پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آقای سید علی حسینی سیستانی

کتب فتوایی » مناسک حج

احکام نیابت ← → شرایط وجوب حج

وصیت به حج

مسأله 73 : کسى که حجةالاسلام بر ذمه اش می‌باشد و مرگش نزدیک شود، چنانچه مالى دارد که وافى به هزینه حج باشد، بر او لازم است ترتیبى دهد که اطمینان برایش حاصل شود که پس از مرگش حج را از طرف او انجام می‌دهند، اگرچه با وصیت نمودن به حج در حضور شهود باشد، و اگر مالى نداشته باشد و احتمال دهد که شخصى مجاناً از طرفش انجام دهد، بازهم واجب است که وصیت نماید .
و اگر شخصى که حجةالاسلام بر او مستقر شده باشد، بمیرد، واجب است حجش را از اصل اموالش قضا نمایند، اگرچه وصیت نکرده باشد، همچنین حجش از اصل میراث خارج می‌شود در صورتى که وصیت نموده ولى مقید به ثلث خود نکرده است، و اگر وصیت نموده ولى مقید به ثلث خود نکرده است، و اگر وصیت نموده و مقید به ثلث هم نموده، در این صورت اگر ثلثش (یک سوم دارائی¬اش) وافى به مخارج حج باشد، واجب است حج را از ثلث اخراج نمایند، و بر سایر چیزهایى که به آنها وصیت کرده مقدم است، و اگر ثلث وافى به آن نباشد، لازم است کمبود را از اصل دارایی‌اش تکمیل نمایند .
مسأله 74 : اگر کسى بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد و نزد شخصى ودیعه و امانتى داشته باشد، بعض علماء فرموده اند که اگر احتمال بدهد که چنانچه آن ودیعه را به ورثه اش برگرداند حج را به جا نخواهد آورد، در این صورت براى او جایز بلکه واجب است که مال امانت را مصرف قضای حج صاحب امانت نماید، به اینکه خود با مال مذکور از طرف او حج نماید، و یا اینکه کسى را اجیر این کار کند، و چنانچه چیزى از امانت زیاد آمد، زیادى را به ورثه او بدهد، ولى این حکم خالى از اشکال نیست .
مسأله 75 : کسى که بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد، و خمس و زکات نیز بر ذمه داشته باشد، و دارائى او کفاف تمام اینها را ندهد، پس اگر مالى که خمس یا زکات به آن تعلق گرفته موجود باشد، باید خمس و زکات را بر حج مقدم بدارند و آنها را بپردازند، و اگر خود آن مال موجود نباشد و خمس و زکات به ذمه وى منتقل شده باشد، حج بر آنها مقدم خواهد بود، و اگر دین و بدهى بر ذمه میت باشد، بعید نیست که دین مقدم بر حج باشد.
مسأله 76 : کسى که بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد، براى ورثه جایز نیست تا زمانی که ذمه او به حج مشغول است به طورى در میراث تصرّف نمایند که منافى با قضای حج میت از میراث باشد و فرقی نمی کند که هزینه حج مساوی میراث باشد یا کمتر از آن . بلى در صورتى که هزینه حج کمتر از میراث باشد، مانعى ندارد ورثه در مقدار زائد بر هزینه حج تصرف نمایند، اگرچه این تصرف تلف شود.
مسأله 77 : کسى که بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد، و میراث وى به مقدار هزینه حج نباشد، واجب است در صورتى که بدهى یا خمس یا زکات داشته باشد در آنها صرف شود، و اگر نداشته باشد میراث براى ورثه است، و بر ورثه واجب نیست کمبود هزینه حج را از مال خود تکمیل نمایند تا به وسیله آن حج او را انجام دهند .
مسأله 78 : کسى که بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد، واجب نیست از وطن نایب بگیرند، بلکه
نایب گرفتن از میقات کافى است، اگرچه نزدیکترین میقات ها به مکه باشد، بلى احوط این است که از وطن، نایب گرفته شود . و اگر میراث میت وافى به مصارف حج باشد، از هر میقاتی که نایب گرفته شود کافى است، اگرچه ارزانترین آنها باشد، ولی احوط و اولی این است که از وطن نایب گرفته شود، در صورتى که میراث گنجایش حج
از وطن و غیر آن، از واجباتى که باید ذمه را از آنها فارغ نمود داشته باشد، ولى اجرت بیشتر از میقات نباید از سهم وارثان صغیر کسر گردد بلکه از سهم وارثان بالغ، با رضایت آنها کسر می‌گردد .
مسأله 79 : کسى که بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد و میراث او وافى به هزینه حج باشد، احوط این
است که فوراً براى فارغ شدن ذمه او اقدام نمایند، اگرچه با اجیر گرفتن از میراثش باشد، و اگر در همان سال اول اجیر و نایب گرفتن از میقات ممکن نباشد، احوط
این است که از وطنش نایب بگیرند و تا سال آینده به تأخیر نیندازند، اگرچه بدانند که نایب گرفتن از میقات در
سال بعد ممکن است، ولى مقدار زائد بر استیجار از میقات نباید از سهم نابالغان ورثه کسر شود .
مسأله 80 : کسى که بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد و میراث او وافى به مصارف حج باشد، اگر نایبى
پیدا نشود مگر به بیشتر از مقدار معمول، احتیاط این
است که نایب گرفته شود، و براى صرفه جوئى بر
ورثه تا سال آینده به تأخیر انداخته نشود، ولى در این صورت زائد بر اجرت معمول از سهم نابالغان ورثه نباید
حساب شود .
مسأله 81 : کسى که بمیرد و بعضى از ورثه وى اقرار کنند که حجةالاسلام بر ذمه متوفى بوده و سایر ورثه منکر آن باشند، بر اقرار کننده واجب نیست مگر پرداخت سهم خود از هزینه حج معادل سهمش از ارث، مثلاً اگر نصف ارث مال او باشد نصف هزینه هم به عهده او است، پس اگر سهمش وافى به هزینه حج بود اگرچه با کامل نمودن کسرى آن به وسیله پرداخت مجانى شخص دیگرى یا به وسیله دیگرى ـ اجیر گرفتن بر او واجب خواهد شد، و اگر وافى نبود واجب نخواهد شد، و بر اقرار کننده واجب نیست که کسرى را از سهم الارث یا مال شخصى خودش جبران نماید .
مسأله 82 : کسى که بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد، چنانچه شخصى بدون اجرت به جاى او حج نمود کفایت می‌کند و واجب نیست که از میراثش براى او نایب بگیرند، و همچنین اگر وصیت به حج از ثلث خود نماید و شخصى حج را به جاى او بدون اجرت به جا آورد، که در این صورت هم واجب نیست از ثلث برایش نایب بگیرند، ولى معادل هزینه حج از ثلث حق ورثه نخواهد بود، بلکه باید در خیراتى مصرف شود که به نظر میت نزدیکتر باشد.
مسأله 83 : کسى که بمیرد و حجةالاسلام بر ذمه وى باشد و وصیت نموده که از وطنش نایب گرفته شود واجب است از وطن نایب گرفته شود، ولى مازاد بر اجرت میقات از ثلث خارج می‌شود، و چنانچه فقط وصیت به حج نموده و چیزى تعیین نکند به نایب گرفتن از میقات اکتفا می‌شود. مگر در صورتى که قرینه‌ای باشد که مراد وى استیجار و نایب گرفتن از وطن باشد، مثل اینکه مقدارى از مال را تعیین کند که مناسب حج از وطن باشد .
مسأله 84 : هرگاه وصیت به حج از وطن نماید، ولى وصى یا وارث کسى را از میقات اجیر نماید، در صورتى که اجاره از مال میت باشد اجاره باطل است، ولى ذمه میت با عمل اجیر از حج فارغ می‌شود .
مسأله 85 : چنانچه وصیت به حج از وطنى غیر وطن خود نماید، مثل اینکه شخصى که اهل مشهد است وصیت کند از نجف ـ مثلاً ـ برایش نایب بگیرند، عمل
به این وصیت واجب است، و مازاد بر اجرت حج میقاتى از ثلثش اخراج می‌شود .
مسأله 86 : اگر وصیت کند که براى حجةالاسلام از طرف او نایب گرفته شود و اجرت را نیز تعیین نموده باشد، عمل به این وصیت واجب است، و هزینه‌اش از اصل میراث برداشته می‌شود، در صورتى که بیش از اجرت معمولى عمل وصیت شده نباشد، و اگر بیش از آن بود تفاوتش از ثلث خواهد بود .
مسأله 87 : هرگاه وصیت کند که از مال معینى برایش حج بجا آورند و وصى بداند که به آن مال خمس یا زکات تعلق گرفته، واجب است اول خمس یا زکات آن مال را داده و باقیمانده را صرف در راه حج نماید، و چنانچه کفایت مصارف حج نکند ، لازم است کمبود را از اصل میراث جبران نماید، در صورتى که حجى که وصیت کرده حجةالاسلام باشد، و اگر حجةالاسلام نباشد باقیمانده در خیراتى باید مصرف شود که به قصد میت نزدیکتر باشد، در صورتى که وصیت به نحو تعدد مطلوب باشد، یعنى اینکه قصد میت از وصیت به حج ـ که برحسب فرض حجةالاسلام نیست ـ دو مطلب باشد، یکى خودِ انجام شدن کار خیر و دوم اینکه این کار خیر حج باشد، ولى اگر به نحو تعدد مطلوب نباشد باقیمانده مال معین جزء میراث و براى وارث خواهد بود .
مسأله 88 : در صورتى که نایب گرفتن براى حج از طرف میت به وصیت یا غیر وصیت واجب شده باشد،
و کسى که واجب بود نایب بگیرد سهل انگارى و اهمال نموده، و مالى که براى حج در نظر گرفته شده بود تلف شود، این شخص ضامن خواهد بود، و بر او واجب است که از مال خود برایش نایب بگیرد .
مسأله 89 : در صورتى که ثبوت و استقرار حج بر ذمه میت معلوم و به جا آوردنش مشکوک باشد، واجب است از طرف او به جا آورده شود، و هزینه اش از اصل میراث خارج می‌گردد .
مسأله 90 : به مجرد اجیر گرفتن ذمه میت فارغ
نمی‌شود، بنابراین اگر دانسته شود که اجیر به جهت عذر یا بدون آن حج را به جا نیاورده، واجب است دوباره اجیر گرفته شود، و مخارج اجیر گرفتن بار دوم از اصل میراث برداشت می‌شود . و در صورتى که اجرت اولى از مال میت بوده و پس گرفتنش ممکن باشد لازم است پس گرفته شود .
مسأله 91 : اگر اجیرهاى متعددى باشد، بنا بر اظهر واجب است کسى را اجیر کند که از حیث فضیلت و شرف اجیر نمودن او منافى با شؤون میت نباشد، اگرچه غیر او اجرتش کمتر باشد، و اگرچه اجیر گرفتن از اصل میراث باشد و از ثلث نباشد و در ورثه نابالغ و یا بالغ ناراضى باشد .
بلى اجیر گرفتن به نحوى که گذشت در صورتى که مزاحم با اداء و پرداخت بعضى از واجبات مالى متعلق به ذمه میت، مانند قرض و زکات باشد مشکل است، و همچنین اگر مزاحم با غیر واجب مالى از چیزهایى که به آنها وصیت نموده است باشد .
مسأله 92 : در وجوب اجیر گرفتن از وطن یا میقات تقلید یا اجتهاد وارث مراعات می‌شود نه خود میت، پس چنانچه عقیده میت وجوب حج از وطن بوده و عقیده وارث جواز استیجار از میقات باشد، بر وارث واجب نیست از وطن اجیر بگیرد .
مسأله 93 : هرگاه حجةالاسلام بر ذمه میت باشد
و میراثى نداشته باشد، بر وارث واجب نیست که براى او اجیر بگیرد . بلى بر مؤمنین ـ مخصوصاً نزدیکانش ـ مستحب است ذمه او را فارغ نمایند .
مسأله 94 : هرگاه میت وصیت به حج بنماید، پس اگر دانسته شود که حجى که وصیت به آن کرده حجةالاسلام بوده، لازم است هزینه آن از اصل میراث برداشته شود، مگر در صورتى که خودش تعیین کرده باشد که از ثلث برداشته شود، که در این صورت از ثلث برداشته می‌شود، و اما اگر دانسته شود که حجى که وصیت نموده حجةالاسلام نیست یا شک در آن حاصل شود، در این صورت هزینه حج از ثلث برداشته می‌شود .
مسأله 95 : هرگاه وصیت به حج نموده و شخص بخصوصى را براى به جا آوردن حج تعیین کرده باشد، لازم است عمل به وصیت شود، پس اگر آن شخص قبول نکرد مگر اینکه اجرتى بیش از مقدار متعارف به او بدهند، مقدار
زیادى از ثلث برداشته می‌شود اگر حجى را که وصیت نموده حجةالاسلام باشد، و چنانچه آن هم ممکن نباشد، دیگرى را به همان مقدار متعارف اجیر نمایند، در صورتى که وصیت به حجةالاسلام نموده باشد، یا وصیت به نحو تعدد مطلوب باشد، یعنى اینکه قصد میت از وصیت به حج و تعیین شخص دو مطلب باشد، یکى اصل انجام شدن حج و دیگرى اینکه حج توسط شخص معین انجام شود .
مسأله 96 : هرگاه وصیت به حج نموده و اجرتى تعیین کند که هیچ کس رغبت به آن نداشته باشد، یعنى کمتر از مقدار متعارف باشد، پس اگر حجى که وصیت نموده حجةالاسلام باشد، لازم است کمبود را از اصل میراث جبران نموده، و چنانچه حجةالاسلام نباشد لازم است اجرتى که تعیین نموده در خیراتى مصرف شود که به قصد میت نزدیکتر باشد، در صورتى که وصیت به نحو تعدد مطلوب باشد، یعنى اینکه قصد میت از وصیت به حج دو مطلب باشد، یکى اصل انجام شدن کار خیر و دوم اینکه این کار خیر حج باشد، ولى اگر به نحو تعدد مطلوب نباشد، وصیت باطل و اجرت تعیین شده جزء میراث است .
مسأله 97 : اگر کسى منزل خود را ـ مثلاً ـ بفروشد به مبلغى، و با مشترى شرط کرده باشد که آن مبلغ را پس از مردنش صرف در حج از طرفش بنماید، در این صورت قیمت منزل جزء میراث خواهد بود، پس اگر آن حج حجةالاسلام بوده باشد شرط مزبور لازم شده و واجب است قیمت منزل صرف اجرت حج شود، در صورتى که بیش از اجرت متعارف نباشد، چنانچه بیش از آن باشد مقدار متعارف از اصل میراث و مازاد بر آن از ثلث حساب می‌شود، و اگر آن حج حجةالاسلام نبوده، باز هم شرط لازم است و تمام اجرت حج که همان قیمت منزل است از ثلث حساب می‌شود، و چنانچه ثلث کمتر از آن اجرت و قیمت باشد شرط مذکور در مازاد بر ثلث لازم العمل نخواهد بود .
مسأله 98 : هرگاه شخصى منزل خود را ـ مثلاً ـ به دیگرى مصالحه کند به شرط آنکه پس از مردنش براى
او حج به جا آورد، چنین شرطى صحیح و لازم خواهد بود، و آن منزل از ملک مصالح و شرط کننده خارج شده و از میراث محسوب نخواهد بود، هرچند آن حج، حج مستحبى باشد و حکم وصیت شامل آن منزل نخواهد شد، و همچنین است اگر منزل خود را به دیگرى واگذار و تملیک نماید به شرط آنکه آن را فروخته و قیمتش را صرف حج براى او پس از مردنش بنماید، پس تمام اینها صحیح و لازم خواهد بود، هرچند چیزى که شرط شده عمل مستحبى باشد، و ورثه حقى در آن منزل نخواهد داشت . و اگر طرف مقابل از عمل به شرط تخلف نمود، ورثه حق به هم زدن معامله را ندارند بلکه ولى میت خواه وصى او باشد خواه حاکم شرع، می‌تواند معامله را فسخ نماید و اگر فسخ نمود، آن مال به ملک میت برمی گردد سپس جزء میراث و براى ورثه خواهد شد .
مسأله 99 : هرگاه وصى بمیرد و دانسته نشود که براى حج موصى قبل از مردن اجیر گرفته یا نه، در صورتى که وصیت به حجةالاسلام باشد واجب است از اصل میراث اجیر گرفته شود . و اگر غیر حجةالاسلام باشد باید از ثلث اجیر گرفته شود . و چنانچه وجهى که بابت حج در نظر بوده وصى آن را قبض کرده و موجود باشد اخذ می‌شود، اگرچه احتمال برود که وصى از مال خود اجیر گرفته و بعداً مال موصى را براى خود به جاى آن برداشته، و اگر موجود نباشد ضمانتى بر وصى نخواهد بود، زیرا که احتمال می‌رود بدون سهل انگارى نزد او تلف شده باشد .
مسأله 100 : چنانچه مالى که براى حج در نظر گرفته شده بدون سهل انگارى در نگهدارى آن در دست وصى تلف شود، وصى ضامن نخواهد بود، و واجب است از بقیه میراث اجیر گرفته شود، در صورتى که حج وصیت شده حجةالاسلام باشد، و چنانچه حجةالاسلام نباشد از بقیه ثلث باید اجیر گرفته شود، و چنانچه بقیه بین ورثه تقسیم شده باشد باید اجرت اجیر از آنها به نسبت پس گرفته شود، یعنى اینکه کسى که نصف بقیه را برداشته ـ مثلاً ـ باید نصف اجرت را بدهد . و همچنین اگر کسى براى حج اجیر شده و قبل از به جا آوردن حج بمیرد و میراثى نداشته باشد یا داشته ولى گرفتن از آن ممکن نباشد .
مسأله 101 : هرگاه مال قبل از اجیر گرفتن در دست وصى تلف شود و دانسته نشود که تلف در اثر سهل انگارى بوده، جایز نیست تاوان و بدل آن از وصى گرفته شود .
مسأله 102 : اگر کسى وصیت کند که فلان مقدار از مال در غیر حجةالاسلام صرف شود، و احتمال برود آن مقدار بیشتر از ثلث است، جایز نیست تمام آن صرف شود مگر با رضایت ورثه .
احکام نیابت ← → شرایط وجوب حج
العربية فارسی اردو English Azərbaycan Türkçe Français