى پیدا نخواهد کرد، هرچند به علت صبر نکردن کاروان باشد، باید براى طوافش و نماز آن نائب بگیرد، و پس از انجام آنها شخصاً سعى را انجام دهد .
مسأله 291 : اگر زن در حال احرام حین انجام طواف عادت ماهانه ببیند، پس اگر قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد، طوافش باطل است و حکمش همان است که در مسأله قبل بیان شد، و اگر بعد از آن باشد، مقدارى که انجام داده صحیح است و باقى آن را باید بعد از پایان روزهاى عادت و انجام غسل بجا آورد، و احوط و اولى اعاده آن است پس از اتمام طواف اوّل . این در صورتى است که وقت کافى براى انجام آنچه ذکر شد قبل از رسیدن وقت حج داشته باشد، و اگر نه باید سعى و تقصیر نماید، و سپس احرام حج را ببندد، و پس از بازگشت از منى و انجام اعمال آن و قبل از اینکه طواف حج را انجام دهد، باید باقیمانده طواف عمره را قضا نماید به همان صورتى که قبلاً بیان نمودیم .
مسأله 292 : اگر زن بعد از طواف و قبل از خواندن نماز آن عادت شود طوافش صحیح است، و پس از تمام شدن عادت و غسل نمودن باید نماز طواف را بخواند، و در صورتى که وقت تنگ باشد، سعى و تقصیر را انجام دهد، و نماز طواف را پس از بازگشت از منى و قبل از طواف حج بخواند .
مسأله 293 : اگر زن طواف را انجام دهد و نمازش را بخواند، سپس احساس کند که عادت شده است، و نداند که شروع عادت قبل از طواف یا در حین انجام آن و یا قبل از نمازش و یا در حین خواندن آن بوده و یا آنکه بعد از
نماز عادت شده، طواف و نماز او محکوم به صحت می‌باشد .
و در صورتى که بداند قبل از خواندن نماز بوده یا در حین خواندن آن، حکم ذکر شده در مسأله گذشته شامل او می‌شود .
مسأله 294 : اگر زن براى عمره تمتع احرام ببندد و توانائى انجام اعمال آن را داشته باشد، و بداند که اگر انجام اعمال را به تأخیر اندازد عادت ماهانه خواهد دید
و توانائى انجام اعمال را بعداً به علت تنگى وقت نخواهد داشت، و در عین حال اعمال را در حین توانائى انجام نداد تا اینکه عادت را دید و توانائى انجام اعمال عمره را قبل از وقت حج به علت تنگى وقت پیدا نکرد، در این صورت ظاهر این است که عمره اش فاسد شده، و آنچه در اوّل طواف ذکر نمودیم شامل او می‌شود .
مسأله 295 : در طواف مستحبى طهارت از حدث اصغر معتبر نیست و مشهور بین فقها این است که طهارت از حدث اکبر، هم معتبر نیست، ولى در نماز آن طهارت معتبر است و بدون طهارت صحیح نیست .
مسأله 296 : کسى که عذرى دارد و در نتیجه طهارت یعنى وضوء و غسل خود را به کیفیت مخصوصى انجام می‌دهد، به همان طهارت به کیفیت مخصوص به خود اکتفا نماید، مانند کسی که وضوى جیره اى می‌گیرد یا مرضى دارد که نمی‌تواند از ادرار و یا مدفوع خوددارى کند، هرچند احوط براى کسى که نمی‌تواند از مدفوع خوددارى کند این است که در صورت توانائى هم خود طواف و نماز آن را انجام دهد و هم براى هر دو نائب بگیرد.
و امّا زنى که خون استحاضه ببیند، احتیاط این است که اگر استحاضه اش قلیله باشد، براى طواف وضو بگیرد و براى نماز آن وضوى دیگرى بگیرد، و اگر متوسطه باشد، باید یک غسل براى طواف و نماز آن انجام دهد و براى هر یک از آن دو یک وضو بگیرد، و اگر کثیره باشد، باید براى هر یک از آن دو یک غسل انجام دهد و به همان اکتفا نماید و نیازى به وضو ندارد، به‌شرط اینکه حدث اصغرى از او سر نزده باشد، و اگر نه احوط و اولى این است که وضو نیز بگیرد ( معناى استحاضه و اقسام سه گانه آن را در رساله هاى عملیه می‌توان دید ) .
سوّم : ( از چیزهایی که در طواف معتبر است ) طهارت از نجاست است، بنابراین در صورت نجس بودن یا لباس طواف صحیح نخواهد بود، و بنا بر احتیاط خونى که کمتر از یک درهم است ( که تقریباً به اندازه بند سر انگشت شست است و وجودش در نماز مضر نیست، وجودش در طواف مضر است، و همچنین است نجاست لباسهاى کوچک مانند جوراب که در نماز مضر نیست، ولى در طواف مضر است، آرى حمل نمودن چیزى که متنجّس باشد در حال طواف مطلقاً اشکالى ندارد .
مسأله 297 : نجس بودن بدن یا لباس به خون زخمى که هنوز بهبودى پیدا نکرده، خواه زخم تازه یا کهنه باشد در صورتی که طاهر نمودن یا عوض کردن آنها چنان سخت باشد که تحمّل سختى آن مشکل باشد، اشکالى ندارد، ولى اگر طاهر نمودن یا عوض کردن به این صورت سخت نباشد، بنا بر احتیاط واجب است آنها را طاهر یا عوض نمود، و همچنین نجس بودن آنها به هر نجاستى در حال ناچارى اشکال ندارد .
مسأله 298 : اگر بعد از طواف بداند که بدن یا لباسش در حال طواف نجس بوده، طواف صحیح است و نیازى به انجام دوباره آن نیست، و همچنین نماز طواف صحیح است، اگر نجس بودن بدن یا لباسش را در حین نماز
نمى دانسته تا بعد از فارغ شدن از نماز، در صورتى که قبل از نماز شک در نجس بودن آنها نداشته باشد، یا اگر داشته فحص و تحقیق نموده و علم به آن برایش پیدا نشده است، و امّا کسى که شک کرده و فحص ننموده در صورتى که بعد از نماز براى او معلوم شود که نجس بوده، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند .
مسأله 299 : اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس بوده و بعد از طواف یادش بیاید، بنا بر اظهر طواف صحیح است، هرچند احتیاط این است که آن را دوباره انجام دهد، و اگر بعد از نماز طواف یادش بیاید، بنا بر احتیاط نماز را دوباره بخواند، در صورتى که فراموشى ناشى از سهل انگارى باشد، و در غیر این صورت، بنا بر اظهر نمازش صحیح است و لازم نیست آن را دوباره بخواند .
مسأله 300 : اگر در حین انجام طواف بداند که بدن یا لباسش نجس است، یا اینکه در حین انجام آن نجس شود، پس اگر بتواند نجاست را از بین ببرد بدون اینکه به موالات عرفى ـ یعنى پی‌درپی بودن اجزاء طواف به نظر عرف ـ ضررى برسد واجب است آن را از بین برده ـ هرچند به وسیله بیرون آوردن لباس نجس از تن باشد، در صورتى که منافى با پوشش لازم در حال طواف نباشد، و یا به وسیله عوض کردن آن با لباس طاهرى که در دسترسش باشد ـ و طوافش را تمام کند و اگر نتواند از بین ببرد، احتیاط این است که طواف را تمام کند و پس از آنکه نجاست را از بین برده طواف را اعاده نماید اگر علم به نجاست یا عروض آن قبل از پایان شوط چهارم باشد اگرچه ظاهر این است که لازم نیست طواف را دوباره انجام دهد حتى صورت اخیر .
چهارم : ختنه است، و این تنها در مرد شرط است، و احوط بلکه اظهر این است که این شرط در بچه اى که خوب و بد را می‌فهمد نیز معتبر است، و امّا بچه اى که نمی‌فهمد و ولیش او را طواف می‌دهد، معلوم نیست که این شرط در او معتبر باشد، اگرچه معتبر بودنش احوط است .
مسأله 301 : اگر محرم بدون ختنه طواف نماید، خواه بالغ باشد یا بچه اى که خوب و بد را می‌فهمد، طوافش صحیح نیست، و اگر آن را در حالى که ختنه شده باشد دوباره انجام ندهد بنا بر احتیاط حکم او حکم کسى است که طواف را ترک کرده است، و احکامى که در مسائل آینده براى تارک طواف ذکر خواهد شد، شامل او هم می‌شود .
مسأله 302 : اگر مکلفى که ختنه نشده مستطیع شود، پس اگر بتواند در سال حصول استطاعت ختنه کند و حج نماید، اشکالى نیست، و اگر نتواند، باید حج را تا پس از ختنه نمودن تأخیر اندازد .
و اگر اصلاً نتواند ختنه کند، چه به علت ضرر باشد و یا سختى و مشقت زیاد و یا مانند آن، وجوب حج از او ساقط نمی‌شود، ولى احتیاط این است که در عمره و حج هم خود شخصاً طواف کند و هم براى طواف نائب بگیرد، و پس از طواف نائب، خودش نماز طواف را بخواند .
پنجم : پوشاندن عورت، و احتیاط این است که همان مقدار که در نماز پوشاندنش واجب است در طواف نیز واجب است، و اولى بلکه احوط این است که تمام شرائطى که در لباس نماز گذار معتبر است در پوشاننده عورت نیز معتبر است، بلکه در تمام لباس طواف کننده معتبر است .
واجبات طواف ← → طواف
العربية فارسی اردو English Azərbaycan Türkçe Français